No 1 Flashcards
Busybody
فضول
نخود هر آش
To be neither here nor there
بى اهميت و بى ربط
Adder
افعى
Squalid
بسيار كثيف
Grub
غذا
لارو
Singsong
مونوتون و يكنواخت
Summons
احضار
Summon
احضار كردن
Scum
اراذل و اوباش
Obscene
زشت
مستهجن
Locket
گردنبند محفظه اى
Copse
بيشه ى درختان كوچك
Eyesore
بدنما
Hovel
آلونك
Clop
صداى سم اسب
Hanker (after/ for sth)
با اشتياق منتظر چيزى بودن
آرزومند چيزى بودن
Grandor
شكوه
Squander
ولخرجى
اسراف
Squalor
درهم برهمى
كثافت
Heirloom
دارايى منقول به ارث رسيده
Squire
ارباب
Besot
شيفته و مسحور كردن
مست كردن
Inconsequential
ناچيز
بى اهميت
Conveyance
وسيله نقليه
حمل
انتقال
Breadth
پهنا
Heckle
به باد طعنه گرفتن
مزاحمت ايجاد كردن
Tuber
تكمه روى تنه يا ريشه ى گياه
Restive
سركش
بدلگام
بى قرار
چموش
Gargantuan
عظيم الجثه
Take for granted
فرض را بر درست بودن چيزى گذاشتن
Catogorical
قطعى
مطلق
To take kindly to sth
با چيزى خوشنود شدن
چيزى را پذيرش كردن
Bolster
تقويت كردن
با بالش نگه داشتن
Regale
ضيافت دادن
سور دادن
Robust
نيرومند
قوى
Budding
بى تجربه
در حال رشد
Cheek
پررويى
گستاخى
شوخى آميز
Recreation
تفريح
سرگرمى
To have a soft spot for someone
احساس و علاقه ى خاص به شخصى داشتن
Jibe
تمسخر
اهانت
Closet
با كسى خلوت كردن
To side with someone
جانب كسى را گرفتن
Compel (S.O.)
مجبور كردن
Slick
ماهر
Impertinent
گستاخ
To push one’s luck
ريسك كردن با تصور تداوم موفقيت
Contempt
عدم توجه به قانون
تحقير
خوارسازى
Light-fingered
كش رو
ناخنك زن
Ram
قوچ
كوبيدن
At bay
ثابت
در وضعيت غير قادر به حركت
Parapet
ديواره
حفاظ
To be dab hand at sth
درچيزى ماهر بودن
Ensconce
پوشاندن
پناه دادن
Scrubby
خاروخاشاك
كم رشد
ريزه
Goo
ماده ى چسبنده و لزج
Recollection
خاطره
Dog-eared
كهنه به علت استفاده ى زياد
Perkup
سرحال آمدن
To take issue with sth
مخالفت كردن با چيزى
Currant
كشمش بى دانه
مويز
Giddy
داراى سرگيجه
Infatuation
شيفتگى
شيدايى
Well-earned
با شايستگى كامل بدست آمده
Mow
چمن زدن
Mother-of-pearl
صدف مرواريد
Portentous
بدفرجام
بد يمن
بد شگون
با خودنمايى و افاده
Novice
تازه كار
Put-upon
مورد سوء استفاده قرار گرفته
Doss
بستر
خوابگاه
خوابيدن
Listen in (to …)
استراق سمع كردن
To be unequal to doing sth
ناتوان از انجام كارى
Dissuade
منصرف كردن
بازداشتن
Undeterred
منصرف نشده
دلسرد نشده
Frolic
جست و خيز كردن
Don
پوشيدن
بر تن كردن
Liaise
ارتباط داشتن
تماس گرفتن
رابطه داشتن
Obtuse
خنگ
Frisk
بازرسى بدنى كردن
Sneak
خبرچين
دزدكى رفت و آمد كردن
Aspersion
افترا
تهمت
بدگويى
Sham (sth)
ظاهرسازى كردن به چيزى
To cut a deal with someone
با كسى سر چيزى به توافق رسيدن
Solistice
انقلاب فصلى
Erstwhile
قبلا
سابقا
Jest
شوخى كردن
لطيفه
Disgorge
بالا آوردن
بيرون دادن
Gaudy
رنگارنگ
پر زرق و برق
جلف
Innards
اعضاى داخلى
Dawdle
فس فس كردن
وقت تلف كردن
To snuff it
مردن
Sidesaddle
اسب سوارى يكسويه
Mount
روى پشت اسب
كوه
صعود
صعود كردن
Rump
كفل
Slipstream
جريان هواى عقب روى هواپيما
Gully
آبراهه
Sinuous
موجى
سينوسى
مارپيچى
Dais
شاه نشين
Entrance
از خود بيخود كردن
Righteous
صالح عادل نيكوكار صلاح بجا
Irk
آزردن
رنج دادن
فرسوده شدن
بى ميل بودن
Sprawl
ولو شدن
گسترش يافتن
Lash
شلاق
Hail
تگرگ
Bough
شاخه
Lurch
يك ور شدن
Lunge
جهش
خيز
ناگهان حمله كردن
Plummet
فرو افتادن
Greenhouse
گلخانه
Canopy
پوشش چتر مانند
خيمه
سايبان
Glove compartment
داشبورد
Moor
زمين باير
لنگر انداختن
Sweeping
گسترده
Skim
تماس سطحى برقرار كردن
Due
بسوى
Pummel
مشت زدن
Indignant
خشمگين
Skid
ليز خوردن
لغزش روى جاده
خط ترمز برجا گذاشتن
Trundle
سنگين حركت كردن
To round off
بخوبى تكميل كردن
به نتيجه ى خوب رساندن
Whomp
با صداى بلند ضربت زدن
با دست زدن
Awestruck
وحشت زده
Scowl
اخم
Wrathful
خشمگين
غضبناك
Flout
زير پا گذاشتن
تحقير كردن
دست انداختن
To file
با صف حركت كردن
To be at the end of one’s tether
كارد به استخوان رسيدن
جان به لب رسيدن
Subdue
مطيع كردن
آرام كردن
رام كردن
Brawl
زدوخورد و جنجال
Malice
بدخواهى
بدانديشى
Wade
به زحمت به آب/گل رفتن
Apprehensive
نگران
Proclaim
اعلام كردن
Slurp
با صدا خوردن يا آشاميدن
Clamor
سروصدا
طنين
Wring
Wrung
Wrung
فشردن
چلاندن
Hope against hope
اميد شديد به چيزى داشتن با وجود علم به غير محتمل بودن آن
Haggle
چانه زدن
Abash
دست پاچه كردن
شرمنده كردن
خجالت دادن
Plunderer
غارتگر
Meddlesome
فضول
مداخله گر
Wither
پلاسيده شدن
پژمرده شدن
پوسيده شدن
Gingerly
محتاطانه
با دقت
Soot
دوده
Churn
كره سازى
Outstrip
تندتر رفتن
پيش افتادن از
Paddock
ميدان تمرين اسب ها
Molt
ريختن مو و پر
پوست انداختن
Gad
ول گشتن
پرسه زدن
Ingenious
ماهرانه
خلاقانه
داراى نبوغ
To talk s.o. Through sth
چيزى را با جزئيات براى كسى توضيح دادن