Lesson 10 Flashcards
Precise
دقيق
Associate
مربوط ساختن
Endure
تحمل كردن
Determine
تعيين كردن، تصميم گرفتن
Synopsis
خلاصه، summary, abstract
Implicit
ضمني، تلويحي، مجازي، اشاره شده، مفهوم
Criticism
انتقاد
Consent
رضايت، موافقت كردن
Nutrition
تغذيه
Receptive
پذيرا
Prominent
برجسته، مهم
Inadvertently
سهوا، بي ملاحظه، غير عمدي
Penalize
جريمه كردن، تنبيه كردن
Prelude
مقدمه
Foster
پرورش دادن
Speculate
حدس زدن
Detest
تنفر داشتن، hate, loathe, despise, abhor
Approve
موافقت كردن، تصديق كردن
Summon
فرا خواندن، احضار كردن، تشكيل جلسه دادن
Attend
حضور داشتن، رسيدگي كردن، توجه كردن
Purport
ادعا كردن، معني دادن، به نظر آمدن
Corroborate
تأييد كردن، تقويت كردن، اثبات كردن
Collaborate
همكاري كردن
Esteem
احترام، قدر
Garner
جمع كردن، گرد آوردن
Refine
تصفيه كردن، تصحيح كردن
Condense
متراكم كردن
Eliminate
حذف كردن، برطرف كردن
Suit
مناسب بودن، وفق دادن
Register
ثبت كردن
Accurate
دقيق، صحيح
Upheaval
تغيير فاحش، تحول
Materialize
تحقق يافتن، نمايان شدن
Deplore
انتقاد كردن، محكوم كردن
Invasion
تهاجم
Grant
اعطا كردن، بورس تحصيلي
Authority
قدرت، اختيار، اجازه، مقام مسئول
Detain
بازداشت كردن، معطل كردن
Suspect
مظنون
Anticipate
پيش بيني كردن، انتظار داشتن
Applicant
داوطلب، متقاضي
Debate
بحث كردن
Permanent
ثابت، دائمي، eternal, perpetual
Ascribe
نسبت دادن، assign, attribute
Defeat
شكست دادن
Diverge
واگرا شدن، انشعاب يافتن
Allege
ادعا كردن
Confession
اعتراف
Postulate
ارائه نظريه، اصل ( مسلم فرض شده )
Cease
متوقف كردن
Digress
از موضوع منحرف شدن
Retain
نگه داشتن، حفظ كردن
Recruit
استخدام كردن
Staff
كارمندان
Protest
اعتراض كردن
Resign
استعفا دادن
Unfair
ناعادلانه
Discharge
تخليه كردن
Panorama
ديد وسيع
Obvious
واضح، آشكار
Crater
دهانه
Signify
دلالت كردن بر، معني دادن
Accession
پذيرش
Ledger
دفتر كل
Insertion
الحاق
Primates
پستانداران عالي ( انسان ها و ميمون ها )
Tablet
قرص
Desperate
نا اميد
Crude
خام
Traditional
سنتي
Weave
بافت
Device
وسيله، شيوه
Illusion
توهم
Protection
حفاظت، حمايت
Concise
مختصر
Creature
مخلوق، جانور
Erupt
فوران كردن
Mandatory
اجباري، الزامي
Assemble
سر هم كردن، گرد هم آمدن
Erudite
عالم، دانشمند
Prognosis
پيش بيني
Found
تأسيس كردن، بنا نهادن
Corruption
فساد
Assail
حمله كردن
Cryptic
مرموز، مبهم
Extricate
رها كردن، خلاصي بخشيدن
Eccentric
عجيب، نامتعارف
Bribery
رشوه خواري
Scandal
رسوايي
Abduct
ربودن انسان
Intentionally
عمداً
Obvious
واضح، آشكار
Crater
دهانه
Signify
دلالت كردن بر، معني دادن
Accession
پذيرش
Ledger
دفتر كل
Insertion
الحاق