Collection 07 Flashcards
propose
پيشنهاد کردن، طرح کردن
digitize
رقمي کردن، ديجيتالي کردن
inherent
ذاتي، ماندگار، جدا نشدني، لاينفك
tolerance
تحمل، بردباري، دامنه تغييرات، خطاي مجاز
impractical
غير عملي، نشدني
trend
تمايل داشتن، گرايش، روند، توجه داشتن، توجه
tend
گراييدن، ميل کردن
uncertainty
عدم حتميت، عدم اطمينان، چيز نامعلوم
imply
دلالت داشتن، اشاره داشتن بر، رساندن
perspective
نما، منظره، چشم انداز، فن کشيدن اشيا در روي سطح
survey
نقشه برداري، تحقيق، بررسي
behavior
رفتار، حركت، وضع
resilience
فنريت، قابليت ارتجاع، جهندگي
feature
تركيب، چهره، بطور برجسته نشان دادن، خصيصه، ويژگي
methodology
روش شناسائي، متدلوژي، روش بررسي
literature
ادبيات، نوشته، همه كتاب هايي كه در يك موضوع نوشته شده باشند
concept
راه كار، توصر كلي، مفهوم
practical
فعال، عملي، قابل استفاده
constrain
مجبور كردن، حبس كردن، در فشار يا اجبار گذاشتن
stringent
سخت، دقيق، صريح، كه مو لاي درزش نرود
consumption
مصرف
phenomena
پديده، حادثه
manufacturing
صنعتي، کارخانه دار
manufacture
ساختن، توليد کردن
consequently
در نتيجه، بنابراين
interpret
تفسير كردن، تعبير كردن، معني كردن
faulty
مقصر، معيوب، ناقص
denote
دلالت کردن بر، معني دادن، فهمانيدن
reflect
منعكس كردن، برگرداندن، نمايش دادن
Abstract
خلاصه كننده، جدا كردن، ربودن
credit
اعتبار، امتياز
redistribute
دوباره پخش كردن
prior
پيشي، پيشين، قبلي
exact
درست، صحيح، دقيق
approximate
نزديک شدن، تقريبي
ratio
نسبت، ضريب
principle
قاعده اصلي، اصول، قانون
gain
سود، منفعت، افزايش، پيش رفتن، بهره، تقويت(سيگنال، توان، جريان، ولتاژ)
consist
مركب بودن، ساخته شدن يا بودن
suitably
به طور مناسب يا شايسته
illustrate
شرح و توضيح دادن، بامثال يا شكل حالي كردن
transient
زودگذر، فاني، ناپايدار
cosmic
مربوط به عالم هستي
radiation
تابش، پرتوافکني، تشعشع
severely
سخت، به سختي، شديدا
applicability
عملي بودن، قابليت اجرا، كاربردپذيري
identical
يكسان، همامند، برابر
Transaction
معامله، داد و ستد، خلاصه مذاكره
embed(ded)
درج كردن، نشاندن، محاط كردن،(جاسازي شده، دروني، توكار)
intrinsic
بي واسطه، ذاتي، دروني
suitability
مناسب، شايستگي
worth
ارزش، بها، ارزنده، لايق
reexamine
دوباره امتحان کردن، از نو آزمودن
cope(s)
رداي كاتوزيان، جبه، سرپوش
poorly
بد، ناخوش، به طور ناقص
brief
كوتاه، مختصر، خلاصه
fundamental
اساسي، بنيادي، پايه
concern(ing)
علاقه، نگراني، بستگي، دخالت، شركت، كار، (در خصوص، راجع به)
influence
نفوذ، تأثير
subsequent
بعدي، ثانويه، بهد، پيروي
explore(d)
پيگردي كردن، اكتشاف كردن، بازرسي كردن، معاينه كردن
concurrently
يكجا، باهم، دمسازانه
numerous
پرجمعت، سنگين، زياد
untrustworthy
غير قابل اعتماد، ناپايدار
drawback
برگشت، بي فايدگي، كاهش، كسر
diminish
كم كردن، باريك كردن، كوچك شدن، كاستن
nevertheless
با وجود اين، با اين همه
implication
اشاره، دلالت، مفهوم، معناي ضمني
density
تراكم، چگالي، غلظت
constitute
تشكيل دادن، برپاكردن، تركيب كردن
compactness
به هم فشردگي، جمع بودن، متراكم
trade off
رابطه جايگزيني، سبك و سنگين كردن
substantially
اساسا، در اساس، در واقع
supply
تهيه كردن، عرضه
reducing
تبديل كردن، احيا كنندگي
critique
فن انتقاد، مقاله يا متن انتقاد آميز
emphasis
تأكيد، تكيه، اهميت