Friends Flashcards
چطور این کارو میکنه؟
How does she do that?
چطور میدونه اون رو؟
How do you know that?
How does he know that?
چطور کار میکنه؟
How does it work?
چطور شروع کنیم؟
How do we start?
چطوری یاد میگیره؟
How does he learn?
نگاش کن! چقدر آرومه
Would you look at her?she is so peaceful
میشه اینرو چک کنی! خیلی جذابه
Would you check it out? It is so amazing
این رو گوش کن! جالبه
Would you listen to this
توجه کردی بهش! خیلی عجیبه
Would you notice that! It is so strange
میشنویش! خیلی بلنده
Would you hear that? It is so loud
نگاش کن
Would you look at that
نگاش کن
Would you look at that
غیررسمیه و برای پرسیدن وضعیت یا احساسات فعلی کسی استفاده میشود.
“What’s going on with you?
سلام، خیلی وقته با هم حرف نزدیم. اوضات چطوره
Hey, we haven’t talked in ages. What’s going on with you?
امروز یه کم ناراحت به نظر میرسی. چی شده
You seem a bit sad today. What’s going on with you?
چه خبر شده؟ خیلی خوشحال به نظر میای!
What’s going on with you
You seem very happy
به اندازه کافی خوابیدن.
خوابیدن کمی
get enough sleep:
get some sleep:
دیشب اصلاً نخوابیدم
I got no sleep last night
خیلی خسته به نظر میای. باید یه کم بخوابی
You look tired, you should get some sleep
دیره. برو یه کم بخواب
It is late . Go and get some sleep
خیلی دیر بیدار نمون. به اندازه کافی بخواب
Don’t stay up too late
Get enough sleep
اگه فردا روز مهمی داری، امشب حتماً یک کم بخواب.
If you have a big day tomorrow, get some sleep tonight
و اصلا خواب نداری.
You get no sleep
ما امشب تو رو میبریم یه رستوران جدید وسط شهر.
We are taking you to the new restaurant downtown tonight
عبارت “No way” وقتی استفاده میشه که بخواید بگید “عمرا” یا “به هیچ وجه”. این عبارت نشاندهندهی شگفتی یا مخالفت قوی با چیزی است. برای مثال، اگر کسی بگوید: “من توی یک روز صد تا پیتزا خوردم”، شما میتوانید جواب بدین: “No way!” یعنی “عمرا!” یا “محاله!”.
No way
فکر نمیکنم رفته باشه فرودگاه.
بهت میگم، رفته فرودگاه.
Person A: I don’t think she went to the airport.
🔘 Person B: I’m telling you, she went to the airport.
دارم فکر میکنم برای اون شغل اقدام کنم.
باید بری دنبالش! خیلی خوب میش
🔘 Person A: I’m thinking about applying for that job.
🔘 Person B: You should go for it! You’d be grea
آخر هفته میخوام موهامو کوتاه کنم.
عبارت “get a haircut” به معنی کوتاه کردن موهاست.
🔘 I’m going to get a haircut this weekend.
نمیتونم باور کنم بازی رو بردی. عمرا!
I can’t believe you won the game. No way!
بهت میگم، این فیلم خیلی خوبه
I am telling you this movie is really great
قبل از عروسی باید موهامو کوتاه کنم
I need to get a haircut before the wedding
دیروز رفت موهاشو کوتاه کنه
He went to get a haircut yesterday
موهاتو کوتاه کردی؟ خوشت میاد
did you
get
a haircut?
Do you like it?
فردا میرم موهامو کوتاه کنم.
I will get a haircut tomorrow
دوست ۱: همه جا دنبالت گشتم!
دوست ۲: آه، اینجایی!
عبارت There you are! زمانی استفاده میشه که کسی رو پیدا میکنیم یا میبینیم که دنبالش میگشتیم یا منتظرش بودیم. این عبارت به معنای اِااا اینجایی! است.
🔘 Friend 1: I’ve been looking for you everywhere!
🔘 Friend 2: Oh, there you are!
ینجایی! فکر کردم بدون خداحافظی رفتی
There you
are!
I thought
you’d left
without saying
goodbye
آه، اینجایی! به کمکت نیاز دارم
Ah, there you
are!
I need
your help with something
میدونین که Blood میشه خون اما Bleed فعلشه و بنابراین عبارت You are bleeding به این معنیه که از قسمتی از بدن شما خون میآد.
شخص ۱: آخ! فکر کنم انگشتم رو بریدم.
شخص ۲: داری خونریزی میکنی!
🔘 Person 1: Ouch! I think I cut my finger.
🔘 Person 2: You are bleeding!
از دوچرخهاش افتاد و حالا زانوش خونریزی داره.
He fell
off
his bike
and now
he’s
bleeding
from his knee
بینیات خونریزی داره؛ باید سرت رو به عقب ببری
Your nose
is bleeding;
you should
tilt
your head
back
عبارت Enough about me یعنی «دیگه از من بسه!» یا صحبت کردن در مورد من کافیه.
شخص ۱: اخیراً سر کار خیلی مشغول بودم. به هر حال، صحبت در مورد من کافیه. تو چطورایی؟
شخص ۲: خوب، مرسی!
🔘 Person 1: I have been really busy at work lately. Anyway, enough about me. How have you been?
🔘 Person 2: I’ve been good, thanks!
خیلی درباره کارم حرف زدم. بسه دیگه، تو چطوری؟
I’ve been
talking about
my job
for too long.
Enough about
me,
how are you?
help
بس کن درباره من و مشکلاتم. بهم بگو چه خبر شده برات
Enough about
me
and my
problems.
Tell me
what’s
going on
with you
گفت میخواد باهامون بیاد مهمونی
She said
she wanna
come to
the party with us
Baggage Claim:
محل تحویل بار
🔘After landing, we went straight to the baggage claim.
بعد از فرود، مستقیم به محل تحویل بار رفتیم.
Check-in Counter:
پیشخوان پذیرش
We need to go to the check-in counter first.
باید اول به پیشخوان پذیرش بریم.
