Reading 10 Flashcards
cult
فرقه، مکتب
innate
فطری، ذاتی
ironically
از قضا
benevolence
خیرخواهی
wield
به دست آوردن، اداره کردن
sentimentalize
احساساتی کردن
bore
سوراخ
philanthropy
خیرخواهی
gracious
بخشنده
clung
چسبیده
preclude
جلوگیری کردن
messy
بی نظم
partisan
طرفدار، حامی
adolescent
نوجوان
ravage
خراب کردن
Obsess
وسواس، عقده
entail
شامل بودن، موجب شدن
Revive
احیا کردن
evade
طفره رفتن
ironic
کنایه دار
surge
purge
موج
پاکسازی
bureau
دفتر، دیوان
mesmerize
مسحور کردن، هیپنوتیزم شدن/کردن
linger
طول کشیدن، معطل شدن
lethal
مهلک، مرگبار
vicious
معیوب، فاسد
pernicious
مخرب
coalesce
ادغام شدن، یکی شدن
reluctant
بی میل
frustration
نا امیدی
umpire
داور، داوری کردن
vent
بیرون ریختن، خالی کردن
are subject to
are subjected to
مشمول
در معرض
philanthropy
خیرخواهی
بشردوستی
deputy
نایب قایم مقام
pledge
تعهد، وثیقه
unravel
بازکردن، حل کردن
stockpile
ذخیره کردن
chilling
horrifying or frightening
dissuade
منصرف کردن
blow
فوت کردن. ضربه
eve
the day or period of time immediately before an event or occasion
adversary
دشمن
malign
بدنام کردن، بدخیم
reckon
حساب کردن، روی چیزی حساب کردن
acumen
فراست، تیزهوشی
intact
سالم، دست نخورده
prosper
رونق یافتن
nuance
ریزه کاری
fascinating
شگفت انگیز
eternal
جاودان ابدی
mortal
فانی، مرگ بار
outline
از قبل تعیین کردن، طرح کلی
whiplash
شلاق زدن
abate
کم شدن
regimen
پرهیز غذایی، حکومت
scramble
تلاش کردن
obligation
تعهد، وظیفه
cater
تهیه کردن
erode
ساییده شدن - فرسایش
blunder
اشتباه
miscue
خطا، اشتباه
daunt
ترساندن
contingency
احتمالی
soar
اوج گرفتن