Lesson 4/2 Flashcards
من میپرستم
عاشق
گرامی میدارم
سبزی را تحسین می کنم
تازهگی
زیبایی بهار را
I adore, love, cherish, admire the greeness, freshness, beauty of a spring
سمبل زنده شدن زندگی
تولدی دوباره
It symbolize awakening new life
Rebirth
این سر زندگی را منتقل می کند
نمایان مسازد
می رساند
It conveys vitality
Rebirth
تابستان نمایانگر زراعت و میوه دهی است
Summer signifies cultivation /fruitfulness
در نظرم بهار فصل غنچه هاست
To my mind spring is the season of blossom
چیزی که من در مورد تابستان دوست دارم تنوع فعالیت های مختلف است
What I like the most about summer is the variety of outdoor activities
تابستان این فرصت را به من می دهد تا برسم به کارهایی که تمام سال ها به تاخیر انداخته ام.
Summer gives me the chance /opportunity to catch up on the things. I’ve been putting off /postponing all the year.
من به دلیل صبحهای سرد و لرزون ، مجذوب پاییز هستم
I’m quite fascinated by autumn because of crisp morning of the season
این نشان دهنده جشن برداشت محصول است
it represents the celebration of harvest
زمستان نشانگر تمیز و خلوص است
winter reminds me of cleanliness/ purity
این فصل خلوص و سفیدی است
it is the season of purity /whiteness
در محله ای ساکت در شمال
I live in a quiet neighborhood /vicinity in the north /south ….of….
من در مرکز شهر قلب شهر زندگی می کنم
I live in the hub/ heart of this city
بسیاری از خدمات عمومی در دسترس وجود دارد
there are plenty of public facilities at hand /available /accessible /nearby
شاهد بسیاری از تغییرات در محلمون بودم
I witnessed lots of changes in my area
سیستم حمل و نقل عمومی بسیار توسعه یافته است
The transport has considerably /much developed
شهرداری فضای سبز عمومی محله را بهبود سازی کرده است
The municipality has improved the green space in my vicinity
یک حس تعلق در محله ما وجود دارد
There is a sense of belonging in my neighborhood
آب و هوای معتدل ای دارد
my hometown enjoys moderate weather
هوای معتدل
mild climate
Moderate weather
داستان خیلی گرم خوشایند
pleasantly warm summers
زمستان بسیار سرد و سخت
quite chilly winters
گرمای بسیار زیادی است در تابستان
it is a scorching سوزاننده/ blisteringتاول ززنده/ boiling hot in summer
سرمای بسیار سختی در زمستان است
it is freezing cold during winter
سرد و بارانی در پاییز با گل ها و غنچه کامل در بهار
It is cold and rainy in autumn with floors in full bloom in the spring
شهر من هوای بی ثبات و متغیری دارد
my hometown has a fickle/ changeable weather
علی شخصیتی بی ثبات دارد
Ali has a fickle personality
بعد از کلمه whiteout ، فعل ING می گیرد
Without playing
Without knowing
من یک خریداری هستم که برند برایم مهم است
I am a brand- conscious shopper
تو یک خریدار ایرادگیری هستی
you are a picky buyer
در نزدیکی ما فروشگاه قرار دارد که اجناس آن کیفیت عالی و قیمت مناسبی دارند
There is a department store nearby, whose products are of great quality with reasonable prices
اجناس من در تخفیف است
my goods are at a discount
لطفا سر قیمت چانه زنی نکنید
من می خواهم چونه بزنم
please don’t haggle over the price
i’m going to haggle over the price
مفت بود و تو هوا زدمش
that was a real bargain and I snapped it up
من یک خریدار وسواسگونه هستم که اگر من را تنها بگذاری همه پول هایم را در نهایت هدر می دهم
I am compulsive buyer, and if you leave me alone, I will end up squandering all my money
squander اسراف کردن
وقت تلف کردن
فرصت سوزی
squander time,
squander opportunity
(این لباس) به شما می آید
It looks good on you
خیلی بهت میآید خیلی به تنت میشینه
it suits you down to the ground
It looks good on you
لباس
گشاد
چروک
تنگ و چسبان
Loose
Scruffy,
tight /clingy
رسمی لباس پوشیدن
غیر رسمی لباس پوشیدن
dress up
dress down
خیلی تیپ زدی
you are dress to kill