Boarding Gate:
گیت سوار شدن
🔘Please proceed to boarding gate 15.
لطفاً به گیت سوار شدن شماره ۱۵ بروید.
Customs:
گمرک
🔘We had to go through customs after landing.
بعد از فرود، باید از گمرک عبور میکردیم.
Security Check:
بازرسی امنیتی
🔘Make sure to remove your shoes at the security check.
مطمئن شو که کفشهایت را در بازرسی امنیتی دربیاری.
Departure Lounge:
سالن انتظار پرواز
🔘We spent an hour in the departure lounge before our flight.
یک ساعت در سالن انتظار پرواز منتظر موندیم.
Arrival Hall:
سالن ورود
🔘I’ll meet you at the arrival hall.
تو سالن ورود ملاقاتت میکنم.
Passport Control:
کنترل گذرنامه
🔘There was a long line at passport control.
صف طولانیای در کنترل گذرنامه بود.
Duty-Free Shop:
فروشگاه بدون مالیات
🔘We bought some perfume from the duty-free shop.
کمی عطر از فروشگاه بدون مالیات خریدیم
Gg
خب، مشکلی نیست. ازشون برای متوقف کردن خونریزی استفاده میکنیم.
Well,
not a
problem. We’ll
use them
to stop
the bleeding
اید بریم به محل تحویل بار که چمدانهامون رو برداریم
We
need to
go
to baggage
claim
to pick up
our luggage
عبارت say a quick hi به معنای یک سلام سریع گفتن است. این عبارت زمانی استفاده میشود که میخواهیم با کسی به طور مختصر و کوتاه سلام کنیم، بدون اینکه وارد مکالمه طولانی شویم.
من جان را در فروشگاه دیدم و فقط خواستم یک سلام سریع به او بکنم قبل از رفتن.
توی راهرو تو رو دیدم و فقط خواستم یه سلام سریع بکنم.
🔘I saw John at the store and just wanted to say a quick hi before leaving.
🔘I saw you in the hallway and just wanted to say a quick hi.
قبل از جلسهام ایستادم تا یه سلام سریع بکنم.
I stopped
to say
a quick
hi before
my meeting
though در انگلیسی به معنای با این حال یا اگرچه است و برای نشان دادن تضاد یا مقایسه بین دو جمله یا دو ایده استفاده میشود.
با این حال (در پایان جمله):
من خیلی پیتزا دوست ندارم. با این حال، میخورمش.
اگرچه (در ابتدای جمله):
اگرچه باران میبارید، ما به پیادهروی رفتیم.
در این دو مثال، though تضاد بین دو جمله یا دو ایده را نشان میدهد.
🔘 Though it was raining, we went for a walk.
🔘 I don’t really like pizza. I’ll eat it, though.
عبارت “all done” به معنای “همهچیز تمومه” یا “همهچیز آمادهست” استفاده میشه. این عبارت بیشتر زمانی استفاده میشه که کاری به پایان رسیده باشه یا چیزی آماده باشه.
تکالیفت رو تموم کردی؟
آره، همه چی تموم شد.
.
اتاقت رو تمیز کردی؟
آره، همه چی تموم شد.
🔘 Are you finished with your homework?
🔘 Yes, all done.
🔘 Did you clean your room?
🔘 Yes, all done
ناهارت رو خوردی؟ آره، همه چی تموم شد
Are you
done with
your lunch?
Yes, all
done
ناهارت رو خوردی؟ آره، همه چی تموم شد
Are you
done with
your lunch?
Yes, all
done
عبارت “why would” برای بیان تعجب، تردید یا سوال دربارهی دلیل یا انگیزهی انجام یک کار استفاده میشه. این عبارت به نوعی حالت فرضی داره و بیشتر در موقعیتهایی به کار میره که گوینده دلیل انجام یک کار رو درک نمیکنه یا اون رو عجیب میدونه.
🔘 Why would he do that?
چرا باید همچین کاری بکنه؟
🔘 Why would you want to go there?
چرا باید بخوای بری اونجا؟
🔘 Why would they lie to us?
چرا باید بهمون دروغ بگن؟
اا
چرا باید زودتر از مهمونی بره؟
Why would
he leave
the party
early?
help
چرا باید همچین حرفی به من بزنه؟
Why would
she say
that
to me?
عبارت “come up” معانی مختلفی داره، اما به طور کلی به معنای “پیش آمدن” یا “رخ دادن” است.
To be mentioned or discussed (مطرح شدن یا بحث شدن):
🔘 The topic of climate change came up during the meeting.
موضوع تغییرات اقلیمی تو جلسه مطرح شد.
To appear or become available (ظاهر شدن یا در دسترس قرار گرفتن):
🔘 A new job opportunity came up at the company.
یه فرصت شغلی جدید تو شرکت به وجود اومد.
To rise or ascend (بالا آمدن):
🔘 The sun comes up at 6 AM.
خورشید ساعت ۶ صبح بالا میاد.
To happen or occur (اتفاق افتادن):
🔘 I had to leave early because something came up.
مجبور شدم زود برم چون یه چیزی پیش اومد.
🔘 Okay, three kinds of potatoes coming up.
باشه، سه نوع سیبزمینی درمیاد
فف
مروز یه مشکل سر کار پیش اومد
A problem
came up
at work
today
مروز یه مشکل سر کار پیش اومد
A problem
came up
at work
today
خورشید به زودی طلوع میکنه.
The sun
will
come up
soon
خورشید به زودی طلوع میکنه.
The sun
will
come up
soon
عبارت “lay back” به معنی آرامش گرفتن، استراحت کردن یا به حالتی بیخیال و آرام بودن است.
بعد از یک روز طولانی کاری، دوست دارم استراحت کنم و تلویزیون ببینم.
🔘 After a long day at work, I like to lay back and watch TV.
واقعاً؟ نمیدونی این برای من چه معنیای داره.
really?
