B1 - 1.2.22 Flashcards
Lektion 22 | BRD, DDR
Bau
der
the construction
ساخت
Bundesstaat
der
the State
ایالت
Bundesregierung
die
the federal government
دولت فدرال (آلمان و اتریش)
Denkmal
das
the monument
مجسمه اثر تاریخی
Einführung
the introduction
die
Einführung
واژه Einführung در این کاربرد به معنای مقدمه یا معرفی است. مثلاً معرفی یک محصول جدید، یا مقدمه یک همایش.
البته Einführung گاهی اشارهای به مطالب اولیه مرتب با یک موضوع هم دارد، مثلاً “eine kurzweilige Einführung in die Physik” (یک مقدمه کوتاه از فیزیک)
Europäische Union
die
اتحادیه اروپا
the European Union
europäisch
European
1 اروپایی وابسته به اروپا
Flucht
die
فرار
the escape
Gegner
the enemy
der
دشمن
Die früheren Kriegsgegner verhandeln über einen Friedensvertrag.
1. دشمنان سابق جنگ در حال مذاکره برای یک پیمان صلح هستند.
مخالف
Sie ist eine Gegnerin von Tierversuchen.
1. او یک مخالف آزمایش بر روی حیوانات است.
حریف
Die Mannschaft aus Frankreich war ein sehr starker Gegner.
1. تیم فرانسه حریف خیلی قویای بود.
Gewalt
die
the violence
خشونت
1.Die Polizei muss hemmungslose Gewalt verhindern.
1. پلیس باید از خشونت کنترلنشده جلوگیری کند.
2.Ich mag keine Filme, in denen Gewalt vorkommt.
2. من هیچکدام از فیلمهایی که در آنها خشونت اتفاق میافتد، دوست ندارم.
زور اجبار
1.Die Tür ließ sich nur mit Gewalt öffnen.
1. این در فقط با زور باز میشود.
2.Nur mit Gewalt konnte er gestoppt werden.
2. تنها با اجبار ممکن بود که او متوقف بشود.
gewaltvoll
violently, with violence
پرخشونت خشونتآمیز
1.Viele unserer Mandanten hatten gewaltvolle Vorgeschichten.
1. بسیاری از موکلهای ما پیشینه پرخشونتی داشتند.
2.Wenn Europa nicht wachsam bleibt, werden gewaltvolle Konflikte erneut möglich sein.
2. اگر اروپا هشیار نماند مجدداً (وقوع) درگیریهای خشومتآمیزی ممکن میشود.
Macht
die
the power, the force
قدرت اقتدار
Das Militär ist in dem Land seit Jahren an der Macht.
1. ارتش سال هاست در این کشور در قدرت است. [قدرت را در دست دارد.]
2.Die Macht lokaler Politik wird unterschätzt.
2. قدرت سیاست محلی دست کم گرفته شدهاست.
قدرت کشور قدرتمند
1.Die beiden Großmächte USA und Russland verhandeln über eine Lösung des Konflikts.
1. هر دو ابرقدرت آمریکا و روسیه در حال گفت و گو در باره راه حلی برای مناقشه هستند.
Nationalfeiertag
der
the national holiday
تعطیل رسمی جشن ملی
Nationalhymne
die
the national anthem
سرود ملی
Soldat
der
the trooper, the soldier
سرباز
Ursache
die
the cause
دلیل
Verlust
der
the loss, the waste, the damage
زیان ضرر
fordern
to demand, to claim, to ask
مطالبه کردن تقاضا کردن، درخواست کردن
protestieren +gegen akkusativ
to protest
اعتراض کردن تظاهرات کردن
Genehmigung
die
the approval, the licence, the permission
اجازهنامه جواز، مجوز
genehmigen
to approve, to authorize
اجازه دادن تائید کردن
Konsequenz
die
the consequence
1 عواقب پیامد، نتیجه
loben +jmdnç für etw. akkusativ
to praise, to compliment
ستودن تحسین کردن
1.Für seine erfolgreiche Arbeit wurde er von der Chefin gelobt.
1. برای کار موفقیت آمیزش رئیس او را تحسین کرد.
2.Ich habe alle Hausaufgaben gemacht. Der Lehrer hat mich heute gelobt.
2. من همه تکالیفم را انجام دادم. معلمم امروز من را تحسین کرد.
zwingen +jmdn zu etw. dativ
to force, to coerce
مجبور کردن
1.Bitte zwing mich nicht etwas zu essen. Ich bin wirklich nicht hungrig.
1. لطفا من را مجبور نکن چیزی بخورم. من واقعا گرسنه نیستم.
2.Das schlechte Wetter zwang uns umzukehren.
2. هوای بد ما را مجبور کرد برگردیم.
angeblich
supposedly, alleged
ظاهرا احتمالا
1.Angeblich findet die neue App die besten Flugpreise.
1. ظاهرا نرمافزار جدید بهترین قیمتهای پرواز را پیدا میکند.
2.ein angeblicher Onkel
2. یک عموی احتمالی
3.Sie ist angeblich krank.
3. ظاهرا او مریض است.
hinterher
afterwards
بعد از آن
1.Beide sprangen ins Wasser: das Kind voraus, und der Hund hinterher.
1. هر دو به درون آب پریدند؛ کودک جلوتر و سگ بعد از آن.
2.Vor der Prüfung habe ich so viel gelernt. Hinterher habe ich vieles wieder vergessen.
2. پیش از امتحان من خیلی یاد گرفتم. بعد از آن من دوباره خیلی را فراموش کردم.