2- mental And physical Development Flashcards
گفته می شود استروژن عملکرد شناختی را تقویت می کند
Estrogen is said to enhance cognitive function
کاگ نِتیو
منظورم این نیست که مثل یک نوزاد یا یک کودک نوپا راه برود
I don’t mean just stumble walking like an infant or a toddler
ما دانش بیشتری کسب می کنیم
We acquire more knowledge
اِکوآیر
نه تقلید کنید و نه تحسین کنید
Neither imitate nor admire
هنگامی که خود به خود منفجر شد
When spontaneously exploded
همانطور که من از زن به مرد تغییر می کنم
As i transition from woman to man
بدون کمک انجامش دادم
I did it unassisted
قیمت ها در نرخ هشدار دهنده است
The prices are at an alarming rate
آنها می توانند پشتیبانی بی نظیری ارائه دهند
They could provide unparalleled support
این یک مفهوم انتزاعی است
It’s an abstract concept
ذهنم خالی شد( یادم رفت چیزی تو ذهنم نیست)
my mind went Blank
ذهن خود را باز نگه دارید(بهتر فکر کن،به راحتی قضاوت نکن)
Keep an open mind
از ذهنم خارج شد ( فراموشکر م)
It slipped my mind
ذهنت را راحت کن ( ارام باش،ولش کن)
Put your mind at ease
ما اکنون 20 سال است که ازدواج کرده ایم، یک نقطه عطف واقعی.
We’ve been married now for 20 years, a real milestone
او (مذ) ممکن است بتواند برای لحظه ای بدون حمایت راه برود
He may be able to walk momentarily without support
او (مذ) قادر خواهد بود از حرکات ساده استفاده کند
He will be able to use simple gestures
ممکن است منجر به عصبانیت (اوقات تلخی) گاه به گاه شود
It may result in the occasional tantrum
او به طور خودجوش یاد گرفته است که ابراز محبت کند
He spontaneously has learned to expresses affection
رشد فیزیکی او نیز به میزان قابل توجهی افزایش یافته است
His physical development will also have increased significantly
او می تواند از موانع نسبتاً کم بالا برود
He can climb onto relatively low obstacles
رِلِتیو لی
آبس تِکِلس
او حتی یک سه چرخه کوچک هم سوار می شود (مذ)
He even ride a small tricycle
او یاد گرفته است که بازی های ساختگی انجام دهد
He’s learned to play make-believe games
او همچنین بر مهارت مرتب کردن اشیا مسلط است
He has also mastered the skill of sorting objects
کودکان با سرعت های مختلف رشد می کنند
Children develop at various rates
چشم ها هم در اندازه و هم در عملکرد به بلوغ می رسند
Eyes will reach maturity in both size and function
این یک دوره گذار برای نوجوانان است
This is a period of transition for teenagers
نقاط عطف بسیار مهمی وجود دارد
There are many crucial milestones
آنها به شدت خودآگاه می شوند
They become extremely self-conscious
ممکن است نسبت به ظاهر خود بیش از حد حساس باشند
They may be overly sensitive about their appearance
نوجوانان ممکن است علیه والدین خود شورش کنند
Teens may rebel against their parents
من می توانم عواقب اعمالم را بپذیرم
I can accept the consequences of my actions
شما باید به ترتیب با آنها تماس بگیرید
You have to contact them respectively
این جهش رشد به طور معمول رخ می دهد
This growth spurt typically occurs
ارائه یک سخنرانی برای همسالانتان به جای معلمتان می تواند استرس کمتری داشته باشد
It can be less stressful to make a presentation to your peers rather than to your teachers
درک بی نهایت برای کودکان مفهومی بسیار دشوار است
Infinity is a very difficult concepts for children to grasp
من و خواهرم اغلب خاطراتش را به یاد می آوریم
My sister and I often reminisce about it
رِمِنِس
مانند تجسم چیزی مرتبط با یک کلمه خاص
Like visualizing something associated with a particular word
برای یادآوری باید یادداشت های کوچکی برای خودم بنویسم
I have to write myself a little notes as a reminder