You don’t
know
what that
means
to me
فقط استراحت کن و آرام باش، عجلهای نیست.
just
lay
back
and relax,
there’s
no rush
فعل “wear” به معنای “پوشیدن” یا “به تن داشتن” است و میتواند به صورتهای مختلفی استفاده شود، از جمله برای پوشیدن لباس، استفاده از جواهرات، عطر، کفش و حتی حالتهای ظاهری یا رفتاری.
پوشیدن لباس:
او همیشه یک لباس قرمز برای مهمانیها میپوشد.
استفاده از جواهرات:
او یک ساعت طلا روی مچ دست چپش میبندد.
استفاده از عطر:
امشب بوی خوبی میدهی. چه عطری زدی؟
پوشیدن کفش:
من معمولاً هنگام دویدن کتانی میپوشم.
حالتهای ظاهری یا رفتاری:
او همیشه یک لبخند روی صورتش دارد.
استفاده از وسایل محافظتی:
باید هنگام دوچرخهسواری کلاه ایمنی بپوشی.
به طور کلی، فعل “wear” به هر چیزی که فرد بر تن یا روی بدن خود قرار میدهد اشاره دارد و میتواند شامل لباس، جواهرات، عطر، کفش و حتی حالتهای چهره و وسایل محافظتی باشد
🔘 She always wears a red dress to parties.
🔘 He wears a gold watch on his left wrist.
🔘 You smell great tonight. What are you wearing? (referring to perfume)
🔘 I usually wear sneakers when I go jogging.
🔘 He always wears a smile on his face.
🔘 You should wear a helmet when riding a bike.
امشب بوی خوبی میدی. چی زدی؟ هیچی.
you smell
great
tonight.
What are
you
wearing?
Nothing
گوش کن، میخوای بریم یه نوشیدنی بخوریم یا چیزی؟ آره، اون خوب میشه…
listen,
do you
wanna
go get
a drink
or something?
Yeah,
that ‘would
be…
چی شده؟ همین الان یادم اومد که باید یه کاری انجام بدم.
what’s
wrong?
I just
remembered
I have to
do something
من ترجیح میدهم در سفر لباسهای راحت بپوشم.
I prefer
to wear
comfortable
clothes
when traveling
او تصمیم گرفت گوشوارههای جدیدش را برای مهمانی بندازد.
she
decided to
wear
her new
earrings
to the party
باید ضدآفتاب بزنی تا پوستت را از آفتاب محافظت کنی.
you should
wear
sunscreen
to protect
your skin
from
the sun
باید ضدآفتاب بزنی تا پوستت را از آفتاب محافظت کنی.
you should
wear
sunscreen
to protect
your skin
from
the sun
او باید هر روز برای کار کت و شلوار و کراوات بپوشد.
he
has to
wear
a suit
and tie
to work
every day
ساعت را روی مچ دست چپ میبندی یا راست
do you
wear
a watch
on your
left
or right
wrist?
من کفشای براقمو پوشیده بودم
I was
wearing
my shiny
shoes
اون حلقه نداشت تو میپرسی
he wasn’t
wearing
a ring
you ask
دراز بکش یه نفس عمیق بکش
lay
back
take
a deep
breath
ساعت هفت و نیم بیا دنبالم
pick
me
up
at
seven
thirty
فقط اومدم وسایلم رو بردارم، براون
just came
to
pick
up
my
things, Brown
یه وقت بیا برای ناهار، باشه؟
come
by
for
lunch
sometime,
okay?
یه وقت بیا برای ناهار، باشه؟
come
by
for
lunch
sometime,
okay?
help
اومدم این رو باهات در میون بذارم.
I came
by
to share
this
with you
بعد از کار یه سری به خونت میزنم
I’ll
come
by
your
place
after work
ون فردا به دفتر سر میزنه
he will
come
by
the office
tomorrow
help
باید داروهام رو از داروخونه بگیرم
I have
to
pick
up
my medicine
from
the pharmacy
بارت “get something back” به معنای “چیزی رو پس گرفتن” است. این عبارت زمانی استفاده میشه که چیزی که قبلاً از دست دادهایم، قرض دادهایم یا از دسترس ما خارج شده، دوباره به دست بیاریم.
پس گرفتن چیزی که قرض دادهایم:
هفته پیش کتابم رو بهش قرض دادم و الان باید اون رو پس بگیرم.
باز پس گرفتن چیزی که گم شده است:
امیدوارم کیف پول گمشدهام رو پس بگیرم.
🔘 I lent him my book last week, and now I need to get it back.
🔘 I hope to get my lost wallet back.
عبارت “borrow” به معنی “قرض گرفتن” یا “وام گرفتن” است. ساختار:
فاعل + borrow + چیزی + از کسی
من یک کتاب از کتابخانه قرض گرفتم.
عبارت “lend” به معنی “قرض دادن” یا “وام دادن” است. ساختار:
فاعل + lend + چیزی + به کسی
من دوچرخهام را به او قرض دادم.
میتونی مقداری پول بهم قرض بدی؟
🔘 I borrowed a book from the library.
🔘 I lent him my bicycle.
🔘 Can you lend me some money?
اون میخواد تلفنش رو پس بگیره
she
wants
to
get
her
phone
back
عبارت “look like” به معنی “شبیه بودن” یا “به نظر رسیدن” است:
او شبیه مادرش است.
این کیک شبیه یک گل است.
به نظر میرسد که باران خواهد آمد.
🔘 She looks like her mother.
🔘 This cake looks like a flower.
🔘 It looks like it’s going to rain.
help
چه شکلیه
what’s
it
look
like?
عبارت “kind of” در زبان انگلیسی به معنای “نوعی از” یا “یه جورایی” است:
این نوعی میوه است.
به صورت غیررسمی برای بیان تقریبی یا ملایم کردن یک عبارت:
یه جورایی خستهام.
توصیف دستهبندی:
این نوع موسیقی خیلی محبوب است.
بیان تقریبی:
الان یه جورایی سرم شلوغه.
🔘 This is a kind of fruit.
🔘 I’m kind of tired.
🔘 This kind of music is very popular.
🔘 I’m kind of busy right now.
عبارت “to be familiar with” به معنی “آشنا بودن با” یا “آشنایی داشتن با” است.
