Part 4-20 Flashcards
aqueduct (n)
آباره - آبگذر
occurrence (n)
پیشامد - رویداد - وجود - بروز
event
launder (v)
laundry (n)
شستن و اتو کردن - شسته شدن v
لباسشویی - رختشویی - لباس n
origin (n)
منشأ - ریشه - اصالت
cleanliness (n)
cleanly (adv)
پاکیزگی - تمیزی - نظافت n
تمیز adv
cleanse (v)
cleansing (n)
cleansing (adj)
تمیز کردن - پاکسازی کردن - پاک کردن v
پاکسازی - تنظیف n
تصفیه کننده - تصفیه شده - تنظیم adj
rinse-off (v)
rinse (v)
rinse (n)
آبکشی کردن - شستن v
آبکشی کردن - آب کشیدن v
آبکشی n
excavate (v)
excavation (n)
excavator (n)
dig - unearth
حفرکردن - خاکبرداری کردن - کاویدن v
حفاری - خاکبرداری - گودبرداری n
حفار - کاوشگر - بیل مکانیکی n
bath (v) - bathe
bath (n) - bathe
bathing (n)
حمام کردن - شستشو کردن - آبتنی کردن v
استحمام - شستشو - وان n
آبتنی - شناکردن n
pumice (n)
سنگ پا
block (n)
قالب - تکه
دسته - گروه
بلوک - قطعه
tint (v)
tint (n)
tinge - کمی رنگ کردن v
tinge - کمی رنگ n
anoint (v)
روغن مالی کردن (بعنوان مناسک مذهبی)
scrape-off (v)
تراشیدن - خراشیدن چیزی از رو سطحی- لایه برداری
credit (v)
credit (n)
creditable (adj)
واریز کردن (به حساب) - واریز شدن V
اعتبار - پشتوانه - تمجید - تحسین n
تحسین برانگیز - ستوده - قابل ستایش adj
creditworthy (adj)
credit less (adj)
خوش حساب - قابل اعتماد
بی اعتبار
mount (v)
mount (n)
بالارفتن - افزایش یافتن - تدارک دیدن - مهیا کردن v
کوهستان - کوه - (اسب) n
deposit (n)
رسوب - ته نشین / لایه
filth (n)
filthy (adj)
چرک - کثافت - نجاست n
کثیف - چرکین / فاسد - قبیح adj
soda ash (n)
سدیم کربنات - نمک قلیا - سودا خاکستر
anhydrous (adj)
بی آب - انیدروز
sanitary (adj)
unsanitary (adj)
بهداشتی - سالم
غیربهداشتی - ناسالم - آلوده
outbreak (n)
۱- شیوع - همه گیری
۲- وقوع ناگهانی
guarded (adj)
cautious
محتاط - مواظب
yield (v)
yield (n)
به بار آوردن - تولید کردن - عمل آوردن v
محصول - بازده - حاصل - راندمان n
alkali (n)
cork (n)
glycerin (n) - glycerol (n)
soda - قلیایی - قلیا
چوب پنبه
گلیسرین
fatty (adj)
fattish (adj)
چرب - پرچربی - چربی مانند
نسبتأ چاق
reinforce (v)
تقویت کردن - استحکام بخشیدن
inexperienced (adj)
بی تجربه - خام - نپخته
mild (adj)
ملایم - معتدل
آرام - مهربان
persuasive (adj)
persuasion (n)
متقاعد کننده - مجاب کننده adj
اصرار - تشویق - مجاب کردن n
informative (adj)
آموزنده - آگاهی بخش
consumerism (n)
consumption (n)
consumable (adj)
مصرف گرایی n
مصرف n
مصرفی - قابل مصرف adj
indication (n)
indicative (adj)
sign - نشانه - اشاره - علامت n
نشانگر - گواه - دال بر adj
trigger (v)
trigger (n)
triggered (adj)
به کار انداختن - موجب شدن - سبب شدن v
موجب - علت - سبب n
فعال شده adj
poorly (adj)
poorly (adv)
ill - ناخوش - بیمار adj
badly - بد - ناکافی - ضعیف adv
water mill (n)
wind mill (n)
آسیاب آبی
آسیاب بادی
lace (n)
ribbon (n)
cart (n)
cutlery (n)
توری - یراق - بند کفش
روبان - نوار - تسمه
چرخ دستی - گاری - سبد
کار و چنگال
horse drawn (adj)
با اسب کشیده شده
stagecoach (n)
carriage - coach - brougham
دلیجان - کالسکه