Lesson 2 Flashcards
من کارهای تفریحی زیادی دارم. یکی از آنها شنا می کنم
فعالیت های فوق برنامه
I have many leisure pursuits. Once of which i am swimming
به 3 سال پیش برمی گردد که برای اولین بار این ورزش را شروع کردم
It goes back to 3 years ago when i had first taken up this sport
Take up آغاز کردن- شروع به انجام کاری
# give up ول کردن - تسلیم شدن
اگر وقت اجازه بده ، دوست دارم بسکتبال را شروع کنم
If time allows, i’d like to try my hand at basketball
Try your hand at Sth
عاشق انجام دادن کاری هستم
Be quite fond of doing Sth
I am quite fond of water sports
من علاقه شدیدی به بازی های ابی دارم
ورزش های بزن بزن درگیرانه
مثل جودو
Blood sports
Contact sports
بادی جامپینگ
ورزش هیجانی شدید
Extreme sports
ورزش تیمی
ورزش انفرادی
Team sports
Individual sports
ورزش های ابی
Water sports
ورزش رقابتی
Competitive sports
ورزش تماشاگر دار
فوتبال
Spectator sports
من لذت بالایی میبرم از چیزی
I get a kick out of swimming/ reading
آنها هیجان انگیزند
چالش برانگیزند
نفس برند
They are thrilling
Challenging
Breathtaking
یک مرتبه من یاد دارم مچ پام پیچ خورد
Once i remember i wrenched / sprained my ankle
مچ دستم مثل بادکنک ورم کرد
My wrist swelled up like a balloon
اما قسمت متورم بعد از یک هفته کم شد
But the swollen part went down after a week
Go down
خوابیدن
رفتن ورو و اثری
من از ناحیه زانو اسیب دیدم
I below out my knees
Blow out
آسیب دیدن
هفته ای دوبار ورزش می کنم
I work out twice a week
Work out
ورزش کردن
من تمرین می کنم تا حجم بیارم
I work out to buff up
من برای چربی سوزی ورزش می کنم
I work out to run off
من به طور روزانه ورزش می کنم، من عجیب ورزش دوستم
I work out on a daily basis, i am a fitness freak
من میدوم تا رفش کنم مغزم
ذهنم
بدنم را
I am jogging to refresh my brain
My body
My mind
برای از بین بردن چربی های اضافه ام
To run off my excess fat
فکر می کنم باید مصرف کوکاکولا را کاهش دهم
I think i should cut down on drinking coca cola
من باید کنار بذارم سیگار کشیدن را
I should lay off smoking
من به شکلات آلرژی دارم
I am allergic to chocolate
خوردن شکلات ، صورتم بیرون میزنه
Eating chocolate brings me out in spots
Brings Sone out in Sth
بیرونزدنکسیدر چیزی
من دل درد دارم
I get an upset stomach
من شکم درد دارم
I get an upset stomach
وسی دقیقه زمان برد تا خوب بشه
خوب بشم
It took 30 minutes for me stomach to settle / soothe
من با آنفولانزا مبتلا شدم
I come down with flu
من خوبشدم از آنفولانزا بعد ۳ روز
I got over flu after 3 days
Get over
خوب شدن
انواع بلیط وسفر
بلیط رفت وبرگشت
سفر برگشت
سفر بیخود و وقت تلف کن
It was round trip ticket
The return trip
Wasted trip
سفر رفتن
Take a trip
Make a trip
Set off on a journey
من به شیراز سفر میزم
I set off on a journey to Shiraz
منسفر پر از اتفاق و مهم و هیجانی داشتم
It was an epic journey
من اول سفر را دوست داشتم
من اخر سفر را یادم هست
I’d like the first leg of a journey
I remember the last leg of a journey
من به صورت فصلی سفر می کنم
I make a trip on a seasonal basis
من به صورت هفتگی یک سفر می روم
I take a trip on a weekly basis
من به صورت سالیانه یک سفر می رفتم
I took a trip on a yearly basis
راهی تهران شدم
I set out for Tehran
جای دور افتاده
Off the beaten track
از شر همه این ها خلاص شم و حالم خوب شه
Get away from it all
من راهی شدم به جای دور افتاده تا از شر همه اینها خلاص شم
I set out for off the beaten track to get away from it all
Reading
من کشتهمرده خوندن هستم
I am an avid reader
من نگاه کلی و سر سری به روزنامه/ مجله انداختم
I only browse through magazines/ newspapers
فعالیت فوق برنامه ای که من خیلی درش غرق میشم/ جذب میشم
Reading is a hobby that i get absolutely engrossed in
منوقتی مطالعه میکنمزمان را از دست میدم
I usually lose track of time when reading
مناز خواندن داستانهای
عشقی
جنایی
وحشتناک
تخیلی
I take pleasure in reading
Romance
Detective
Horror
Fiction
خواندن کتاب مشتاقانه منو نگه میداره
Reading books really keeps me captivated
Hobbies
من عموما از امور دنیا باخبرم با دنبال کردن اخبار در تلویزیون
I usually keep up with word affairs by following the news on TV
فیلمکلیشه ای خیلی جذاب نیست برام
Box office films do not usually appeal to me
فیلم های تخیلی راست کار من نیست
Fiction films are not right up my street (alley)
من فیلم های اکشن را ترجیح میدم آنها هستند
دراماتیک
هیجانی exiting
جذاب attractive
جالب fascinating and interesting
I prefer action films, they are dramatic
Gripping
Attention-grabbing
Compelling
من دیونه فیلمم
I am a movie buff
موزیک جزء علاقه مندی هام هست
Music is my passion
قانون سفت و سختی نیست
که من چطوری
اوقاتم را چطوری سپری کنم
There is no hard and fast rule on how i often spend my spare time
من بسکتبال بازی میکردم .
سرم مه شلوغ شد
من مجبور بسکتبال را ول کنم
I used to play basketball.
But being snowed under word
I had to lay off basket ball
من به خوبی میدونم/ آگاهم
I am fully aware of