🔘 I am familiar with this area.
من با این منطقه آشنا هستم.
🔘 She is familiar with the city and can show you around.
او با شهر آشناست و میتواند شما را راهنمایی کند.
🔘 Are you familiar with the new software?
آیا با نرمافزار جدید آشنا هستی؟
🔘 He is familiar with the manager of the company.
او با مدیر شرکت آشناست.
۱۱
اون با قوانین آشناست.
she
is
familiar
with
the rules
عبارت “look for something” به معنی “دنبال چیزی گشتن” یا “چیزی رو جستجو کردن” است.
🔘 I am looking for my keys.
من دنبال کلیدهایم میگردم.
🔘 We are looking for a good restaurant.
ما دنبال یک رستوران خوب میگردیم.
🔘 They are looking for a new job.
آنها دنبال یک شغل جدید میگردند.
🔘 Are you looking for someone?
آیا دنبال کسی میگردی؟
۱۱
عبارت “look for something” به معنی “دنبال چیزی گشتن” یا “چیزی رو جستجو کردن” است.
🔘 I am looking for my keys.
من دنبال کلیدهایم میگردم.
🔘 We are looking for a good restaurant.
ما دنبال یک رستوران خوب میگردیم.
🔘 They are looking for a new job.
آنها دنبال یک شغل جدید میگردند.
🔘 Are you looking for someone?
آیا دنبال کسی میگردی؟
۱۱
help
فکر کنم میتونیم اون رو پس بگیریم
I think
we
can
get it
back
توضیح: Anything به معنی “هیچ چیز” یا “هر چیزی” است و در جملات منفی، پرسشی یا شرطی استفاده میشه. در جمله بالا، “anything” به معنای “هیچ چیز”
است.
Nothing به معنی “هیچ چیز” است و در جملات مثبت استفاده میشه.
ما هیچ کاری نمیکنیم.
🔘We’re doing nothing.
🔘We’are not doing anything.
کلمه Stomp به معنی از روی لج، پا کوبیدن روی زمینه
عبارت Disturb someone به معنای “کسی رو اذیت کردن” یا “کار کسی رو مختل کردنه”. وقتی چیزی یا کسی باعث ناراحتی یا مزاحمت شخص دیگری شه، از این عبارت استفاده میشه.
🔘The loud music is disturbing me.
موسیقی بلند داره من رو اذیت میکنه.
اا
بارتKeep something down به معنای “چیزی رو کم کردن” است. وقتی میخوام صدای چیزی یا شدت چیزی رو کاهش بدیم، از این عبارت استفاده میکنیم.
لطفاً صدای سروصدا رو کم کنید
🔘Please keep the noise down.
help
میشه صدات رو کم کنی، لطفاً؟
can you
keep
your voice
down,
please?
help
من بهش چیزی نگفتم
I didn’t
say anything
to him
تو اصلاً مزاحمم نیستی
you’re not
disturbing
me
at all
تا حالا چنین غروب زیبایی دیدهای
Have you ever seen such a beautiful sunset?
تا حالا چنین اتاق بههمریختهای دیدی؟
have you
ever seen
such
a messy
room?
help
شایعات نام نیکش رو لکهدار کردن
the rumors
sullied
his good
name
help
تا حالا چیزی شبیه به این دیدی
have you
ever seen
anything
like that
before?
تو از عدالت حرف نمیزنی، داری از انتقام حرف میزنی.
you’re not
talking about
justice,
you’re talking
about revenge
آیا به کافه جدید رفتی
Have you been to the new cafe?
آیا تمام شب اینجا بودی
have you
been
here
all night?
با شغل جدیدت خوشحال بودی
have you
been happy
with your
new job?
کجا بودی؟ خوبی
Where have you been? Are you okay?
و بعد یه چیزی میشه و من دوباره برمیگردم اینجا.
and then
something happens
and I
end
up back
here
من هیچی واسه خوردن ندارم
I don’t have to eat anything.
سروصدای بلند داره من رو اذیت میکنه
The loud noise is disturbing me.
رسوایی نام نیکش رو لکهدار کرد
The scandal sullied her good name.
عجله کن
Can you make it fast?
Can we be quick?
Can you make it quick?
Can we hurry?
به زودی یک جلسه دارم، پس سریع انجامش بده.
I
have
a
meeting
soon,
so
make
it
quick.
چه خبر, جو. هیچ خبر
what’s up,
joe?
Nothing’s
up
از مدرسه چه خبر
What’s
up
at
school?
از این آخر هفته چه خبر؟
What’s
up
this
weekend?
از جلسه چه خبر؟
What’s
up
with
the
meeting?
امروز چه خبر، رفیق
What’s
up
today,
pal?
فروشگاه داره میبنده، پس سریع انجامش بده.
The store
is
closing,
so make
it
quick.
اون بیرون منتظره، پس سریع انجامش بده.
She’s
waiting
outside,
so
make it
quick.
اتوبوس داره میاد، پس سریع انجامش بده.
The bus
is
coming,
so make
it
quick.
خوشحالم که دوستش داری.
I’m
glad
you
like
it
امشب چطوری
how
are
you
doing
tonight
خوشحالم حالت بهتره.
I’m
glad
you
feel
better
عبارت It’s a matter of hours یعنی «چند ساعته!» یعنی «توی چند ساعت اتفاق میفته». مثلا میگیم: «دکترا میگن چند ساعت زنده میمونه!»
The doctors say it’s a matter of hours.
۱
حال پروژه چطوره
how
is
the
project
doing?
همونطوریکه میدونین:
How are you?
یعنی «چطوری؟» اما یک ترکیب معمولتر دیگه هم برای پرسیدن حال یه نفر استفاده میکنیم:
How are you doing?
که گاهی are هم نمیگن و میشه:
How you doing?
این ترکیب رو برای افراد دیگه هم میشه بکار برد. مثلا میگیم:
How is she doing?
حالش چطوره؟
۱
دوربین چی میگه
what’s
with
the
camera?
