Part 4-13 Flashcards
conflict (v)
conflict (n)
مغایرت داشتن - تضاد داشتن - اختلاف داشتن v
درگیری - تضاد - اختلاف n
appalling (adj)
appallingly (adv)
هولناک - مخوف - رقت انگیز - افتضاح adj
بطرز وحشتناکی adv
bully (v)
bullying (n)
زورگفتن - زورگویی کردن - گردن کلفتی کردن v
زورگویی - قلدری n
abusive (adj)
abusively (adv)
دشنام - فحاشی - بددهنی - توهین آمیز adj
بطور توهین آمیز adv
hierarchy (n)
سلسله مراتب - مرتبه بندی
incompatible (adj)
ناسازگار - نا همساز
intolerant (adj)
متعصب - کوته فکر - بی گذشت
behind-the-scenes (ph)
پشت پرده - دوراز انظار
مخفیانه
absence (n)
نبودن - غایب - غیبت
spiral (n)
spiral (adj)
وسیله مارپیچ n
مارپیچ adj
opposing (adj)
مخالف
opposite (n)
opposite (adj)
opposite (pre)
مخالف - متضاد n
مقابل - روبرو adj
روبرو - برابر pre
tackle (v)
مقابله کردن - غلبه کردن
board-member (n)
عضو هیات مدیره
board (n)
۱- تخته
۲- هیئت مدیره - کمیته
۳- غذا
۴- سوارشدن (کشتی-هواپیما)
۵- اقامت داشتن - ماندن
autocratic (adj)
خودکامه - استبدادی - مستبد
politeness (n)
ادب - نزاکت
utmost (adj)
بیشترین - حداعلی - حداکثر
out-of-hand (ph)
out-of-hand (adv)
مهارنشدنی - غیرقابل کنترل - سرکش ph
یک مرتبه adv
mouthpiece (n)
سخنگو - عامل
دهانه - لبه - (دهن گیر)
mediate (v)
mediation (n)
mediator (n)
media (n)
وساطت کردن - میانجیگری کردن v
وساطت - میانجیگری - (پادرمیانی) n
واسطه - میانجی - (وساطت کننده) n
رسانه n
precis (v)
precis (n)
precise (adj)
precisely (adv)
خلاصه کردن - چکیده کردن v
خلاصه - چکیده n
دقیق - جامع - کامل - صریح adj
دقیقأ adv
toxic (adj)
سمی - زهرآگین
mercury (n)
جیوه
experimenter (n)
آزمایشگر - پژوهشگر
deposited (adj)
رسوب کرده - ته نشین شده
سپرده شده
ingest (v)
ingestion (n)
بلعیدن (غذا) - قورت دادن - فرو دادن v
بلع (غذا) n
excrete (v)
دفع کردن
روده
intestine - gut
(n)
subtle (adj)
ظریف - دقیق - نامحسوس - کم نمود
sub-effect (n)
اثر جانشینی
(اثرات فرعی)
acquire (v)
آموختن - یادگرفتن
بدست آوردن - خریدن - (کسب کردن)
contaminate (v)
contamination (n)
contaminant (n)
contaminated (adj)
آلوده کردن v
آلودگی n
آلوده کننده - آلوده گر n
آلوده adj
migratory (adj)
کوچ گر - مهاجر - وابسته به کوچ
مهاجرت کننده
warrant (v)
warrant (n)
توجیه کردن - ایجاب کردن - (ضمانت کردن ) v
توجیه - دلیل n
acquisition (n)
فراگیری - اکتساب - (پروسه یادگیری)
developmental (adj)
رو به رشد - رو به گسترش و توسعه - تکاملی
substantial (adj)
قابل توجه - (مهم - اساسی)
come down (v)
نزول کردن - پایین آمدن - فروکش کردن
implement (v)
implement (n)
انجام دادن - اجرا کردن - از پیش بردن v
ابزار - وسیله n