No 12 Flashcards
Contender
حريف
هماورد
شركت كننده
Reinstate
دوباره برقرار كردن
دوباره گماشتن
Draught
قلپ
Hip flask
بطرى كتابى
Relief
حجارى برجسته
Chisel
اسكنه
وسيله تراشكارى
Staff
چوب بلند
Appal
وحشت زده شدن
هراسان كردن
Dissent
مخالفت
اختلاف عقيده داشتن
Demolish
انهدام كردن
تخريب
در هم كوبيدن
ويران كردن
Wreak
انتقام گرفتن
دق و دلى خالى كردن
Specter
شبح
Hacked off
ناراحت
رنجيده
خسته
Tuck in
خواباندن
با اشتها خوردن
با تشنگى نوشيدن
Hear! Hear!
صداى به نشانه ى موافقت
Up to scratch
در حد لازم و استاندارد بودن
Batch
دسته
گروه
Mime
لال بازى كردن
Deject
دل شكستن
افسردن
Horde
گروه
Tumult
هياهو
همهمه
Mutinous
فتنه انگيز
ياغى
Seamless
يك پارچه
بدون درز
To do a lap of honor
دويدن ورزشكار به دور ورزشگاه بعد از امتياز گرفتن
Bear down (upon…)
بطور تهديدآميز به جلو حركت كردن
با نهايت سعى و تمركز به جلو حركت كردن
A blast on whistle
دميدن در سوت
Acclaim
با ابراز احساسات و تحسين اعلام كردن
Beast/bird of prey
حيوانات شكارى
Discordant
ناموزون
ناسازگار
Edam
نوعى پنير هلندى
Cadge
با التماس يا گدايى بدست آوردن
Gabble
تند و نامفهوم حرف زدن
Mascot
چيز خوش يمن
طلسم
Tasseled
منگوله دار
To get up to sth
انجام دادن كارى/چيزى (خلاف تاييد و رضايت ديگران)
Teeny
كوچولو
ريزه
ناچيز
Toga
رداى بى آستين رم باستان
Tea towel
حوله ى ظرف خشك كردن
Task force
گروه ويژه
Peckisk
گرسنه
Gong
ناقوس
Preen(onself)
بخود باليدن
خود را آراستن
Adorn
تزيين كردن
Squeal
جيغ كشيدن
Merchandise
كالا
Bow to the inevitable
برخلاف ميل تسليم شرايط شدن
Classified
سرى
رده بندى شده
Commentate
مفسرى كردن، گزارشگرى كردن
Chink
جرنگ جرنگ
Midge
پشه ريزه
Proscribe
باز داشتن از
تحريم كردن
نهى كردن
بد دانستن
Embargo
تحريم اقتصادى
منع تجارت
محظور
Warpath
تنگنا
Side rule
خط كش مهندسى
Dicky bird
پرنده ى كوچولو
To jot down
بطور تند و خلاصه نوشتن
Double take
يك واكنش با تاخير به نشانه ى سورپريز شدن پس از يك واكنش اوليه
Haggard
نحيف و رنگ پريده
با چشمان گود رفته
Thoroughfare
شاهراه
Pitch
برپا كردن
Slop
باعث پاشيدن/ريختن/سرازير شدن آب شدن
Hail
سلام و درود گفتن
تگرگ
Giggle
هرهر خنديدن
Chap
مرد
پسر
شكاف
ترك
Bedeck
آرايش كردن
آراستن
زينت دادن
Hillock
تپه ى كوچك
Shamrock
شبدر ايرلندى
Bust
تركيدگى
انفجار
خرد شدن
Stir
تحريك كردن/شدن
جم خوردن
تكان خوردن
Saucepan
ماهيتابه
قابلمه
Bunk bed
تخت خواب چند طبقه
Quizzical
عجيب غريب
شوخ
Lumbago
كمردرد
Vendetta
كينه ى كهنه
انتقام جويى
خونخواهى
Spittle
تف
To make a point of doing sth
انجام هميشگى كارى
دقت ويژه براى انجام كارى
Vagrant
ولگرد
Rant
رجز خواندن
پرخاش كردن
Deflection
انحراف
بيراهى
خمش
Rigorous
شديد
سخت
To get sb back for sth
بخاطر كارى/چيزى از كسى انتقام گرفتن
Sail
بادبان
سفر دريايى كردن
Enlist
بهره گرفتن از
كمك/ حمايت گرفتن از
به خدمت نظام رفتن
Pry
فضولى كردن
Liability
سزاوارى
مسئوليت
Scrounge
با زحمت گردآورى كردن (به اميد بخشش ديگران)
سركيسه كردن
كش رفتن
بلند كردن
Poised
قرار گرفته
آماده
Astray
گمراه
بيراهه
Outspoken
رك گو
روراست
صريح
Enforcement
اجرا
انجام
To live off sb/sth
براى پول يا غذا به كسى يا چيزى وابسته بودن
Wag
جنبيدن
جنبش
Rag
تكه پارچه
Ventriloquist
كسى كه ميتواند طورى صحبت كند كه انگار صدا از جايى غير از دهان خارج ميشىود
Not to put it past s.o.