برای یه مدتی او ناراحت بود
she
was
upset
for
a
while
یه مدت سرش شلوغه چون مسئولیتهای جدیدی داره.
he’s
gonna
be busy
for a while
with his
new job
responsibilities
نمیبینمش یه مدت چون داره میره یه شهر دیگه.
I’m not
gonna
see him
for a while
since
he’s
moving
to another city
میدونین که am/is/are going to میشه «قرار بودن». مثلا میگیم:
I’m going to be there at 8.
قراره ساعت ۸ اونجا باشم.
حالا مخفف این going to میشه gonna و میخونیمش «گانا». مثلا جمله بالا میشه:
I’m gonna be there at 8.
یه نکته دیگه هم توی جمله بعد داریم. Look like یعنی «به نظر رسیدن» یا «اینطوری ظاهرا بودن».
و آخرین نکته هم:
For a while یا A while
یعنی «یه مدتی».
1
فعل Believe رو که بلدین، میشه «باور کردن». حالا Believable میشه «باورکردنی» و Unbelievable میشه «باورنکردنی».
1
این موهات امروز چیه. (چی میگه!)
what’s
with
your
hair
today?
یه عبارت داریم:
What’s with the…
یعنی «… چی میگه!» یا «این چه مدل…ه!».
مثلا فرض کنین یکی تیشرت عجیبی پوشیده و میخواین بگین: «تیشرتت چی میگه!» یا «این چه تیشرتیه پوشیدی!»:
What’s with the T-shirt!
1
اگه فکر میکنی برام مهم نیست، اشتباه میکنی.
you are
wrong
if you
think
I don’t
care
همین الان تکالیفم رو تموم کردم
I just
finished
my
homework
help
ما همین الان از سفر برگشتیم.
we
just
got back
from
the trip
عبارت Gotta go یعنی «باید رفتن» و مخفف:
Have/Has got to go
هست. مثلا میگیم:
I gotta go. I’m late.
باید برم. دیرم شده.
۱
هی، انتظار نداشتم تو این مراسم ببینمت. اینجا چیکار میکنی
Hey, I didn’t
expect
to see
you
at this event.
What
are you
doing
here?
خیلی دیر وقته که بیرون باشی. اینجا چیکار میکنی؟
It’s
pretty late
for you
to be out.
What are
you
doing here?
ما تو پارک بودیم، مامانت گفت که اینجایی، و درست گفت.
We were
at the park,
and your mom
said
you would
be
here,
and she was
right.
اگه نیاز داری حرف بزنی، من اینجام. چت شده؟
I’m
here
if you
need
to talk.
What’s
going on
with you?
help
مدتیه با هم حرف نزدیم
We
haven’t
talked
in a while.
help
بهم نخند، راست میگم
don’t
laugh
at
me.
It’s
true.
عبارت To be difficult to comprehend به معنای سخت برای درک کردن یا فهمیدن است.
🔘The instructions were difficult to comprehend.
دستورالعملها سخت برای درک کردن بودند.
1
کلمه “smart” در انگلیسی آمریکایی معمولاً به معنای باهوش و زرنگ استفاده میشود، در حالی که در انگلیسی بریتانیایی علاوه بر معنای باهوش، به معنای خوشلباس و شیک هم به کار میرود.
🔘American English: She is very smart and always gets good grades.
انگلیسی آمریکایی: او بسیار باهوش است و همیشه نمرات خوبی میگیرد.
🔘British English: He looks very smart in that suit.
انگلیسی بریتانیایی: او در آن کت و شلوار خیلی شیک به نظر میرسد.
1
عبارت Last chance to به معنای آخرین فرصت برای انجام دادن کاری است.
🔘This is your last chance to submit the application.
این آخرین فرصت تو برای ارسال درخواست است.
1
چرا درک این موضوع برات اینقدر سخته؟
Why is
that
so difficult
for you
to comprehend?
این مسئله ریاضی سخت برای فهمیدن است.
this math
problem
is difficult
to comprehend
چقدر فهمید؟
how
much
did she
comprehend?
ساختار How + adjective برای بیان شدت یک صفت استفاده میشود و معنای “چقدر + صفت” را دارد.
How + adjective
🔘How beautiful is this place!
اینجا چقدر زیباست!
۱
Couldn’t have pp (Past Participle)
این عبارت برای بیان چیزی استفاده میشود که مطلقاً نمیتوانسته رخ دهد. به نوعی بیانگر عدم امکان وقوع چیزی در گذشته است.
🔘He couldn’t have seen the movie because it wasn’t released yet.
او نمیتوانست آن فیلم را دیده باشد چون هنوز اکران نشده بود.
۱
Expression (on face)
این عبارت به حالتی که در چهرهی فرد نمایان است اشاره دارد و میتواند نشاندهنده احساسات یا واکنشهای مختلف باشد.
حالت چهرهاش نشان میداد که متعجب شده است.
🔘The expression on her face showed that she was surprised.
وای، ببین چقدر چاق شده
look how
fat
she got
Let me + v
این عبارت به معنی “بذار من …” هست و زمانی استفاده میشه که میخوایم اجازه بگیریم یا پیشنهاد بدیم که کاری رو خودمون انجام بدیم.
Let me help you with your bags.
بذار تو جابجایی کیسههات کمکت کنم.
All right
این عبارت به معنی “خیلی خوب”، “باشه”، “قبوله” و مشابه اینها استفاده میشه. برای قبول کردن یا تأیید چیزی استفاده میشه.
.
خیلی خوب، ساعت ۳ ملاقات میکنیم.
All right, we will meet at 3 PM
To believe someone
این عبارت به معنی “به کسی باور داشتن” یا “حرف کسی رو قبول کردن” هست و زمانی استفاده میشه که به حرفها یا ادعاهای کسی اعتماد میکنیم.
من بهت باور دارم؛ تو داری حقیقت رو میگی.
I believe you; you are telling the truth.
Save up
به معنای پسانداز کردن پول برای هدف یا خرید خاصی هست.
وقتی میخوایم بگیم که داریم پولی رو کنار میذاریم تا بعداً برای چیزی خاص خرج کنیم، از “save up” استفاده میکنیم.
