Reading 12 Flashcards
impeachment
استیضاح
prosecute
پیگرد قانونی
rekindle
دوباره زنده کردن (روشن کردن)
pace
سرعت، گام
outrage
هتک حرمت، خشم
trial
محاکمه، آزمایش
sanctimonious
مقدس
forgo
چشم پوشی، خودداری کردن
conviction
convection
محکومیت،
همرفت
rampage
داد و بیداد، خشم
assault
حمله کردن تجاوز
call off
منحرف کردن
winnow
غربال کردن
counsel
مشاوره
reap
درو کردن، جمع آوری کردن
geriatric
سالمندی
fallout
ریزش
acquittal
تبرئه
rebuke
سرزنش کردن
culpability
مقصر بودن
assault
حمله کردن
stitch
کوک، بخیه
jeopardy
به خطر انداختن، مخاطره
overturn
واژگون کردن
propel
سوق دادن، حرکت دادن
oust
بیرون انداختن، برکنار کردن
overthrow
سرنگونی
سرنگون کردن
slap
چک زدن
exile
تبعید
erupt
فوران کردن
uprising
قیام، شورش
poise
توازن، متانت، ثابت واداشتن
corruption
فساد
Vow
سوگند خوردن
bar
مانع شدن
surveillance
نظارت
deploy
move (troops or equipment) into position for military action.
predicament
مخمصه
dwarf
کوتاه شدن
کوتوله
manicipal
شهری
reliant
متکی
plead
درخواست کردن
التماس کردن
bite
گاز گرفتن
گزیدن
clash
برخورد
درگیری
garner
انبار کردن
انبار
upend
متوقف کردن
grapple
گلاویز شدن
درگیری
brink
لبه مرز
semblance
شباهت
contempt
تحقیر
pledge
سوگند، تعهد
blunt
کند صاف
detract
کم کردن، کاستن
unearth
کشف کردن بیرون کشیدن
appraisal
ارزیابی
Courage
شجاعت
Humility
فروتنی
Gratitude
حق شناسی
تشکر
EMPATHY
یکدلی
urge
اصرار کردن