No 14 Flashcards
Rucksack
كوله پشتى
Crop up
پديدار شدن
Consignment
محموله
Inclination
تمايل
Overlooking
مشرف و مسلط بودن
Curtly
بطور كوتاه تند
گستاخانه
Morale
روحيه
Outfitter
فروشنده
سازوبرگ فروش
Boisterous
پرسروصدا
خروشان
To skate over sth
بطور سطحى و سريع با چيزى برخورد كردن
Swot
خرخوانى كردن
To cut into quarters
چارقاچ كردن
Fiend
اهريمن
آدم شرور
شيطان
Knead
ورز دادن
Ailment
ناراحتى
درد
بيمارى
Disconcert
گيج كردن
دستپاچه كردن
مشوش كردن
Disband
منحل شدن
از هم پاشيدن
Apt
متمايل
آماده
مناسب
مستعد
Absurd
نامعقول
پوچ
مضحك
Assort
طبقه بندى كردن
جور كردن
Assorted
گوناگون
انواع مختلف
Snag
گره
برامدگى
به مانع برخورد كردن
Travesty
تقليد مسخره آميز كردن
Hearth
اجاق
Undulate
نوسان داشتن
تموج داشتن
Sullen
ترشرو
Cowardice
بزدلى
ترسويى
Revolt
منزجر كردن
Wearisome
خسته كننده
Improvise
بداهه گويى كردن
سرهم بندى كردن
Lest
مبادا
Sliver
قاچ
تراشه
تكه باريك
تراشه كردن
To pick (up) one’s ears
گوشها را تيز كردن
Devotion
سرسپردگى
Croakily
با صداى زمخت و گرفته
Contend (with)
مبارزه كردن
جنگيدن
Potter
كوزه گر
پرسه زدن
Disrepair
رو به خرابى بودن
محتاج تعمير
Decency
نجابت
Cuppa
يك فنجان چاى
Rundown
كهنه
مندرس
To do a roaring trade
فروش سريع مقدار زياد كالا
Snobbish
مغرور
پرافاده
Rouse
از خواب بيدار كردن
حركت دادن
به شور آوردن
To pick over
به دقت بررسى كردن
برگزيدن
چيدن
Derelict
متروكه
رها شده
Perspire
عرق كردن
Uptight
مقيد عصبى گرفته ناراحت درهم
To cross off
از ليست خط زدن
Every nook and cranny
همه جا
Nook
گوشه و مكان تاريك و ساكت
Savor
مزه كردن
مزه
بو
طعم
Chunk
تكه ى كلفت
جيك جيك
جيك جيك كردن
Pronto
فورا
زود
بى معطلى
مثل برق
Crochet
قلاب بافى كردن
Peg
ميخ
گيره زدن
ميخ كوبيدن
Pole
ستون
ديرك
تير چراغ برق
Sundial
ساعت آفتابى
Birdbath
سنگاب پرندگان
Extravagant
اسراف آميز
افراط آميز
Weather vane
بادنما
Plus-fours
شلوار گلف
Kilt
دامن مردانه ى اسكاتلندى
Hubcap
قالپاق
Windswept
برباد رفته
بادزده
Navel
ناف
Manky
بنجل و بى ارزش
Uplift
متعال ساختن
رو به تعالى نهادن
Dole
بخش كردن
قسمت كردن
ادن پول يا خوراك به نيازمندان
Casserole
ديزى
طاس كباب
Scour
ساييدن
برق انداختن
Animosity
دشمنى
خصومت
Trapeze
تاب سيرك
Instantaneous
فورى
بطور آنى
Blemish
لك
عيب
Balderdash
چرند
ياوه
To lap sth up
با اشتياق چيزى را قبول كردن(بطور احمقانه و ناآگاهانه)
Inscrutable
مرموز
نفوذناپذير
Sardonic
كنايه آميز
طعنه آميز
Manifesto
قطعنامه
بيانيه
اعلاميه
Blab
وراجى كردن
فضولى كردن
Vole
موش صحرايى
Dropping
فضله
Perch
جاى نشستن پرنده
Nestle
لانه كردن
آشيان گرفتن
آسودن
Heed (to heed sth/s.o.)
توجه كردن به
To get shot of
از شر چيزى خلاص شدن
To read up on sth
در مورد چيزى اطلاعات بدست آوردن
To commend
ستودن
ستايش
قدردانى
سپردن
Unflinching
مصمم
ثابت قدم
Mill around
حركت كردن بدون هدف و جهت خاص
Gravelly
صداى نتراشيده و نخراشيده
Whitehot
بسيار داغ
Antic
وضع غريب و مضحك
قديمى
Midget
آدم بسيار قد كوتاه
Baleful
غم انگيز
مصيبت بار
محنت بار
Spooky
شبح وار
Spell binder
مسحور كننده
Ramble
وراجى كردن
بى هدف حرف زدن
Pouf
مبل كوسنى
Puke
استفراغ كردن
Squelch
شلپ شلپ كردن
خرد كردن
له كردن
Sum up
خلاصه كردن
Resort to
متوصل شدن به
Stopper
توپى
سربطرى
با چوب پنبه مسدود كردن
Sodden
خيس خورده
جوشانده
چروكيده و پژمرده
To be redolent of sth
حاكى از چيزى بودن
Swine
خوك
خوك صفت
Dogged
سرسخت
لجوج
Loincloth
لنگ
Hideous
مخفيگاه
پناهگاه
Precarious
مخاطره آميز
Covetous
طماع
Deft
كارآمد
ماهرانه
Whir
وزوز
غژغژ
Exhale
بازدميدن
بيرون دادن
Thunk
تپ تپ
صداى ناگهانى و خفه
Induct
طى تشريفات رسمى به شغلى منصوب كردن
راهنمايى كردن
Demote
تنزل درجه دادن
Monger
تاجر
دلال
بازرگان
Mollycoddle
عزيز دردانه
نازپرورده
لوس و نازنازى كردن
Purge
تصفيه
تصفيه سياسى
پاكسازى
Frisson
هيجان
لرزش
رعشه
Cork
چوب پنبه
Rhubarb
ريواس
Gormless
پخمه
احمق
To oblige
لطف كردن
مجبور كردن
Flagon
تنگ شرابخورى
To go around the twist
تند و زننده
ناملايم
Menace
تهديد
تهديد كردن
Stupendous
عظيم
حيرت انگيز
Abomination
زشتى
پليدى
نجاست
To clap one’s hands over one’s ears
گوش ها را با دست گرفتن
Oversight
غفلت
Dulcet
خوش آوا
خوش بو
خوش طعم
To go spare
به سختى عصبانى و آشفته شدن
Gangly
قد بلند و لاغر
Provision
تبصره
Bespectacled
عينكى
Parched
خشكيده
تشنه
Parch
خشكاندن
Candelabra
شمعدان
چند شاخه
Cobweb
تار عنكبوت
Threadbare
نخ نما
Dismount
پياده شدن
Interspersed
مخلوط با چيزهاى ديگر
اينجا و آنجا قرار گرفته و پراكنده شده و آميخته
Pate
سر
كله
فرق سر
نخ
Pell mell
با شتاب و بى نظمى
Slob
آدم نامرتب و كثيف و شلخته