دارم برای یه ماشین جدید پسانداز میکنم.
🔘I’m saving up for a new car.
اون به عنوان وکیل پول زیادی درمیاره.
He makes a lot of money as a lawyer.
الان نمیتونم یه گوشی جدید بخرم.
🔘I can’t afford to buy a new phone right now.
آنها اصلاً نمیفهمن که ما به اندازه اونا پول در نمیاریم
They don’t
get that
we don’t make as much money
as they do?
آنها اصلاً نمیفهمن که ما به اندازه اونا پول در نمیاریم
They don’t
get that
we don’t make as much money
as they do
باید یه راهی پیدا کنیم تا بیشتر پول دربیاریم.
we
need to
find a way
to make
more money.
یه آپارتمان دور از خونه مادربزرگم میگیرم و پولم رو پسانداز میکنم
I’ll get
an apartment
away from
my grandmother’s
and I’ll save up
my money
اگه بهم پول ندی، چطور میتونم پولی پسانداز کنم؟
if you don’t
pay me
how am I
going to
save up
any money
On the Edge of Something
به معنای در آستانه یا لبهی چیزی بودن است. این عبارت میتواند به معنای واقعی، مثل لبهی یک جسم، یا به صورت استعاری، مثل در آستانهی یک اتفاق، استفاده شود.
این عبارت برای توصیف موقعیتی استفاده میشود که شخص یا چیزی در نقطهای بحرانی یا نزدیک به تغییر یا اتفاقی مهم قرار دارد.
اون روی لبهی صخره ایستاده بود.
شرکت در آستانه ورشکستگی قرار داره.
He was standing on the edge of the cliff.
The company is on the edge of bankruptcy.
اون در آستانهی گرفتن یک تصمیم بزرگه.
she’s
on the edge
of
making
a big decision
چرا بهم زنگ نزدی و خبر ندادی که سالم رسیدی؟
why
didn’t you
call me
and
let me know
you got
in safely
فقط بهم بگو کجاست - اونجاست.
just
tell
me
where
he
is
over
there
وای، اون کفشهای جدید باید خیلی گرون بوده باشن.
those new shoes must have been expensive.
قطار به دلیل مشکلات فنی دیر رسید
The train was late due to technical issues.
تبریک بابت ترفیعت!
Congratulations on your promotion!
اگه دوباره دیر کنی، ممکنه به مشکل بر بخوری.
If
you’re late
again,
you might
get in trouble
هی، اینجا چه خبره؟
🔘Hey, what’s going on her
واقعاً الان نمیخوام وارد این موضوع بشم.
این عبارت معمولاً در مکالمات غیررسمی و دوستانه استفاده میشود.
🔘I really don’t wanna get into this right now.
واقعاً الان نمیخوام وارد این موضوع بشم.
این عبارت معمولاً در مکالمات غیررسمی و دوستانه استفاده میشود.
🔘I really don’t wanna get into this right now.
حرفهای او واقعاً او را ناراحت کرد.
🔘His comments really made her uncomfortable.
کسی میتونه بهم بگه چه اتفاقی داره میافته؟
Can
someone
tell me
what’s going on?
نمیدونم بین تو و دانا چه خبره.
I don’t know
what’s
going on
between
you and donna
Something feels like
به این معناست که چیزی به نظر میرسه یا احساس میشه که شبیه به چیزی دیگهست.
این عبارت برای توصیف احساسات یا برداشتهایی که فرد از چیزی داره، استفاده میشه. معمولاً به دنبال اون یه توصیف یا مقایسه میآد که بیان میکنه اون چیز چطور به نظر میرسه یا احساس میشه.
این هوا حس پاییز میده.
این عبارت معمولاً برای بیان احساسات شخصی و برداشتهای فردی استفاده میشه.
میتونه به صورت استعاری یا واقعی به کار بره.
🔘This weather feels like autumn.
As much as
به معنای “به اندازه” یا “به همون میزان”ه. این عبارت برای مقایسه مقدار یا شدت دو چیز استفاده میشه.
این عبارت در جملاتی به کار میره که دو مقدار یا شدت رو مقایسه میکنن. میتونه در مقایسههای مثبت یا منفی استفاده بشه.
.
او به اندازهی اون پول درنمیآره.
این عبارت میتونه برای مقایسه مستقیم یا غیرمستقیم استفاده بشه.
🔘She doesn’t earn as much as he does
متوجهام، اما هنوز فکر میکنم باید روش دیگهای رو امتحان کنیم.
🔘I hear you, but I still think we should try a different approach.
اون رو به عنوان یه دوست در نظر میگیرم.
🔘I think of him as a friend.
به همون اندازه همیشه دوستت دارم
I love you
as much as
ever
ببینیم چه کاری میتونیم انجام بدیم.
let’s see
what
we can do
about
اونا اینجا رو به عنوان خونه دومشون میبینن.
They
think of this
place
as their
second home
من هم به اندازه بقیه دلم برای پدرت تنگ شده.
I miss
your father
just
as much as
anyone
فرقی نمیکنه چی داشته باشم، احساس میکنم هیچی ندارم.
no matter
what I have
it feels like
I have
nothing
تمام پیتزا رو خوردم.
🔘I ate the whole pizza.
Any Kind Of + Noun
به معنای “هر نوع” یا “هر گونه” است. این عبارت برای اشاره به هر نوع یا شکل از یه چیز به کار میره.
این عبارت زمانی استفاده میشه که میخوایم به همه انواع یه چیز اشاره کنیم و تمایزی بین انواع مختلف اون قائل نشیم.
نمیخوام هیچجور دردسری داشته باشم.
این عبارت معمولاً در جملات منفی و سوالی استفاده میشه.
🔘I don’t want any kind of trouble.
او از هر نوع برخوردی اجتناب میکنه
She avoids
any kind of
confrontation
تو یه بخش کامل از زندگیت رو از ما پنهون کردی.
