Lesson 4/1 Flashcards
او شخصیتی پر از اعتماد به نفس ( پر زرق و برق ) دارد و این باعث می شود دیگران به او احترام بگذارند
he has a flamboyant/assertive personality and this makes others respect him
او مردی متواضع / متواضع است. او هرگز خودنمایی نمی کند
he is a humble/modest man. he never shows off
او نسبت به دیگران بسیار مهربان و با احساسات است. او به همه اهمیت می دهد.
She is so affectionate towards others. She cares about everyone.
دوست داشتنی بخیلی آدم خوشش میاد ازش
she is amiable and easy to like
بابای من گشاده فکره او هرگز ایده های جدید را کنار نمی گذارد
My dad is a broadminded. He never brushes new idea aside
او بسیار اهل ارتباط است. شما به راحتی می توانید با او گفتگو کنید.
She is very communicative. You can easily strike up a conversation with her.
او وظیفه شناس و کوشا است. او برای چیزی که می خواهد سخت کار می کند.
he is conscientious and diligent. He works hard for what he wants.
او واقعاً با ملاحظه و با درایت است. او دوست ندارد دیگران را ناراحت کند.
She is really considerate and tactful. She doesn’t like to upset others.
او رهبر قاطع است، زمانی که به وضعیت دشواری می آید، می تواند تصمیمات سریع بگیرد
He is decisive leader when it comes to difficult situation he can make quick decisions
او پویا و پر انرژی است
she is dynamic and full of energy
برادر من نترس است هیچ چیز او را نمی ترساند.
my brother is fearless. Nothing scares him.
او فردی دست ودل باز است که ماهانه به یک موسسه خیریه کمک های مالی می کند
she is an open-hand person she makes monthly donations to a charity
او فردی دست ودل باز است که ماهانه به یک موسسه خیریه کمک های مالی می کند
she is an open-hand person she makes monthly donations to a charity
او یک مرد جوان تخیلی با بسیاری از ایده های جدید و جذاب است
he is an imaginative young man with lots of new and intriguing ideas
جذاب
Intriguing
من به سارا حسودی می کنم که او واقعاً تیز هوش است
I envy sara she is really quick-witted
او یک زن مدبر است که به راحتی می تواند مشکلات را حل کند
She is a resourceful woman she can easily solve problems
او فردی منطقی است. او می تواند حتی در شرایط دشوار نیز معقول فکر کند.
He is a rational person. He’s able to think sensibly even in difficult situation.
او فهیم است و می تواند احساسات دیگران را درک کند
She is perceptive and can pick up on other peoples feelings
او به طرز غیرقابل تحملی مغرور و سر بزرگ است
کله داره
He is unbearably arrogant and big headed
او پرخاشگر و بحث برانگیز است و دوست دارد با دیگران نزاع کند
He’s aggressive and argumentative he likes to pick a quarrel with other people
علی پر مدعا ( خودستا) است. او همیشه در مورد موفقیت خود صحبت می کند.
Ali is boastful. he’s always talking about his achievement.
خواهرم تنبل است . او دست به چیزی نمیزنه
My sister is bone idle she doesn’t even lift a finger
مادرم خیلی دستور میده به ما همش تشر میزنه
my mom is bossy. She’s always pushing us around.
برادر من خیلی عجول است او هرگز دوباره فکر نمی کند
My brother is impulsive he never think twice
او میتونه خیلی مکار و حیله گر باشد شما باید بسیار مراقب باشید وقتی کنار او هستید
He can be cunning and deceitful. You should be careful when you are around him.
مادر من خیلی ایراد گیره و او از همه چیز ایراد می گیرد
My mom is very fussy and she makes a fuss about everything
او خیلی هریس است او همیشه بیشتر میخواهد
he is greedy he always wants more
او گاهی اوقات می تواند بی ملاحظه و بی تدبیر باشد، آنچه می گوید یا انجام می دهد احساس دیگران را آزار می دهد
He can be inconsiderate and tactless at times, what he says or does hurts others feeling
وی ظالم است بعضی موقع ها فکر می کنم که او روح ندارد
he is really mean sometimes I think he doesn’t have a soul
او خیلی ظالم تمامیتخواهی است برای رسیدن به آن چیزی که میخواهد حتی او آسیب میزند به دیگران
He could be ruthless about getting his own way, even if it means hurting others
من فکر می کنم خیلی غیر قابل اعتماد است او نمیتواند باشد معتمد
I think he is untrustworthy he can’t be trusted
او ضعیف اراده است. اگر مشکلی پیش بیاید، به راحتی تسلیم می شود.
He is weak willed. If a snag comes up, he easily gives up.
او واقعاً تنگ نظر است و به ایده های جدید توجه نمی کند(مهربانی نمی کند)
She is really narrow mind she doesn’t take kindly to new ideas
او علاقهای به چیزی نشان نمیدهد او بی تفاوت است.
He doesn’t show interest in anything he is indifferent
او سرسخت/ سلطه گر است
دارد به آدمهای دیگر دستور بدهد
she’s overbearing/ domineering she loves bossing people around
من معمولاً در هتل میمانم
I usually stay in hotel
Check in
Check out
منمیخواهمتسویه حساب کنم در هتل
I’m going to settle up
سرویس هتل در حد انتظارم بود
The services live up /come up to my expectations
من کتاب میخونم تا زمانم را پر کنم
I read a book to fill in time
ناخودآگاه و یک مرتبه با یک دریاچه زیبا روبرو شدم
I came across a beautiful lake
Come across somebody /something
سبز رنگ مورد علاقه من است
نشانه است
نشانه سبز شدن دوباره است
نوید زندگی دوباره است
Green is my favorite color.
It is symbol
sign of renewal of vegetation
promise of new life.
رنگ سبز مرا به یاد انرژی و گرما می اندازد
Green color reminds me of energy and warmth
قرمز رنگی پر جنب و جوش است که نمادی از سرزندگی محبت است
Red is a vibrant color which symbolize /represents affection liveness
رنگمورد علاقه من هست
My much love color is
my most favorite color is
برخی از رنگ ها نماد مفاهیم مختلف هستند
some colors symbolize different concepts
نمایانگر سمبل
In my country, the color white symbolize /conveys /signifies
به عنوان مثال، رنگ در کشور من معانی قابل توجهی دارد
Color in my country have a significant meanings for instance
رنگ سیاه نماد غم و اندوه و عزاداری است
Black is symbolic of sadness and mourning
نزدیکی اینجا یک از فروشگاه قرار داره که محصولاتش کیفیت خوبی داره و قیمت مناسب
There is a department store nearby. Who’s product are of great quality with reasonable price