مهم و پرکاربرد Flashcards
اینا رو بدون
روحانیت در معنای حال روحانی درست در معنای روحانی و آخوند غلط
انسانیت در معنای انسان بودن درست در معنای انسان و جمع انسان غلط
ارتجاع درمعنای بازگشتن پس رفتن درست در معنای مرتجعان غلط
استکبار در معنای حالت زورگویان درست در معنای مستکبران غلط
به قول معروف
در جمله ای که ضرب المثل نیستب
باورداشتن
همراه مفعول و را می آید و نه با به
ما به تکامل تکنولوژی باور داریم غ
ما تکامل تکنولوژی را باور داریم ص
داشتن
در معنایی غیر از داشتن غلط
صدای تو را دارم غ
میخواهم با تو صحبتی داشته باشم غ
اجازه بده توضیحی داشته باشم غ
بهترین قصه ای که میتوانیم برای کودکان داشته باشیم این است غ
پیرامون
به معنی درباره نیست و غ
او در پیرامون این موضوع تحقیق کرد غ
استمداد
استمداد طلبیدن غ
استمداد کردن ص
این … که
این عراق بود که جنگ را شروع کرد غ
عراق بود که جنگ را شروع کرد ص
بها دادن
به معنی قیمت را پرداخت کردن ص
به معنی ارزش نهادن ارج گذاشتن اهمیت دادن غ
به زحمت
به سختی
فقط در معنای با دشواری و با رنج ص
به زحمت ساعت 8 است غ
صدای مجری را به زحمت میشنوم غ
به زحمت (به معنی به ندرت) به دیدن پدرم می رود غ
تسلیت
تسلیت باد غ
تسلیت میگوییم ص
اعاده حیثیت
اعاده حیثیت از کسی غ
اعاده حیثیت به کسی ص
چون به معنی بازگشت حیثیت است
چون لذا
چون و لذا با هم نمی آیند
چون برف می بارید لذا فلان غ
هرکدام جدا ص
تقدیر کردن
به معنای قدردانی کردن غغغغ
به معنای اندازه گرفتن ص
تقدیرنامه غ تشویق نامه ص
قابل تقدیر غ قابل تحسین ص
نقایص
نواقص
نقایص جمع نقیصه به معنی عیب
نواقص جمع ناقصه به معنی ناکامل و نقص
نکمیل نقایص غ
رفع نقایص ص
دلبسته
سرهم باید باشه
او عاشق دلبسته است ص
او به گوشه نشینی دل بسته است ص اینجا یعنی دل بستن که ماضی شده شده دل بسته است پس ص
را
را مفعولی باید حتما بعد از مفعول بیاد
روی این اصل
به معنی بدین جهت و ازین رو غ
من روی این اصل موافق نیستم غ
من بدین جهت موافق نیستم ص
ریشه گرفتنن
در معنی سرچشمه گرفتن غ
این تحولات از کجا ریشه میگیرد غ
لازم به ذکر
لازم به تذکر لازم به ذکر لازم به توصیح است غغغ
“به”نمیگیرد
لازم به تذکر است غ
تذکر لازم است ص
مشت کسی را باز کردن
دست کسی را رو کردن
جدا استفاده بشن درسته ولی ترکیبی غلطه
او مشت دشمنش را رو کرد غ
مطرح
در معنای شاخص بازر و برجسته غ
او یکی از مطرح ترین شاعران است غ
برجسته ترین ص
مظنون بودن
در معنی بد گمان بودن غ
من به اون مظنونم غ
من به او بدگمانم ص
مکفی
در معنی کافی غ
در معنی خوشگذران ص
ناجی
در معنای نجات دهنده غ
در معنی نجات یابنده ص
او ناجی مردم است غ
او منجی مردم است ص
وقت گذاشتن
در معنی وقت صرف کردن غ
او در این کار وقت گذاشت غ
او در این کار وقت صرف کرد ص
مهم
هم کلاسی غ
هم کلاس ص
هم درسی غ
هم درس ص
هم شاگرد غ
هم شاگردی ص
همگی
در معنی هیچ کدام غ
