Lesson 13 Flashcards
Evade
طفره رفتن
Conscious
هوشيار، آگاه
Renovate
بازسازي كردن، نوسازي كردن
Assess
ارزيابي كردن
Mundane
معمولي، كسل كننده
Dedicate
اختصاص دادن، وقف كردن
Mitigate
تسكين دادن
Alleviate, lessen, assuage
Thrive
رونق يافتن
Flourish, prosper, boom
Affluent
ثروتمند
Felicitous
مناسب، مقتضي
Sum up
خلاصه كردن
Confer
رايزني كردن، اعطا كردن
Perpetual
دائمي، هميشگي
Eternal, permanent, continuous
Prevalent
شايع، رايج، rampant
Pacify
آرام كردن
Appease, soothe, placate
Preconception
تعصب، ذهنيت قبلي
Starve
گرسنگي كشيدن، از گرسنگي مردن
Deprive
محروم كردن
Supplant
جايگزين كردن
Hurdle
مانع، مشكل
Symptom
نشانه، علامت
Envisage
تصور كردن، انتظار داشتن
Envision
Fare
كرايه
Circumspect
محتاط
Cautious, prudent, wary
Transient
گذرا، زود گذر
Rudimentary
اوليه، مقدماتي
Devise
اختراع كردن، درست كردن
Thwart
بي نتيجه گذاردن، مانع شدن
Verify
تأييد كردن، مطمئن ساختن
Compliance
قبول، موافقت
Meticulous
بسيار دقيق
Careful, scrupulous
Indigenous
بومي
Notorious
بد نام
Industrious
ساعي، كوشا، diligent
Beneficial
مفيد، سودمند
Voracious
حريص، بسيار مشتاق
Dramatic
قابل توجه ( مهيج ، عظيم و ناگهاني ) ، نمايشي
Aggravate
بدتر كردن
Demolish
تخريب كردن، destroy
Ascertain
دريافتن، پي بردن، كشف كردن، تعيين كردن، ثابت كردن
Rectify
تصحيح كردن
Improvise
في البداهه ساختن ( بدون آمادگي قبلي )
Scrap
كنار گذاشتن ( معمولا به دليل عملي نبودن ) ، اوراق كردن
Strive
كوشش كردن
Endeavor, attempt
Efficiency
بهره وري
Scatter
پراكنده كردن
Disperse, spread
Resemble
شبيه بودن
Rife
شايع، عموميت يافته، مملو
Widespread, prevalent
Intimate
صميمي، خودماني، شخصي
Correspondence
مكاتبات، مطابقت
Discard
دور انداختن
Litter
آشغال
Clumsy
آدم ناشي، زمخت
Sluggish
كند، كساد، فاقد انرژي لازم
Lethargic, listless
Diligent
كوشا، ساعي
Monotonous
خسته كننده، يكنواخت
Dull, tedious, boring
Demolish
تخريب كردن، destroy
Ascertain
دريافتن، پي بردن، كشف كردن، تعيين كردن، ثابت كردن
Rectify
تصحيح كردن
Improvise
في البداهه ساختن ( بدون آمادگي قبلي )
Scrap
كنار گذاشتن ( معمولا به دليل عملي نبودن ) ، اوراق كردن
Strive
كوشش كردن
Endeavor, attempt
Efficiency
بهره وري
Scatter
پراكنده كردن
Disperse, spread
Resemble
شبيه بودن
Rife
شايع، عموميت يافته، مملو
Widespread, prevalent
Intimate
صميمي، خودماني، شخصي
Correspondence
مكاتبات، مطابقت
Discard
دور انداختن
Litter
آشغال
Clumsy
آدم ناشي، زمخت
Sluggish
كند، كساد، فاقد انرژي لازم
Lethargic, listless
Diligent
كوشا، ساعي
Monotonous
خسته كننده، يكنواخت
Dull, tedious, boring
Covert
مخفي، نهان
Emulate
تقليد كردن
Furtive
پنهان، مخفي
Obselete
منسوخ، كهنه
Unveil
آشكار ساختن
Skeptic
آدم شكاك
Volatile
نا پايدار
Patient
صبور، بيمار
Introvert
درون گرا
Insatiable
سير نشدني
Represent
ارائه كردن، نمايندگي كردن
Preserve
محافظت كردن
Stipulate
تعيين كردن، تصريح كردن
Defect
عيب، نقص
Destination
مقصد
Innocent
بي گناه
Assassinate
ترور كردن
Intimidate
ترساندن، scare
Fracas
زد و خورد، بلوا
Pioneer
پيشگام
Casual
غير جدي، غير رسمي، موقتي
Vaporize
تبخير شدن
Patriotic
ميهن پرست
Lunatic
ديوانه
Mourn
سوگواري كردن
Myth
افسانه
Temperate
معتدل، ملايم
Monarch
سلطان، حاكم
Fiction
خيال، داستان، افسانه
Prose
نثر
Cosmetic
وسيله آرايش
Wrinkles
چين و چروك
Disadvantage
معايب
Stride
قدم زدن
Devotion
از خود گذشتگي، وقف
Expedition
سفر
Distress
ناراحت كردن، مضطرب كردن
Calculus
حساب ديفرانسيل و انتگرال
Wristwatch
ساعت مچي
Recollect
به خاطر آوردن
Meritorious
شايسته
Hearty
دلچسب، صميمانه
Generously
سخاوتمندانه
Wing
بال، بالدار كردن
Servant
خدمتكار
Take in
درك كردن
Account for
تشكيل دادن، دليل چيزي بودن
Monument
بناي يادبود، اثر تاريخي
Meddle
فضولي كردن، دخالت كردن
Expressive
پر معني، گويا
Self-assured
داراي اعتماد به نفس
Jail
زندان، حبس
Invalid
غير معتبر