Lesson 12 Flashcards
Courage
شجاعت
Scholar
پژوهشگر، محقق
Aptitude
استعداد
Trainee
كارآموز
Precious
ارزشمند، گرانبها
Commodity
كالا، محصول
Complaint
شكايت
Contract
قرارداد، پيمان
Press
مطبوعات
Adversity
سختي، مشقت
Pessimist
بدبين
Rebuke
سرزنش كردن، توبيخ كردن
Reprimand, reprove, censure
Inimical
مضر، محدود كننده
Expression
اظهار، بيان
Compartment
قسمت، بخش
Briefcase
كيف، كيف اسناد
Reputation
شهرت، اعتبار ( ناشي از سابقه )
Anxiety
تشويش، نگراني
Conducive
مساعد
Motivate
تحريك كردن، برانگيختن
Motivation
انگيزه، incentive
Fame
شهرت، وجهه
Prestige
حيثيت، اعتبار
Warrant
مجوز قانوني، ضروري ساختن، تضمين كردن
Issue
صادر كردن، بيرون آمدن
Equilibrium
تعادل
Cope
از عهده ي كاري بر آمدن
Collude
تباني كردن
Conspire, connive
Overthrow
سرنگون كردن، شكست دادن
Inquisitive
كنجكاو
Curious
Eradicate
ريشه كن كردن
Alleviate
تسكين دادن
Lessen, assuage
Narrate
روايت كردن داستان
Recount
Revolutionize
تغيير اساسي دادن، متحول ساختن
Indifferent
بي تفاوت
Merit
مزيت، شايستگي
Realm
قلمرو، حوزه
Composure
آرامش، خونسردي
Calmness, serenity, equanimity, tranquility
Frustrate
دلسرد كردن، مانع موفقيت شدن
Beat
كتك زدن
Omen
نشانه
Enigma
معما
Mingle
آميختن، ممزوج شدن
Transmute
تبديل كردن
Alchemist
كيمياگر
Lead
سرب
Conquer
غلبه كردن، فتح كردن
Conquest
غلبه
Quandary
سرگرداني، ترديد
Deliberate
عمدي، تعمق كردن ( انديشيدن )
Mislead
گمراه كردن
Fortify
تقويت كردن، مستحكم كردن
Apex
اوج، قله
Summit, zenith
Bestow
بخشيدن، اهدا كردن
Honorary
افتخاري
Origin
منشأ، خاستگاه
Encompass
احاطه كردن، در بر گرفتن
Worship
عبادت، ستايش، پرستش كردن
Assent
موافقت كردن، رضايت
Proposal
پيشنهاد
Affinity
نزديكي، قرابت
Accomplish
انجام دادن
Fatal
مهلك، كشنده
Lethal
Inhale
استنشاق كردن، تنفس كردن
Summit
قله، اوج، نشست سران
Immerse
غوطه ور ساختن ( زير آب بردن ) ، كاملا درگير موضوعي شدن
Swell
متورم شدن
Periphery
مرز، حاشيه
Perfectionist
كمال گرا
Truism
واقعيت بديهي
Emanate
بيرون آمدن، جاري شدن، سرچشمه گرفتن
Worldliness
مادي گرايي
Selfishness
خودپسندي
Caprice
هوس، تمايل فكري
Compensatory
جبراني
Pitch
گام، زير و بمي
Duration
دوره تناوب
Varnish
جلا دادن
Inhabit
ساكن بودن
Imprisonment
حبس، زنداني شدن
Rattlesnake
مار زنگي
Venom
سم، زهر
Repute
شهرت
Acclaim
تحسين
Satisfy
راضي كردن
Initiate
آغاز كردن
Flavor
معطر كردن
Herb
گياه
Nurture
پرورش دادن
Reformation
اصلاح، تغيير
Confess
اعتراف كردن
Condone
بخشيدن
Arduous
پر زحمت
Entice
فريفتن، جلب كردن، به دام كشيدن
Toxicity
سميت
Prolific
پر كار ( داراي محصول زياد )
Antithesis
در نقطه مقابل، تضاد، تناقض
Caustic
نيش دار، تند ( انتقاد )
Inept
بي عرضه، ناتوان
Impasse
تنگنا، وضعيت بغرنج
Adage
ضرب المثل
Contentious
بحث بر انگيز
Diagnosis
تشخيص ( بيماري )
Vindicate
تبرئه كردن، توجيه كردن
Customary
عادي، مرسوم، متعارف
Pensive
فرو رفته در فكر
Nemesis
حريف سر سخت
Juvenile
نوجوان
Roam
پرسه زدن
Sneer
تمسخر
Vandal
خرابكار
Miserly
خسيس