همگی خسته نباشید غ
هیچکدام خسته نباشید ص
همیاری
به معنی داشتن یار مشترک فقط ص
او با همیاری استادش فلان کرد غ
او با همکاری استادش فلان کرد ص
همیشه تاریخ
به معنی جاودان غ
نامت جاودانه ی همیشه تاریخ باد غ
نامتان جاودانه باد ص
فراری دادن
فراری دان غ
فرار کردن گریزاندن ص
فهمیدن
فهمیدن چیزی را ص
فهمیدن کسی را غ
کنکاش
به معنی تلاش غ
به معنی مشورت ص
نه چندان
نه چندان دور در معنی بسیار نزدیک غ
نه چندان گران در معنی بسیار ارزان غلط
نه چندان سبک …
متواری
به معنی فراری غ
به معنی پنهان شده ص
به معنی دربدر آواره ص
تصادف
به معنی روبرو شدن بر حسب اتفاق ص
به معنی برخورد به سختی و اینا غ
تصادف دو ماشین غ
تصادم دو ماشین ص
اکثر
اکثر صفت تفصیلی به معنی بیشتر یا بیشترین
اکثریت اسم مصدر به معنی وضع و کمیت بیشتر
اکثریت نمایندگان با این طرح موافق هستند غ
اکثر نمایندگان با این طرح موافق هستند ص
مجلس از اکثریت افتاد ص
توانستن
در معنای اجازه داشتن
حق داشتن
استعداد داشتن برای انجام کاری
همگی ص
میتوانم یک سوال بکنم؟ ص
توانستن
در معنای ممکن بودن احتمال داشتن غ
میتونه وزنش 30 کیلو باشه غ
احتمال داره وزنش 30 کیلو باشه ص
آرایش و پیرایش
آراستن: افزودن برای زیبا کردن
پیراستن: کاستن از زیادی ها برای زیبا کردن
مقابله به مثل
حشو و غ
معامله به مثل ص
فکر کردن
در معنای حدس زدن غ
در معنای اندیشیدن ص
فکر کنم او در آزمون قبول نشود غ
پیاده کردن
در معنای
اجرای طرح و برنامه غ
در معنای فعلیت بخشیدن به عقاید غ
ما قانون را پیادع کردیم غ
ضرب الاجل
در معنای تعیین زمان برای انجام کاری ص
پایان زمان معین غ
سقف
در معنای حد نادرست است
فزار
فرازی از سخنان و کلا فراز دیدی غلط
اعلام اعلان
اعلام: آگاه کردن و خبر دادن
با فعل کردن و دادن می آید
اعلان: آشکار کردن فاش ساختن فقط با فعال کردن
تسویه حساب
تصفیه حساب به معنی پاک کردن حساب
تسویه حساب به معنای مساوی کردن
امروز باید شهریه کلاس را تسویه حساب کنم غ
تصفیه حساب کنم ص
یارایی
غلط
بجاش باید گفت یارا
مسئله
در معنی موضوع و پدیده غ
دیروز مسئله خاستگاری رو در میون گذاشتم غ
جبران عیب و رفع نقص
جبران نقص غ
رفع عیب غ
جبران عیب ص
رفع نقص ص
رقابت
برای انسان است فقط
قطر و عربستان برای میزبانی رقابت دارند غ
جزوه
در معنی یادداشت دانش آموز و دانش جو و استاد و همه غلط
تورق
در معنی ورق زدن کتاب و اینا به کار میره که غلط است
با این وجود
با این وجود غ
با وجود این ص
گذاشتن
گذاردن
گذاشتن همون معنی گذاشتن:
قانون گذاری، چیزی روی میز گذاشتن، تاثیرگذاری، شماره گذاری، قیمت گذاری،
گزاردن به معنای ادا کردن و اجرا کردن
نماز گزاردن، وام گزار، حج گزار، گله گزاری، باج گزار، سپاس گزار، شکرگزار
گزار معنی ترجمه و تعبیر و شرح هم می دهد
خواب گزار خبرگزار
احترام گذاشتن در واقع باید باشه احترام گزاردن ولی چون مصطلحه اوکیه
نشانگر
نمایانگر
