Lesson 15 Flashcards
Abrupt
ناگهاني، غير منتظره
Acclaim
تحسين كردن، ستايش
Masterpiece
شاهكار
Approve
تأييد كردن، تصويب كردن، موافقت كردن
Endorse
Disruptive
مختل كننده، مخل
Frequent
مكرر
Clarify
توضيح دادن، آشكار ساختن
Tolerable
قابل تحمل
Opposition
مخالفت
Postpone
به تعويق انداختن
Delay, defer, adjourn, put off
Acquiesce
پذيرفتن، تسليم شدن
Petition
دادخواهي، دادخواست
Relinquish
دست كشيدن از، كنار گذاشتن
Give up
Executive
مدير عامل
Delicate
ظريف، شكننده
Intrigue
مجذوب ساختن، فريفتن، توطئه چيدن
Curious
كنجكاو، عجيب
Exclusive
انحصاري، اختصاصي
Faculty
هيئت علمي
Appeal
درخواست، جذب كردن
Issue
صادر كردن، انتشار دادن
Confirm
تأكيد كردن
Convenient
مناسب، آسان، در دسترس
Cultivate
پرورش دادن، كاشتن
Gigantic
عظيم، غول پيكر
Enormous, huge
Exceptional
استثنايي، بسيار خوب، غير معمول
Terrifying
ترسناك، وحشتناك
Vigorous
قوي، نيرومند
Amenity
عامل رفاهي
Dwelling
مسكن، منزل
Erratic
نامنظم
Irregular
Broaden
وسعت دادن
Opportunity
فرصت، مجال
Land
رسيدن
Burgeon
به سرعت رونق گرفتن، شكوفا شدن
Dignitary
شخص مهم و برجسته
Celebrity, luminary, VIP
Ample
كافي
Avert
پيشگيري كردن، روي برگرداندن
Crew
پرسنل، كاركنان
Defy
تبعيت نكردن، تسليم نشدن
Enact
تصويب كردن
Legislation
لايحه
Session
نشست مجلس
Feign
تظاهر كردن، وانمود كردن
Pretend
Massacre
قتل عام
Halt
وقفه، متوقف كردن
Harbor
پناه دادن به، جاي دادن، بندرگاه
Perilous
خطرناك
Hazardous, dangerous
Assert
تصريح كردن، با قطعيت گفتن
Conscientious
وظيفه شناس، با وجدان
Employer
كار فرما
Convey
رساندن، انتقال دادن
Displeasure
نارضايتي
Heighten
تشديد كردن، افزايش دادن
Precept
اصل، قاعده
Decency
شايستگي
Infancy
مراحل اوليه، دوره نوزادي
Miraculous
معجزه آسا
Delight
خرسند، راضي
Discreet
محتاط
Tactful, cautious, prudent
Inundate
سيل زده كردن، اشباع كردن
Broadcast
انتشار، پخش خبر كردن
Grave
گودال، بزرگ، سنگين، خطرناك، غمگين، نقش كردن، تراشيدن
Conserve
حفظ كردن، نگهداري كردن
Fallacious
غلط، نادرست، سفسطه آميز
Accentuate
تأكيد كردن، اهميت دادن ( برجسته نمودن )
Emphasize, highlight
Muscular
عضلاني
Disguise
پنهان ساختن، تغيير قيافه دادن
Outlandish
عجيب، نامتعارف
Bizarre, peculiar, weird, eccentric
Costume
لباس
Wig
كلاه گيس
Boredom
خستگي، ملالت
Substitution
تعويض
Whimsical
غير معمول، عجيب
Council
مجلس، انجمن
Spare
اضافه، مازاد
Fleeting
زودگذر
Dwindle
تدريجا كاهش يافتن
Deceptive
فريبنده
Gregarious
اجتماعي
Plausible
باور كردني، قابل قبول
Cajole
متقاعد كردن ( بوسيله چاپلوسي )
Recruit
استخدام كردن
Exacerbate
بدتر كردن
Eulogy
ستايش، مدح
Incumbent
متصدي
Indigent
فقير
Lament
سوگواري كردن
Nostalgia
حسرت گذشته
Oblivious
فراموشكار
Ostensible
صوري، ظاهري
Perjury
شهادت دروغ ( در دادگاه )
Ethnic
نژادي
Cooperate
همكاري كردن، كمك كردن
Domestic
بومي، خانگي
Eloquent
سخنور
Facilitate
تسهيل كردن
Ethics
اصول اخلاقي
Forthwith
فوراً، بي درنگ
Legislate
قانون وضع كردن
Straightforward
آسان، ساده
Myriad
بيشمار
Incipient
اوليه، مرحله ابتدايي
Lure
تطميع، مجذوب كردن
Rampant
شايع
Stereotype
كليشه، تصور قالبي
Deteriorate
بدتر شدن
Curb
كنترل كردن، محدود كردن
Distract
حواس كسي را پرت كردن
Liberal
روشنفكر، آزادي خواه