Collection 10 Flashcards
aspect
نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه
differ
فرق داشتن، اختلاف داشتن، تفاوت داشتن
vast
پهناور، وسیع، بزرگ ، زیاد، بیکران
occasionally
گهگاه، بعضی از اوقات
assign
واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، اختصاص دادن
portrait
تصویر، نقاشی، تصویر کردن
landscape
دورنما، منظره ، چشم انداز، با منظره، تزئین کردن
Purchase
خریداری
Override
برتری جستن بر، برتر یا مهمتر بودن& لغو کردن، باطل کردن
phase
مرحله ، فاز
inherit
وارث شدن، از دیگری گرفتن، مالک شدن، جانشین شدن
seldom
بسیار کم، بندرت، خیلی کم
caret
هشتک ، نشان
replicate
تکرار کردن، برگرداندن، تازدن
idiom
لهجه، زبان ویژه، اصطلاح
parse
تجزیه کردن، اجزائ وترکیبات جمله را معین کردن
leak
رخنه، سوراخ، نفوذ کردن
tracking
پیگردی
counterpart
نقطه مقابل، قرین، همکار، رونوشت، همتا
sibling
هم نیا، هم نژاد
orientation
گرایش، جهت، آشنائی، راهنمائی، جهت یابی
assistant
دستیار، معاون، دستیار، ترقی دهنده
either
هریک از دوتا، این و آن
کلمه مخالف آن neither است یعنی هیج کدام
criterion
ضابطه، معیار، ملاک، میزان، مقیاس
insensitive
بیحس، بی عاطفه، غیر حساس، کرخت
applicable
قابل اجرا
swipe
ضربت سخت، حرکت جاروبی
serve
خدمت کردن، بکار رفتن، بدرد خوردن، ( در بازی ) توپ رازدن
invoke
طلب کردن، بالتماس خواستن، احضار کردن
insertion
درج، جااندازی، الحاق
binding
الزام آور، اجباری، صاحفی، جلد، شیرازه، انقیاد، جلد
occurrence
رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف
factor
نماینده، فاعل، سازنده، فاکتور، عامل، ضریب
transformation
دگرسازی، تغییر شکل، دگرگونی
fragment
پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده
encapsulate
بصورت کپسول درآوردن، در کپسول گذاردن، در محفظه ای قرار دادن
appropriate
اختصاص دادن، درخور، مناسب
leftmost
سمت چپ ترین
Alternatively
متناوبا، به نوبت
inspect
سرکشی کردن ، بازرسی کردن
ellipsis
حذف، انداختگی، انداختن لغات
shading
سایه ( در نقشه کشی )، اختلاف جزئی ( در رنگ ومعنی وغیره )، توصیف، اصلاح
Brace
خط ابرو، آکولاد، آتل
Parentheses
کمانها، پرانتز ها
delimiter
حائل
surround
فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه
token
نشانه، نشان، علامت
indent
کنگره دار کردن، بر جسته کردن، دندانه دار کردن، تو رفتگی
wrap
پیچیدن، بستن، پوشاندن
depth
ژرفا، عمق، قعر، گودی
deliver
آزادکردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق وغیره )، رستگار کردن
article
بصورت مواد در آوردن، کالا، ماده، بند، فصل، مقاله
canvas
کرباس، پارچه مخصوص نقاشی، نقاشی، پرده نقاشی
nest
آشیانه، لانه، آشیانه ای کردن، درمحل محفوظی جای گرفتن، پیچیدن
dash
خط تیره، بسرعت انجام دادن، فاصله میان دو حرف
align
هم تراز کردن، دریک ردیف قرار گرفتن، بصف کردن
attribute
صفت، نسبت دادن، نشان، شهرت
constraint
قید، محدودیت، اجبار، اضطرار
dimension
اندازه، بعد، اهمیت، ابعاد
skeletal
اسکلتی، وابسته به استخوان بندی، کالبدی
outlet
دررو، فروشگاه، پریز، روزنه، مجرای خروج
trigger
ماشه، رها کردن، راه انداختن
correspond
برابربودن، بهم مربوط بودن، مانند یا مشابه بودن
grid
توری، سیخ شبکه ای، رشته های درهم و برهم راه آهن و مانند آن، سوراخ
Sprite
روح، شبح، جن، الهام
infrastructure
پیدایش، شالوده، سازمان، زیر سازی، زیربنا
manipulate
بادست عمل کردن، بامهارت انجام دادن، دستکاری کردن
geometry
علم هندسه
texture
بافندگی، شالوده، تاروپود