Collection 04 Flashcards
wealth
دارايي، توانگري
accomplish
انجام دادن
depict
شرح دادن، نمايش دادن
mention
ذكر، اشاره
freak
وسواس، دمدمي بودن
resolve
تصميم
query
پرس و جو
dwindle
رفته رفته كوچك شدن
crawl
خزيدن
congestion
تراكم، تجمع، گرفتگي(خون)
epic
رزمي، حماسي
proportion
نسبت
growth
رشد، نمو
storm
طوفان
chatty
خوش صحبت، پرحرف
de facto
actuallyبالفعل
unlike
برعكس
conversely
در مقابل
optimize
بهينه سازي
break up
تفكيك كردن
wherein
درچه(خصوصيت يا زمينه)
term
(شرايط، دوره)، اصطلاح، عبارت
efficient
كارآمد، مؤثر
by contrast
درمقابل
reduce
كم كردن
contribute
همكاري و كمك كردن
layout
طرح بندي
cram
چپاندن
lame
لنگ، عاجز شدن
indeed
به راستي، حقيقتا
riot
شورش، آشوب، فتنه
tight
سفت، محكم
informed
آگاهانه
budget
بودجه
manufacturer
سازنده
ran
(p.p. of run)فرار
standardization
متعارف سازي
barrier
حصار، مانع
vendor
فروشنده
interoperable
سازگار
conceptual
تصوري، ادراكي
manner
راه، روش
relate
بازگو كردن
ultimately
درنهايت
departments
بخش ها
inventory
دفتر دارايي، صورت كالا
metaphor
استعاره، كنايه
smoothy
هموار
rely
تكيه
competent
شايسته
facilitate
تسهيل كردن
practical
كاربردي
varying
مختلف
partnership
مشاركت
acquire
بدست آوردن
imperative
ضروري، امري
binding
اجباري
interoperate
عملياتي
thus
بدين گونه
aid(ing)
كمك(معين)
industry
صنعت
encourage
تشويق
hamper
مانع شدن
though
به هر حال
precedent
سابقه داشتن، ماقبل
etiquette
رسوم، آداب
compression
فشرده سازي
spot
نقطه
apparent
پيدا، آشكار
trace
رديابي كردن
nab
قاپيدن، دستگير كردن
intend
قصد داشتن
sufficient
بسنده، كافي
essentially
اساسا
conversion
تبديل
adapt
وفق دادن
tearing down
پاره كردن
entity
وجود
entities
اشخاص
coordinate
مختصات
reassemble
دوباره سر هم كردن (دوباره سوار كردن)
transparent
شفاف، ناپيدا
orient(ed)
شرق (جهت دار)
portion
جزء، بخش، تكه
skinny
لاغر، پوستي
acknowledge
تصديق كردن
sequence
دنباله، توالي، ترتيب
integrity
بي نقص، تماميت