این دوتا کلمه غلط هستند
جهت
به جهت
بجای برای استفاده شود هم اوکیه
به معنای به دلیل استفاده شود هم اوکیه
غلط مصطلح هستند
بردن
بردن از درسته
بردن را غلط
اسپانیا برزیل را برد غلط از برزیل برد
یا
اسپانیا بازی فوتبال با برزیل را برد
یاری کردن
یاری دادن
هر دو درست هستند
وعده دادن
وعده کردن
هر دو درسته
بعد از وعده دادن فعل امری
بعد از قول دادن وعده دادن عهد کردن جمله امری
قول داده بودی این را برسانی (میرسانی غ)
اقشار
به معنی جمع قشر غلط
آنچه
این غلط: آنچه که: ک نمیخاد
آنچه را که هم غ
زیرا که
درست
که اینجا درست
تسری
به معنی سرایت کردن بهتر است استفاده نشود
قابل
غیر قابل
بهتر است نیاریم
غیر قابل اجتناب غ
اجتناب ناپذیر ص
بخشودن
بخشیدن
عفو کردن
عطا کردن دادن
ولی گویا بعضیا گفتند جای هم استفاده بشه اوکیه
نوین
غلط
بعضیا میگن اوکیه
رسوخ
معنی درستش استوار بودن است
پس رسوخ کردن به معنی نفوذ کردن غلط
انجام
تکی یعنی پایان
در معانی دیگه باید با فعلهای دیگه مرکب بشه
انچام دادن انجام گرفتن و …
به خاطر
به معنی به سبب به علت اکثرا میگن غ
یکم
اکثرا میگن ص
حجیم
با اینکه در عربی نیست ولی صحییح است استفاده میشود
حال حاضر
حشو نیست ص
پیدایش نیایش منش
ص
نگارنده
به معنی نویسنده اکثرا میگن غلطه
مملکت
برای کشورهای پادشاهی است نه جمهوری ولی بعضیا میگن اوکیه
برای
به معنی به مدت غ
برای 10 دیقه دویدم غ
فجیع
بهتره بجاش دردناک و … استفاده بشه
به بهانه
بار منفی دارد و باید به مناسبت استفاده شود
را
را باید بعد از مفعول بیاید نه اخر جمله که مفعول توش بوده
بزودی
گرته برداری و غلط
باید گفت زود
بزودی پی بردند
زود پی بردند ص
وقت گذاشتن
غ
وقت صرف کردن ص
ناجی
به معنای نجات یابنده است و منجی میشه نجات دهنده
استمداد
استمداد کردن ص
استمداد جستن طلبیدن غ
فرار
فرار دادن
فراری کردن
هر دو ص
فراری دادن غ
بی تفاوت
به معنای بی اعتنایی گرته برداری و غ
رنج بردن
رنج کشیدن
هر دو غلط
گرته برداری است
گرفتار بودن دچار بودن ص
معرف حضور غ
معروف حضور ص
بهبودی
غ
باید گفت بهبود
ریشه میگیرد
به معنای سرچشمه گرفتن غ است
افعال مرکب
افعال مرکب بهتر است بینشان فاصله نیفتد
فلان چیز بستگی به فلان چیز دارد غ
فلان چیژ به فلان چیز بستکی دارد ص
آنان
آنها
برای جاندار جفتش میشه
برای غیرجاندار فقط آنها درست است
جریان دارد
غ گرته برداری
برگژار میشود
فوق الذکر
ترکیب جعلی و غلطی است
سابق الذکر مذکور پیش گفته اینا درست
لازم به تذکر است غ
تذکر لازم است
لازم حرف اضافه ب نمیگیرد
نشانگر
به معنای نشان دهنده غ
به معنای سازنده نشان ص
ریشه گرفته است
در معنای سرچشمه گرفته است غ
اکثر
اکثریت
اکثر صفت تفضیل یعنی بیشتز
اکثریت اسم مصدر به معنای حالت بیشتر بودن عده ای نبست بع دیگران
مواجه بین دو نفر
غ
مواجهه بین دو نفر ص
مواجه شدن ص
با این وجود
با این وجود غ
با وجود این ص
تصادمات جاده یی
جاده یی درست است