Marja9 Flashcards
ritual
مراسم،
تشریفات مذهبی
famine
قحطی
extent (n)
وسعت، محدوده
please v
خوشحال کردن
disclose
فاش کردن،
آشکار کردن
impetus
تحرک، انگیزه
minister v n
خدمت کردن
وزیر
riot v n
شورش کردن
forthcoming
نزدیک،
در حال وقوع
brief v n
آگاهی دادن
کوتاه، مختصر
quarrel v n
جر و بحث کردن،
مشاجره کردن
bare
barely
لُخت، برهنه
به سختی، فقط
junk food
هله هوله
successive
پیاپی، متوالی
menace v n
تهدید کردن
batch
دسته، مقدار، تعداد
oblivious
بیتوجه،
بیاعتنا، بیخبر
malady
مشکل جدی،
بیماری
summon
احضار کردن
coerce
coercion
مجبور کردن
اجبار، فشار
wound
زخمی کردن،
ناراحت کردن
merchant
بازرگان، تاجر
reside
زندگی کردن،
ساکن شدن
exhilarate
شادمان کردن،
هیجانزده کردن
heir
وارث
tacit
ضمنی، تلویحی
heuristic
ابتکاری
bound v adj
جهیدن
محتمل، مقید، ملزم
yawn v n
خمیازه کشیدن
underlie
زمینۀ چیزی بودن
sacred
مقدس
scandalize
scandal
شوکه کردن
رسوایی، افتضاح
stand out
برجسته بودن
diagnose
diagnosis
diagnostic
تشخیص دادن
)بیماری یا عیب(
تشخیص بیماری
تشخیصی
consensus
موافقت عمومی،
توافق جمعی
oversight
اشتباه سهوی
commensurate
مناسب، متناسب
deduce
استنباط کردن
painstaking
موشکافانه،
دقیق، کامل
savant
دانا،
دارای مهارتِ قوی
در یک زمینۀ خاص
quaint
بشکلِ عجیبی جذاب
cottage
کلبه
slender
لاغر، کوچک،
کمر باریک
revere
reverence
احترام گذاشتن،
محترم شمردن
تکریم، احترام
empirical
تجربی، عملی
lip
لب، لبه
abstain
خودداری کردن،
امتناع کردن
extant
موجود، باقی
oath
سوگند، دشنام
per se
به خودیِ خود،
فینفسه
ration
جیرهبندی کردن،
جیره دادن
جیره، سهم
arouse
تحریک/ بیدار کردن
lethargy
بیحالی
manifesto
بیانیه، اعلامیه
primacy
اولویت، برتری