Collection 05 Flashcards
maintain
نگه داشتن
connection oriented
اتصال گرا
govern
تابع خود كردن، كنترل
handshake
دست دادن
peer
همتا، جفت
per
در هر
depict
شرح دادن، به تصوير كشيدن
typical
نوعي
be initiated
آغاز شود
synchronize
همگام بودن، همزمان بودن
bidirectional
دو طرفه
simultaneously
در يك زمان، همزمان
botch
از شكل انداختن، سنبل كردن
akin
وابسته، يكسان
bottleneck
تنگنا
burst
پيوسته، پشت سر هم
deluge
سيل، طوفان
eventually
سرانجام، عاقبت
exhaust
خسته
track
دنبال كردن، مسير
folk
مردم
capsule
كپسول، پوشش
surround
احاطه كردن
lunar
قمري
stripped off
محروم كردن
conjunction
اتصال
obsessive
وسواسي
hence
از اين رو
integrate
مجتمع كردن، انتگرال
latency
تأخير
estate
املاك، دارايي، حالت
mystery
رمز، سر، معما
choke
مسدود كردن، خفه كردن
digits
اعداد (از ٠ تا ٩)
nibble
نصف يك بايت
demonstrate
اثبات كردن، نشان دادن
brave
شجاع، عالي، آراستن
procedural
وابسته به طرز عمل ورودي
examine
امتحان كردن، بازرسي كردن
resemble
شباهت داشتن
enlarge
بزرگ كردن، بسط دادن
afford(able)
استطاعت داشتن(مناسب تر)
readily
زود، از روي ميل، به سهولت
scale
مقياس، پوسته
infrastructure
زيربنا، سازمان
straightforward
راست، درست
presence
پيشگاه
sustain
متحمل شدن، نگه داشتن
throughput
عملكرد، توان، خروجي
aggregate
متراكم، جمع
capable
توانا، بااستعداد
redundancy
نسخه برداري از يك ويژگي به منظور جلوگيري از خرابي سيستم در قبال عملكرد بر آن ويژگي
preamble
سرآغاز، مقدمه
delimiter
حائل
significant
مهم، معني دار
illegal
غير قانوني، نامشروع
coax
كابل كواكسيال، كابل هم محور
justify
هم تراز كردن، توجيه كردن
industry
صنعت
alliance
پيوستگي، اتحاد
inherent
ذاتي، اصلي
attenuation
تضعيف
crosstalk
هم شنوي
adjacent
مجاور، نزديك
bayonet
سرنيزه، با سرنيزه مجبور كردن
nut
چرخنده ساعت، مهره، خل
thick
كلفت، ضخيم
characteristics
مشخصات
copper
مس
susceptible
مستعد، حساس
irrelevant
نامربوط
wrap(ped)
بسته بندي (پيچيده)
trailer
تعقيب كننده، يدك، پشت بند
technician
كاردان، متخصص فني
dictate
ديكته كردن، امر كردن
turns out
به نتيجه رسيدن، با كليد خاموش كردن
redundant
زائد، افزونه
sibling
برادر يا خواهر، هم نيا، هم نژاد
regardless
صرف نظر از، با وجود، عليرغم
subordinate
فرعي، پايين تر، فرمانبردار
grant
اهدا، بخشش
discern
تشخيص دادن
likewise
بعلاوه، نيز