Wiki 3-28B Flashcards
مدیریت و اتحادیه ها بر سر افزایش دستمزد به توافق رسیده اند (به معامله رسیدند)
Management and unions have struck (strike) a bargain over wage increase
من طرف معامله ام را حفظ کردم و انتظار دارم تا شما نگه دارید
I have kept my side of the bargain and i expect you to keep yours
او بشاش اما شخصیت ارام و ساکتی دارد
He has a cheerful but quiet characters
بچه ها رشد می کنند با مخلوطی از صفات شخصیتی
Children grow up with a mixture of characters traits
جدال و کشمکش بر سر توافق دستمزد
Conflict over wage settlement
جدال بین سنت و نوآوری
The Conflict between tradition and innovation
جایگاه باشکوه / بسیار خوب
Magnificent /idyllic setting
خانه باغی قدیمی در جای زیبا
An old farmhouse in a beautiful setting
تنظیم برای
Setting for
جایگاه
جا محیط
Setting
تم این کتاب است جدال بین عشق و وظیفه
The books theme is the conflict between live and duty
من لذت میبرم از چلنج بازسازی کلاب
I relish the challenge of rebuilding the club
استدلالش متقاعد نمیکنه کسی را اما تغییرات ایجاد شد
Her argument didn’t convince/ persuade everyone but changes were made
روبه رو شدن
بدون حرف اضافه
Face
خدمات اضطراری به مشکلات عدیده ای در زمستان مواجهه است
Emergency services are facing additional problems this winter
تصور کن که تو الان یک میلیون پوند برده ای
Imagine that you have just won a million pounds
علی قرض کرد ماشین اسپرت پدرش را تا تاثیر بذارد روی دوست دخترش
Ali borrowed his dads sport car to impress his girlfriend
غلبه کردن
موفقیت آمیز شدن
برطرف شدن مشکل مالیش میتونه طولانی نباشه
Her financial problems could no longer be overcome
مردم ایران اعتراض کردن در برابر حکومت
Iranian people held protest against the government
این بحران با مذاکره حل شد
This crisis was resolved by negotiation
یک رژیم خوب برای هر کسی ضروری است
A good diet is essential for everyone
A period of time
Time span
خیلی سخت هست تصور کردن زمان یک میلیون سال duck duck duck duck duck 
It is difficult to imagine a time span of a million years
همه تحت تاثیر اون واقعه هستند
Whole people seemed impressed the event
اوتسلیم شد
He was give up
بیرون بپر بریم
Step outside and go
ابدا
No at all
یک زمستان سرد خاص
A particularly cold winter
ما با تو شرط خواهیم بست
We will make a bargain with you
با اکراه او آنها را برای شام دعوت کرد
Reluctantly he invited them to dinner
همان طور که زمان میرفت
As time went by