Reading 4 Flashcards
penned
نوشتن
outweigh
مهمتر بودن
extant
موجود، باقی مانده
dialect
گویش لهجه
inconsistent
ناسازگار
milieu
محیط، اطراف
aptitude
استعداد، شایستگی
Elaborate
دارای جزئیات، با دقت شرح دادن
prevalent
شایع و متداول
implicit
explicit
مجازی ضمنی
صریح روشن
Deliberately
عمدا
misleading
گمراه کننده
compelling
comple
متقاعد کننده
وادار کردن
deteriorate
فاسد شدن، بدتر شدن
temple
معبد
Pose
ژست گرفتن
اقامه کردن
Hesitant
دو دل مردد
Confine
محدود کردن
primate
پستاندار
seed
بذر دانه
crop
محصول، چیدن، حاصل دادن
extent
میزان وسعت
incidence
وقوع حادثه
premiums
حق بیمه، انعام
owl
جغد
lethal
مرگ بار، مهلک
blame
سرزنش، گناه
livestock
احشام
breed
نژاد، گونه زاییدن
dissipate
از هم پاشیدن
esteem
اعتبار عزت احترام
delinquent
متخلف، بدهکار
teem
فراوان بودن، بارور بودن، روزگار
marine
دریایی
invertebrate
بی مهرگان
dismantle
از بین بردن
coast
ساحل
interfere
دخالت کردن
accommodate
جا دادن، وفق دادن، اصلاح کردن
conducive
مفید
commit
مرتکب شدن، سپردن
offender
متخلف، متجاوز
intricate
پیچیده بغرنج پیچاندن
cease
دست کشیدن، متوقف ساختن
abruptly
ناگهان
agitate
تحریک کردن، تکان دادن
proclaim
اعلام، جار زدن
compromise
سازش، مصالحه، به خطر افتادن
opponent
حریف، مخالف، ضد
confrontation
تقابل، رویارویی
discrimination
تبعیض
grievance
شکایت
sympathetic
غمخوار
afford
استطاعت داشتن، تهیه کردن
renown
شهرت
refrain
خودداری کردن، نگاه داشتن
rival
حریف، رقیب
vertices
راس