You kept
a whole part of
your life
from us
سلام! مدت زیادیه ندیدمت. حالت چطور بوده؟
از وقتی آخرین بار همدیگه رو دیدیم، حالت چطور بوده؟
🔘Hey! Long time no see. How have you been?
🔘How have you been since we last met?
من شما رو میشناسم؟
Do i
know you
پرستار بچه یه دقیقه دیگه اینجاست
The babysitter
will be
here
in a
minute
چقدر باید به گارسون انعام بدیم؟
How much should we tip the waiter?
میتونم انعام بهت بدم؟
Can i
give you
a tip
بیپولم، نمیتونم امشب بیرون برم.
I’m broke, I can’t afford to go out tonight.
A Plate of
عبارت “A plate of” به معنی “یه بشقاب از” هست و برای اشاره به مقدار یا تعداد غذایی که توی بشقاب سرو میشه، استفاده میشه. این عبارت خیلی ساده و پرکاربرده و میتونیم برای هر نوع غذایی که توی بشقاب هست ازش استفاده کنیم.
یه بشقاب اسپاگتی میخوام، لطفاً.
یه بشقاب سالاد یه انتخاب سالم برای ناهاره.
I’d like a plate of spaghetti, please.
A plate of salad is a healthy choice for lunch.
ما برای تعطیلات خیلی خرج کردیم، حالا بیپولیم.
We spent
too much
on vacation,
now we’re
broke
Super
کلمه “super” به طور معمول به معنی “خیلی عالی” یا “خیلی خوب” استفاده میشه، ولی توی متن معنی دیگهای داره. توی این متن، “super” به معنی “مدیر ساختمان” یا “سرپرست ساختمان” هست. این فرد معمولاً مسئول نگهداری و مدیریت ساختمانهای مسکونی یا تجاریه. اگه مثلاً توی ساختمون مشکلی پیش بیاد، مثلاً لولهکشی خراب بشه یا برق قطع بشه، معمولاً باید به “super” خبر بدیم تا مشکل رو برطرف کنه.
باید به مدیر ساختمون زنگ بزنم تا شیر آب خراب رو درست کنه.
I need to call the super to fix the leaky faucet.
مدیر ساختمون مسئول بردن زبالههاست.
the super
is in
charge of
taking out
the trash
ماشین توی تصادف له شد
the car
was smashed
in the
accident
Run Out on Someone
به معنی “کسی رو ترک کردن” یا “از کسی دست کشیدن” هست. وقتی کسی بدون هیچ توضیح یا دلیلی، مسئولیتهاش رو رها میکنه و کسی رو تنها میذاره، از این عبارت استفاده میکنیم. معمولاً این عبارت بار منفی داره و نشوندهنده ترک کردن ناگهانی و غیرمسئولانه است.
اون خانوادهش رو ترک کرد وقتی که بیشتر از همیشه بهش نیاز داشتن.
He ran out on his family when they needed him the most.
Run Out on Someone
به معنی “کسی رو ترک کردن” یا “از کسی دست کشیدن” هست. وقتی کسی بدون هیچ توضیح یا دلیلی، مسئولیتهاش رو رها میکنه و کسی رو تنها میذاره، از این عبارت استفاده میکنیم. معمولاً این عبارت بار منفی داره و نشوندهنده ترک کردن ناگهانی و غیرمسئولانه است.
اون خانوادهش رو ترک کرد وقتی که بیشتر از همیشه بهش نیاز داشتن.
🟡He ran out on his family when they needed him the most.
Pose
به معنی “ژست گرفتن” یا “قرار گرفتن در یه حالت خاص برای عکس گرفتن” هست. این کلمه معمولاً وقتی استفاده میشه که کسی برای یه عکس یا نقاشی در حالت خاصی قرار میگیره.
مدل برای عکاس ژست گرفت، در حالی که یه گل تو دستش داشت.
🟡The model posed for the photographer, holding a flower in her hand.
صبر کن، فکر کنم کلیدام رو توی ماشین جا گذاشتم.
🟡 Wait a minute, I think I left my keys in the car.
صبر کن، مگه نگفتی امروز زودتر برمیگردی خونه؟
wait a
minute,
didn’t you
say you
were coming
home early
today
همون ژست نگه دار
just keep
the pose
what’s going on here?
Nothing special. We’re just getting ready to go out.
هیچ کمکی ازت نمیخوام
I don’t want any kind of help from you
میدونی این دکمه برای چیه؟
Do you know what this button is for?
میدونی این دکمه برای چیه؟
Do you know what this button is for?
This Is It
به معنی “این همونه” یا “الان وقتشه” هست. این عبارت میتونه برای بیان لحظهای مهم یا زمانی که چیزی به پایان میرسه استفاده بشه. همچنین میتونه برای تأکید بر چیزی که قبلاً پیشبینی یا انتظارش رو داشتیم، به کار بره.
این همونه، لحظهای که همه منتظرش بودیم.
🟡This is it, the moment we’ve all been waiting for.
Here I Go
به معنی “حالا میرم” یا “دارم شروع میکنم” هست. این عبارت معمولاً قبل از شروع یه کار یا رفتن به جایی که قراره اتفاق مهمی بیفته، گفته میشه.
حالا میرم، برام آرزوی موفقیت کن!
🟡Here I go, wish me luck!
موفق باشی توی امتحان فردا!
🟡Good luck with your exam tomorrow!
این ابزار برای تعمیر نشتیهای لولههاست.
this tool
is for
fixing leaks
in the
pipes
خب، موفق باشی رفیق، خبرها زود پخش میشه
Man
good luck,
well
word travels
fast
چقدر توی پروژه جلو رفتی؟
How far have you gotten with the project?
داریم به خط پایان نزدیکتر میشیم، ادامه بده!
We’re getting closer to the finish line, keep pushing!
یه عالمه مدارک روی میزش بود که باید مرتب میشد.
There was a whole mess of paperwork on his desk that needed to be sorted.
نزدیکترین پمپ بنزین چقدر با اینجا فاصله داره؟
how far
is the
nearest gas
station from
here
مذاکرات داره به یک نتیجه موفقیتآمیز نزدیکتر میشه.
