1- Grownig Up Flashcards
ما خیلی اشتراک داریم
We have so much in common
شما یک پیوند مقدس بین خواهران را شکسته اید
You’ve broken sacred bond between sister
بالاخره می توانیم نوعی رابطه برقرار کنیم
We can finally establish some sort of relationship
Build a relationship
From a relationship
اما کار او (مو) در آنجا بسیار ارزشمند خواهد بود
But her work there would be very rewarding
خلاقیت خود را پرورش دهید
Nature your creativity
داستانی که قراره تعریف کنم
The story I’m going to relate
من اغلب با همکلاسی هایم دور هم جمع می شوم
I often get together with my classmates
همه آخرین نسخه ها را با هم می بینیم
We see all the latest releases together
از نظر تحصیلی اصلا مشکلی ندارم
I have no trouble at all academically
من با استاد راهنمام در دانشگاه خیلی خوب هستم
I get on really well with my tutor at university
یک مدیر عالی باید بسیار خوش برخورد باشد
An excellent manager must be very approachable
من با یک تکلیف دست و پنجه نرم میکنم
I’m struggling with an assignment
آنها با دنیای مدرن ارتباط ندارند
They are out of touch with the modern world
سلیقه من کلا فرق داره
My tests are totally different
خوشبختانه در این حادثه به کسی آسیب نرسید
Luckily, no one was injured in the accident
Syn : fortunately
به احتمال زیاد جلسه ای خواهم داشت
I’m likely to have a meeting
بسیاری از بیماران سرطانی باید درد زیادی را تحمل کنند
Many cancer patients have to endure a good deal of pain
نمایشی که برای مخاطبان حرفه ای جذاب ( خوشایند ) خواهد بود
A Play that will appeal to a sophisticated audience
آنها نیازهای ما را برآورده می کنند
They accommodating our needs
در نهایت، شما باید خودتان تصمیم بگیرید
Ultimately, you’ll have to decide for yourself
آژانس ها با یکدیگر همکاری می کنند تا سیاست های ایمنی مواد غذایی را هماهنگ کنند
The agencies are working together to coordinate policy on food safety
یک تعامل پیچیده بین ذهن و بدن وجود دارد
There is a complex interaction between mind and body
گاهی اوقات می تواند کودکان را در مسیر رفتارهای ضد اجتماعی سوق دهد
It can sometimes launch children on a path of antisocial behavior
دوره ها مهارت ها و صلاحیت حرفه ای افراد را بهبود می بخشد
The courses will improve the skills and professional competence of the stuff
این شرکت تصمیم گرفت رویکرد جدیدی را برای جذب کارکنان اتخاذ کند
The company decided to adopt a new approach to stuff recruitment
مطالعه رابطه قوی بین کمبود دوستان و رقابت خواهر و برادر نشان داد
The study found a strong relationship between a lack of friends and sibling rivalry
معلمان خوب استعدادهای دانش آموزان را شناسایی می کنند و آنها را پرورش می دهند
Good teachers identify the talons of their students and nurture them
به نظر می رسد این شواهد با یافته های مطالعات قبلی در تضاد باشد
This evidence seems to conflict with the findings from previous studies
در رابطه با آگهی استخدام می نویسم
I am writing in relation to the job advertisement
غریزه مادری را نمی توان کنار گذاشت
The maternal instinct can’t be dumped
شباهت قابل توجهی بین این دو پسر وجود دارد
There is a striking resemblance between the two boys
ما چنین تربیت پایداری داشتیم
We had such a stable upbringing
نقش فعالی در جامعه داشت (مو)
She took an active role in the community
هیچ شباهت خانوادگی را نمی توانستم تشخیص دهم
I couldn’t detect any family resemblance
جمع های خانوادگی ما بسیار بی نظم است
Our family gatherings are pretty chaotic
ما کاملا شبیه هم هستیم
We are quite alike
من خلق و خوی پدرم را دارم، هر دو خیلی سرسخت هستیم
I have my father’s temperament, we are both very stubborn
خوشبختانه، من مغز ریاضی او (مذ) را به ارث بردم
Thankfully, I inherited his mathematical brain
برای ثبت نام دخترم قرار گذاشتم
I made an appointment to enroll my daughter
ما گاهی اوقات بچه ها را به شنا می بریم، البته با نظارت کامل
We occasionally take the children swimming ,fully supervised of course
در حالت ایدهآل، من میخواهم ساعت ۴ بیام دنبالش (مو)، اگر خوب باشد
Ideally, I like to pick her up at four if that’s OK