بعيد نبودن از كسى
Demise
مرگ
وفات
Scarab beetle
سوسك سرگين غلتان
Pestle
دسته هاون
Bestow (on s.o.)
هديه دادن
ارزانى داشتن
اهدا كردن
Devious
حيله گر
دغل باز
Smite
شكست دادن
ذليل كردن
Stile
نردبان
پلكان
Tetchy
زودرنج
حساس
Limelight
محل مورد توجه و تماشاى عموم
Commiserate
همدردى كردن
همدردى
Waterlogged
اشباع از آب
Choker
گردنبند چسبيده به گردن
Hew
بريدن
تراشيدن
Stake
تير
ستون چوبى يا رنگى
تزيينى
Tarry
درنگ
تاخير كردن
Expanse
گسترده
ناحيه و سطح بزرگ
پهنا
Flipper
باله
كفش غواصى
Gill
آبشش
Silt
Silted
لجن
لجن گرفته
Stitch
درد پهلو در اثر دويدن
Transport
از خود بيخود شدن
از جا در رفتن
Foal
كره
Aqualung
دستگاه تنفس
اكسيژن
Suspend
تعليق كردن
Installment
قسط
بخش
Resigned
بردبار
Close shave
قسر در رفتن
از خط جستن
Laborious
پرزحمت
دشوار
سخت
Chirrup
جيك جيك
چهچهه
Treachery
خيانت
بى وفايى
To come off
موفق شدن
تحقق يافتن
جدا شدن
كنده شدن
Privilege
امتياز
حق ويژه
مزيت
In (or out of) character
در خور شخصيت كسى بودن (يا نبودن)
To get the better of s.o.
غلبه كردن
To stalk s.o.
تعقيب كردن و آزردن كسى
Tactless
بى نزاكت
بى تدبير
بى كياست
Impediment
جلوگيرى
مانع
اشكال
To bide one’s time
آرام منتظر فرصت بودن براى انجام كارى
To get wind of s.o./sth
شنيدن در مورد…
كشف كردن در مورد…
To have the makings of sth
داشتن صفات لازم براى تبديل شدن به چيزى
Under one’s own steam
بدون كمك گرفتن از ديگران ( در مورد مسافرت)
Preamble
مقدمه
In unison
با هم
با يك آهنگ
هم زمان
Rendition
بازگردانى
ترجمه
تفسير
To be a tribute to
پاداش چيزى بودن
Tribute
سپاس
قدردانى
احترام
Cinch
كار آسان
امر مسلم و قطعى
Guinea fowl
مرغ شاخدار
Forage(for)
جستجو كردن (معمولا غذا)
علوفه
Curtsey
To curtsey to s.o.
سلام يا تواضع كردن
تعظيم
احترام
Brim
لبه
پوشاندن
لب به لب شدن
Midriff
قسمت پايين سينه
ديافراگم
Specs
عينك
Outsize
بزرگتر از معمول
Barricade
سد راه كردن
حبس كردن