No 9 Flashcards
Taint
فاسد شدن
صدمه ديدن
اثر بد
خدشه
Cargo hold
باربند
Drafty
كوران دار
بادگير
Brand
داغ
داغ زدن
حك كردن
Selfsame
همان
درست همان
Gallantry
شجاعت
رشادت
دلاورى
Pilfer
دله دزدى كردن
Parrot
طوطى وار تكرار كردن
Overkill
زياده روى
عمل افراط آميز
Riddance
رهايى
خلاصى
Salvage
از نابودى و اتلاف نجات دادن
Stash
ذخيره كردن
انبار كردن
Strive
سعى كردن
تلاش كردن
Disenchant
رفع طلسم كردن
To dote on someone
كشته مرده ى كسى بودن
Sundry
متفرقه
گوناگون
Backdrop
پرده ى پشت صحنه ى تئاتر
Fuzzy
تيره
مبهم
ناآشكار
كركى
Lynx
سياه گوش
Cuckoo
فاخته
ديوانه
Reliance
اعتماد
تكيه
اتكاء
توكل
Brawl
زدوخورد
كتك كارى با سروصدا
Fate
تقدير و سرنوشت
Faith
اعتقاد
ايمان
وفادارى
قول
Ship off
به جاى دور فرستادن
با كشتى فرستادن
Domineer
تحكم كردن
سلطه جويى كردن
مستبدانه حكومت كردن
Squawk
جيغ
جيغ كشيدن
To do away with
منسوخ كردن
نابود كردن
از شر چيزى خلاص شدن
Snip
برش
با قيچى بريدن
Plop
با صداى شلپ يا تلپ افتادن
Contain
مهار كردن
حاوى بودن
شامل بودن
Revelry
عياشى
جشن و سرور
Swoop
حركت سريع نزولى
بسرعت پايين آمدن
Improvise
بداهه گويى كردن
Preside
رياست حمله يا چيزى را بعهده داشتن
اداره كردن
To hold a grudge against s.o.
از كسى كينه به دل گرفتن
Loopy
خل وضع
Exotic
عجيب و غريب
خارجى
بيگانه
Unprecedented
بى سابقه
Inflection
خمش
انحناء
آهنگ
صرف فعل
Insolence
گستاخى
Prodigious
شگرف
حيرت آور
Keepsake
هديه ى يادبود
يادگارى
Testament
وصيت نامه
To single out
انتخاب كردن از بين يك گروه
تمايز قايل شدن
جدا كردن
Bequest
ميراث
ارثى كه بنام وصيت رسيده
Hostility
عداوت
خصومت
Scraggy
لاغر و استخوانى
داراى دندانهاى نامنظم
Ministration
اداره
اجرا
Encumber
اسباب زحمت شدن
دست و پاى كسى را گرفتن
بازداشتن
Marquee
خيمه بزرگ
Revel
شادى كردن
عياشى كردن
لذت بردن
Swathe
پيچيدن
پوشاندن
راه باريك
نوار
Foil
شكست دادن
نقش برآب كردن
Trill
چهچهه زدن
با تحرير خواندن
لرزيدن
Caper
جست و خيز كردن
ورجه وورجه كردن
Contingent
گروه
مشروط
محتمل
پيشامد شانسى
Forlorn
تنها
بى كس
Spruce
پاكيزه
آراسته
صنوبر
Contemplate
تفكر كردن
تعمق كردن
خيره شدن
Canapé
پيش غذاى تست با چيزى كه روى آن بمالند
Scullery
ظرفشورخانه
Assuage
تخفيف دادن
آرام كردن
Relay
بازپخش كردن
Beleaguer
محاصره كردن
احاطه كردن
Skullduggery
تقلب
رفتار زيرجلكى
Consummate
عالى
كامل تمام و كمال
In earnest
در حقيقت
بطور جدى
Impetus
نيروى حركتى
Ram
سفت كردن
قوچ
خراب كردن
كوبيدن
Slavish
بنده وار
غلام وار
Impunity
مصونيت از مجازات
بخشودگى
كيفرناپذيرى
Scupper
تباه كردن
مختل كردن
بهم زدن
Imprison
زندانى كردن
حبس كردن
Hangdog