The negotiations
are getting
closer to
a successful
resolution
اون رفت به خونه و به در زد.
🟡She went to the house and knocked on the door.
What if
این عبارت برای بیان نگرانی یا فرضیاتی که ممکنه اتفاق بیفته، استفاده میشه. یعنی “اگه فلان اتفاق افتاد، چی میشه؟”
این عبارت معمولاً وقتی استفاده میشه که کسی نگران یا در حال فکر کردن به سناریوهای مختلفه.
میتونه برای مثبت یا منفی بودن یک سناریو استفاده بشه.
اگه فردا بارون بیاد چی؟
.
🟡What if it rains tomorrow?
چون، میدونی، اگه اون بابای خوبی که فکر میکنم نباشه چی
because,
I mean,
what if
he’s not
this great
dad guy?
قبل از اینکه وارد بشی، به در بزن
knock
on the door
before
you enter
شنیدم کسی به در میزد.
I heard
someone
knocking
on the door
چرا ازش کمک نخواهیم؟
why not
ask
her for
help?
اگه اتوبوس رو از دست بدیم چی
what if
we miss
the bus?
Ran out on
به معنی ترک کردن یا ول کردن کسی هست، بهخصوص در شرایط سخت. وقتی کسی به طور ناگهانی کسی رو رها میکنه یا به تعهداتش عمل نمیکنه، از این عبارت استفاده میشه.
این عبارت معمولاً برای موقعیتهایی استفاده میشه که یکی از طرفین در یه رابطه یا موقعیت ناگهان میره و اون رابطه یا تعهد رو ول میکنه.
میتونه برای دوستان، خانواده یا شریک زندگی استفاده بشه.
اون وقتی خانوادهش بیشتر بهش نیاز داشتن، ولشون کرد.
🟡He ran out on his family when they needed him the most.
میدونی چیه؟ فکر کنم بهتره بریم یه قدم بزنیم.
You know what? I think we should go for a walk.
تونم باور کنم که اون اینجوری از زیر مسئولیتهاش در رفت
i can’t believe
he ran out
on his responsibilities
like that
میدونی چیه؟ من دیگه از این بحث خسته شدم.
you know what?
i’m done
with this conversation
میدونی چیه؟ بیا فقط پیتزا سفارش بدیم.
You know what?
let’s just
order pizza
تو منو ول کردی
you ran out
on me
اون با قبول کردن ارتقاء شغلیش، یه قدم بزرگ تو کارش برداشت.
🟡She took a big step in her career by accepting the promotion.
Someday
به معنی “یه روزی” یا “یه زمانی در آینده” هست. از این کلمه برای صحبت کردن در مورد آیندهای که هنوز مشخص نیست، استفاده میشه.
این کلمه معمولاً برای بیان امید یا آرزوهایی که در آینده ممکنه به حقیقت بپیوندند، استفاده میشه.
میتونه به چیزهای بزرگ مثل اهداف زندگی یا حتی چیزهای کوچیک و روزمره اشاره کنه.
یه روزی امیدوارم که بتونم به ژاپن سفر کنم.
🟡Someday, I hope to visit Japan.
Make it past the hedges
به معنی عبور کردن از موانع یا محدودیتها و رسیدن به مرحلهی بعدی یا موفقیت هست. این عبارت بهصورت استعاری استفاده میشه و به عبور از مشکلات یا موانعی که جلوی راه هستند، اشاره داره.
این عبارت استعاری هست و بیشتر در مکالمات انگیزشی یا تشویقی استفاده میشه.
میتونه به معنای پیشرفت در کار، روابط، یا حتی زندگی شخصی باشه.
🟡
بالاخره از موانع گذشت و کسب و کار خودش رو شروع کرد.
He finally made it past the hedges and started his own business.
یه روزی متوجه میشی چرا این کار رو کردم.
someday,
you’ll understand
why
i did
this
یه روزی به این ماجرا نگاه میکنیم و بهش میخندیم.
someday,
we’ll look back
and laugh
at this
اگه میخوایم موفق بشیم، باید از این موانع رد بشیم.
we need
to make it
past the hedges
if we want
to succeed
Figure something out
به معنی پیدا کردن راهحل یا فهمیدن یه موضوع پیچیده یا مبهم هست. وقتی میگیم “figure something out”، یعنی بعد از فکر کردن یا تلاش برای حل یه مسئله، در نهایت اون رو میفهمیم یا به نتیجه میرسیم.
نگران نباش، با هم حلش میکنیم
🟡Don’t worry, we’ll figure it out together.
Never mind
به معنی “بیخیال” یا “اشکالی نداره” هست. از این عبارت وقتی استفاده میشه که بخوایم موضوعی رو که گفته یا مطرح شده، نادیده بگیریم یا بگیم که اهمیت نداره.
این عبارت معمولاً برای توقف یه بحث یا اصلاح گفته قبلی استفاده میشه.
🟡
بیخیال، مسئله مهمی نیست.
🟡
اوه، تو قبلاً انجامش دادی؟ پس بیخیال.
Never mind, it’s not a big deal.
Oh, you already did it? Never mind then.
A blank canvas
به معنی یه بوم سفید و خالی هست، که بهصورت استعاری به شروعی تازه یا موقعیتی اشاره داره که میتونیم هر چیزی رو از اول بسازیم یا خلق کنیم. این عبارت معمولاً برای توصیف فرصتهای جدید یا موقعیتهایی که هنوز تصمیمی براشون گرفته نشده، استفاده میشه.
میتونه به معنی داشتن آزادی کامل برای ایجاد یا شکل دادن به چیزی باشه.
🟡
رفتن به یه شهر جدید مثل یه بوم سفید میمونه.
Moving to a new city feels like a blank canvas.
نمیتونم باور کنم که بالاخره جواب این مسئله رو فهمیدم.
i can’t believe
i finally
figured out
the answer
to this problem
میخواستم یه چیزی بپرسم، ولی بیخیال.
i was going
to ask
something,
but
never mind
بیخیال، مارتی داره میاد، من باید برم
never mind,
marty’s coming,
i have
to go