No 13 Flashcards
Repulsive
زننده
تنفر آور
دافع
Sleat
برف توأم با باران
Stir up
تحريك كردن
برانگيختن
Blow by blow
ريز به ريز
جزء به جزء
Prat
احمق
Gawp
با دهان باز و بطور احمقانه خيره شدن
Rafter
تير سقف
Pent-up
جمع شده و قلنبه شده پشت يه مانع
محصور
در يك جا نگه داشته شده
پايمال شده
Leash
قلاده
Board duster
تخته پاك كن
Incessantly
متصلا
لاينقطع
Furl
جمع كردن
بستن
Gouge
كندن
شياردار كردن
Prowess
مهارت
دلاورى
Point-blank
بطور رك
صريحا
Draw-out
طولانى كردن
طول دادن
Aerial
آنتن
Squiggly
پر پيچ و تاب و لول خور
Reverence
تكريم
احترام
Sinewy
نيرومند
عضلانى
Scathe
صدمه خسارت صدمه زدن خسارت زدن انتقاد كردن نكوهيدن
Lousy
شپشو
To do s.o. in
كشتن كسى
Enclosure
محوطه
حصار
چهارديوارى
Harbrained
سبك مغز
ديوانه
گيج
Unattended
تنها
بى مراقبت
Askance
با چشم حقارت
چپ چپ
از روى سوء ظن
Unruffled
آرام
Treasure
خزانه دار
Adept
To be adept at doing sth
ماهر
Molten
گداخته
Pang
درد شديد و ناگهانى
Disoblige
رنجانيدن
دل كسى را شكستن
Adament
سمج
مقاوم
Grimy
كثيف
چرك
سياه
To stand on tiptoe
رو نوك پا ايستادن
Patronizing
متكبر
خودبزرگ بين
نگاه بالا به پايين
Gore
با شاخ زدن و زخمى كردن
Dingbat
قديمى
عاميانه
Paunchy
شكم گنده
Intone
خواندن
سراييدن
قرائت كردن
Despair
نااميد شدن
دلسرد شدن
Munch
جويدن
To waylay
در كمين كسى نشستن
Fantasize
خيال بافى كردن
Ransack
غارت كردن
لخت كردن
Disarray
آشفتگى
در هم برهمى
بى نظمى
Exempt
معاف كردن
Reverie
خيال پردازى
Bamboozle
گيج كردن
گول زدن
Char
نيم سوز كردن/شدن
سوزاندن
زغال
Upswing
سير صعودى داشتن
حركت به سوى بالا
رونق گرفتن
ترقى كردن
Yarn
نخ
Unearth
آشكار كردن
كشف كردن
از زير خاك درآوردن
Holdup
گير
گيركردگى
توقيف
Attentiveness
مواظبت
دقت
Muffler
شال گردن
Fawn
بچه آهو
اظهار دوستى كردن
تملق گفتن
Kip
خوابيدن
Goatee
ريش بزى
Plank
الوار
Porthole
پنجره كشتى يا هىاپيما
Resurrect
زنده كردن
احيا كردن
رستاخيز
Mast
دكل
Rigging
مجموع طناب و دكل و بادبان هاى كشتى
Whirlpool
گرداب
Imperious
تحكم آميز
Steed
مَركب
Sled
سورتمه
Coat of arms
نشان يا علامت دولت يا خانواده
Plait
موى بافته
Rind
پوسته ى بيرونى هر چيز
Curb
مهار كردن
كنترل كردن
Collude
ساخت و پاخت كردن
تبانى كردن
سازش كردن
Gloss over
از روى چيزى بطور سرسرى رد شدن
ماست مالى كردن
Cockatrice
نوعى مار افسانه اى
Row
ساييده و دردناك شدن پوست
Huddle
كنار هم جمع شدن
در وضعيت نشسته خود را جمع كردن
Mull over
ژرف انديشيدن در مورد چيزى
To take up the slack
انجام دادن كارى بجاى كسى كه انجام دادن آن را متوقف كرده
Mulish
چموش
لجوج
كله شق
Gush
فوران
با فشار بيرون جهيدن
Bolt
چفت كردن
چفت در
Forewarn
از پيش اخطار كردن
پيش آگهى دادن
Excursion
سفر تفريحى
گشت
Shelve
كنار گذاردن
در قفسه گذاردن
Th hold sth against s.o.
اجازه ى تاثيرگذارى اتفاقات و شرايط گذشته در رفتار نسبت به كسى
Chuffed
بسيار خوشحال و خوشنود
Fend off
دفع كردن
دور كردن
Surmise
حدس زدن
گمان بردن
Snappy
با روح
سرزنده
شيك
Disgraced
از چشم افتاده
رسوا
مايه ى ننگ
Tow
كشيدن
بكسل كردن
يدك كشى
To stick up for sth/s.o.
از كسى يا چيزى كه مورد انتقاده پشتيبانى و دفاع كردن
Spill the beans
فاش كردن اطلاعات محرمانه
Slush
برفاب
گل و شل
Keep one’s eyes peeled/skinned
با دقت دنبال كسى يا چيزى گشتن
Enumerate
فهرست وار گفتن
برشمردن
Reign
سلطنت
حكومت
Petty
كم اهميت
ناچيز
كوته فكر
Indisposed
ناخوش
Bigotry
تعصب
Fraternise
رو هم ريختن با دشمن
Ungainly
دست و پا چلفتى
Strike up
نواختن
Serenade
آواز عاشقانه خواندن
Chamber pot
لگن اتاق
Vicar
كشيش محل
Penknife
چاقوى جيبى
Bauble
چيز قشنگ بى مصرف
زلم زيمبو
Tousle
ژوليدگى مو
پريشان كردن
Complacent
از خود راضى
Let off storm
از انرژى ذخيره شده يا احساسات قوى رها شدن
Out do
بهتر از ديگرى انجام دادن
شكست دادن
جلو زدن
Rowdy
پر سروصدا
Trill
چرخيدن
جارى شدن
لرزيدن
Impregnable
غير قابل تسخير
رسوخ ناپذير
Appraising
ارزيابى كردن
Singe
بطور سطحى سوختن
Pastime
سرگرمى
Delinquent
متخلف
خاطى
مقصر
To play s.o. Up
كسى را اذيت يا ناراحت كردن
Tip-off
اطلاع نهانى
اخطار
Unnerve
عصبى كردن
Dismissive
كوچك انگارانه
تحقيرآميز
Peevish
بدخلق
رنجيده
دلخور
Patter
تپ تپ كردن
Cutlery
كارد و چنگال
Richochet
كمانه كردن
Any day now
يكى از همين روزها
Shade
يك مقدار اندك
سايه
Smug
خودبين
To cotton on
با تاخير فهميدن (افتادن دوزارى با تاخير)
Undermine
سست كردن
صدمه زدن
از زير خراب كردن
تحليل بردن
Hide
پوست
چرم
Stocky
كوتاه
با هيكل كوتاه
Drawstring bag
كيف/كيسه اى كه با كشيدن بند درش بسته ميشه
To get cracking
تند حركت كردن
به جنب و جوش افتادن
Itching to do sth
تمايل شديد به انجام كارى
Jiffy
In a jiffy
لحظه
آن
Rubble
قلوه سنگ
Loose chippings
خرده سنگ
Seize up
قفل كردن
گريپاژ كردن
Tuffets of grass
دسته هاى علف
Obtrusive
جلف
Lining
آستر
Congregate
گرد آمدن
جمع شدن
Sheaf
دسته/بافه
Indistinct
مبهم
Revelation
آشكار سازى