شرمنده و ترسو
خوار
شرمگين
Awry
منحرف
غلط
زشت
چپ چپ
Talk s.o. through sth
با كسى در مورد چيزى كامل بحث كردن
Smack
سيلى زدن
بوس صدادار
Chum
دوست صميمى
Nautical
دريايى
Outrun
پيشى جستن از
عقب گذاشتن
Derailment
از خط خارج شدن ترن
To take to s.o./sth
به كسى يا چيزى علاقمند شدن
Slight
تحقير
ناچيز شمردن
Deed
سند
قباله
Boot
صندوق عقب
Claptrap
سخنى كه براى ستايش ديگران بگويند اما فاقد ارزش باشد
Legion
لژيون
هنگ
سپاه
Tantalize
وسوسه كردن
دل كسى را آب كردن
Gaga
خل و ديوانه
دل شكسته
عاشق دلخسته
Clamor for sth
مصرانه تقاضاى چيزى را كردن
Off the mark
بسيار دور از هدف مدنظر بودن
اشتباه
غير دقيق
Feud
دشمنى ديرين
عداوت
Irreplaceable
بى همتا
جايگزين ناپذير
Obituary
آگهى درگذشت
وابسته به وفات و درگذشت
Indow
ارزانى داشتن
بهرمند كردن
وقف كردن
Vain
مغرور
پوچ
واهى
Awe
آميزه اى از ترس و احترام
Cordial
دوستانه
صميمى
Estrangement
بيگانگى
Breadwinner
كفيل خرج
نان آور
Outshine
تحت الشعاع قرار دادن
Meteoric
درخشان و زودگذر
To be privileged (to have, be, do sth)
داشتن حق/امتياز خاص
خوش شانس/خوش بخت بودن
Attest
گواهى دادن
شهادت دادن
Attest
گواهى دادن
شهادت دادن
To pluck upcourage (to do sth)
در خود شجاعت ديدن
To be disposed to do sth
مايل به انجام كارى بودن
Contract
گرفتن عفونت
Notoriety
رسوايى
بدنامى
انگشت نمايى
Sizable
بزرگ
قابل ملاحظه
Occasion
باعث شدن
سبب شدن
Upsurge
قيام فورى و ناگهانى
صعود ناگهانى
Grit
شن
ماسه سنگ
سنگ ريزه
بهم فشردن
Mulch
لاشبرگ
كودگياهى
Skim off
پاك كردن از روى سطح
Wad
توده
نمد
كهنه
كپه كردن
Impassion
شوراندن
برانگيختن
تحريك كردن
Canker
نوعى آفت
شته
فاسد شدن
Deadpan
خشك و بى روح
Mirth
شادى
عيش
طرب
Bearing
سلوك
رفتار
بردبارى
Profess
اعلام كردن
وانمود كردن
Draw out
طول دادن
طولانى كردن
Reception
استقبال
پذيرش
ضيافت
Eschew
اجتناب كردن
خوددارى كردن
Subjugate
مطيع كردن
تحت انقياد درآوردن
تسليم كردن
Ferocity
درنده خويى
سبعيت
وحشيگرى
Allot
اختصاص دادن
تخصيص دادن
Padlock
با قفل بستن
Belch
آروق زدن
Dangle
آويزان بودن
آويزان كردن
تاب دادن
Pawn
سرباز شطرنج
Bishop
فيل شطرنج
Tumble
افتادن
سقوط
كله معلق زدن
Unravel
از بند باز كردن
حل كردن
Cringe
خود را جمع كردن
كز كردن
Tendril
پيچك
Scoot
مثل برق رفتن
روروك
ليز خوردن
Greasy
چاپلوسانه
Skulk
قايم شدن
دزدكى حركت كردن
Lurk
كمين كردن
Bask
آرميدن
Flop
با صداى تلپ افتادن
Flock
تجمع كردن
گله وار رفتن
Batty
ديوانه
خل
احمق
Fret
To fret about sth
دلخور شدن
آشفته شدن
Drip
چكيدن
سرم
Breath down s.o.’s neck
ايستادن نزديك كسى و دقت كردن به كارهاى او
Tap dance
رقص با درآوردن صداى پاها