10th Lesson 16 Flashcards
فیاض
فراوان، سرشار ، بسیار بخشنده
جلاجل
جمع جلجل، زنگ،زنگوله
طرفه
شگفت آور، عجیب
درازگوش
خرگوش
پاس
نگهبانی، حراست
دنبال
دم، دنب، عقب یا پس چیزی
طرار
دزد، عیّار، حیله گر
طوایف
تیره ها، دسته ها
فرو رفت
وراد شد
لطایف
حکایات نغز و معنی دار، چیزهای نیکو، شوخی ها
ملال
اندوه، پژمردگی، افسردگی، رنج
ارتجالاً
بی درنگ، بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن
الزام
ضرورت، لازم گردانیدن ، واجب گردانیدن
احسنت
مرحبا، زه
تقریر
بیان، بیان کردن
نصاب
حد، مرجع، سرمایه
صبیان
جمع صبی ، کودکان، نو آموزان
زنگار
سبز رنگ
ملتفت شدن
آگاه شدن، متوجه شدن
باری
القصه، به هر حال ، خلاصه
برزن
محله
متداول
معمول ، مرسوم
ضربت
یک بار زدن
صدمت
کوفتن
لاجرم
ناچار، ناگریز
اختیار کردن
برگزیدن، انتخاب کردن
مخذول
خوار، زبون گردیده
استرحام
رحم خواستن
دشنه
خنجر کوتاه
هلیم
ممال هلام
طعمه
خوردنی
خورش
غذا ، طعام ، قوت
بدسگال
بداندیش، بدخواه
دوات
مرکب دان، جوهر
کرک
پشم نرم، موی نازک
وقار
سنگینی، بزرگواری، بردباری
طمانینه
سکون، آرامش و قرار
تصدیق نامه
گواهی نامه
جافی
جفاکار، ستمکار
شهناز
از آهنگ ها موسیقی ایرانی ، گوشه ای از دستگاه شور
شور
یکی از هفت دستکاه موسیقی ایرانی
عتاب کردن
خشم گرفتن بر کسی، سرزنش کردن
دانگ
بخش، یک ششم چیزی
حالت
خوشی، سرمستی
طرب
شادمانی، جنبش از شادی
ضمایم
همراه و پیوست ها ، نشان های دولتی
تعلیقات
نشان های ارتشی، پیوست ها و یادداشت های مطالب و جزِیات
حجب
شرم، حیا
اوان
وقت ، هنگام
خودرو
خور رای، لجوج، خودسر
مسخرگی
لطیفه گویی، دلقکی
تکیده
لاغر و باریک اندام
شگرف
نایاب، کمیاب
تنگ نظر
بخیل
عنود
ستیزه کار، دشمن، بدخواه
لهو
بازی، سرگرمی، هرچیزی که مردم را به خود مشغول کند
لعب
بازی
لهو و لعب
خوشگذرانی
منجلاب
جمع شدن آب های کثیف و بدبو ÷
غی الجمله
خلاصه، اصل کلام
معاصی
جمع معصیت ، گناهان
مسکر
چیزی که نوشیدن آن مستی می آورد
لمن تقول
برای چه کسی می گویی؟
قضا
تقدییر ، سرنوشت
مندرس
کهنه ، فرسوده
قریحه
طبع ، طبع شاعری