Collection 03 Flashcards
firm
شركت
grasp
فهميدن
concept
مفهوم
fullest
كمال
enhance(d)
بالابردن(پيشرفته)
span(ning)
محدوده(پوشا)
nitty-gritty
مهمترين قسمت
reinforce
تقويت كردن
extend(ed)
گسترش(تمديد شده)
portion
بخش، جزء
nail
قاپيدن، گرفتن، ناخن
introductory
وابسته به مقدمه
regarding
راجع به
gear
دنده
concentrate
متمركز كردن
proficient
زبردست، متخصص
foundation
بنياد
effort
تقلا، تلاش
further
بيشتر، مجدد، جلوتر
intention
قصد، منظور
glean
اينسو و آنسو جمع كردن
skim
بطور سطحي خواندن
referring
اشاره
companion
همراه، همدم
mention
ذكر، اشاره
discipline
نظم و انضباط
aside
به كنار، جداگانه
assessment
تشخيص، اظهار نظر
exclusively
منحصرا
entirely
تماميت، جمع كل
arsenal
انبار، مهمات جنگي
appointment
تعيين، قرار ملاقات
procedure
روش
glance
نگاه
identical
يكسان
syntax
گرامر، نحو، تركيب
meas(ly)
مخفف measure اندازه گيري(دوام)
fill-in
جانشين شونده
proctor
ناظر، نظارت كردن
partial
جانبدار، مغرض
conclusion
نتيجه گيري
elimination
حذف، رفع
obviously
واضح، بديهي
odds
شانس
dozen(s)
دوجين، دهها
reside
قرار داشتن
periodic
متناوب
collision
تلاقي، برخورد
flavor
طعم
trunk(ing)
بدنه(تنه)
stub
ريشه
facilitate
تسهيل
prompt
سريع، فوري
passive
مفعول، تأثير پذير
echo
فرمان، اكو
propagate
گستردن، تكثير كردن
function
وظيفه
specification
خصوصيات
operation
عملكرد، عمليات
impact
به هم فشردن
interpret
تفسير كردن، ترجمه كردن
differentiate
فرق گذاشتن، مشتق
configure
پيكربندي
verify
بررسي
appropriate
اختصاص دادن، درخور
segmentation
قطعه بندي
concept
مفهوم
implement
انجام
scheme
طرح، برنامه
enterprise
سرمايه گذاري
enterprising
مشاغل
dissect
كالبد شكافي كردن
hierarchical
سلسله مراتبي
disparate
ناجور، مختلف
crucial
بسيار سخت، وخيم
bunch
تعدادي از چيزها
encounter
روبرو شدن
evolve
باز كردن، استنتاج كردن
grown
(p.p. of grow)رشد كرده
exponent
توان، نما
exponentially
نمايي
unless
مگر اينكه
uncommon
غير عادي، نادر
relevant
مربوط، وابسته