Lesson 6 Flashcards
Open up
V: باز کردن
تقویت و ایجاد فرصت های جدید
راحت و بی پرده صحبت کردن
Effective
موثر
Struggle
کشمکش داشتن، دست و پنجه نرم کردن
At best
در بهترین حالت
Uncomfortable
معذب کننده، اذیت کننده
At worst
در بدترین حالت
Take over
V: به چیزی مسلط شدن
مسئولیت چیزی را قبول کردن
It’s no surprise
تعجبی نداره
Go away
رفتن، محو شدن
Facing
رو به روشدن
(I should face fears)معلوم: withبدون
باwith, نامعلوم
( I face with many problems)
Tempting
Enticing, attractive
وسوسه برانگیز
Flare up
Intensify, worsen
V: شعله ور کردن ، زیاد شدن
Feed
خوراک دادن, پروراندن
Long run
طولانی مدت
Dictate
دیکته کردن
Lives
جمع life
Pandemic
پاندمی، همه گیری
You started to do sth
کم کم شروع کردی به انجام چیزی
You started to avoid busy areas
As well
هم، نیز
Some time
مدتی
Unwilling
Reluctant
بی میلی
To become unwilling to do sth
بی میل شدن نسبت به انجام چیزی
I become unwilling to spend time around people you don’t know well
Eventually
Finally
در نهایت
Barely
Hardly
You’re barely able to leave the house
شما نمیتوانید…
Go easy on yourself
Take it easy
سخت نگرفتن به کسی
Reintroduce
دوباره معرفی کردن
Anxiety inducing situation
شرایطی که اضطراب میده
At once
یکباره
Overwhelm
Confuse
زیاد از حد در برگرفتن ، چیزی ذهن را مشغول کردن که از کنترل خارج بشه
Sit with sth
پذیرفتن چیزی (معمولا برای منفی)
Sit with the fear
ترستون رو قبول کنید
Step out
بیرون رفتن
Urge
ضرورت و نیاز یهویی
Flee
Run away
فرار کردن
As long as
تا وقتیکه
To flood yourself with sth
خودتون رو درگیر چیزی کردن
You don’t flood yourself with anxiety
Incrementally
Increasingly
قدم به قدم، کم کم
Daring
Brave
Courage
شجاعت
Squeamish
حساس، نازک نارنجی
Ample
Large
زیاد