E4 Flashcards
...
Tenement
مجتمع آپارتمانی (معمولاً در نقاط ضعیف شهر)
condominium
مجتمع آپارتمانی
Apartment complex
Apartment building
Condo کاندو
هر واحد اپارتمان
flat
آپارتمان ،مسطح
Apartment
Cottage کاتج
کلبه
Hut
idyllic ای دیلیک
دلپذیر آرام خوشایند
an idyllic place or time is very beautiful, happy, and peaceful, with no problems or dangers
Inn
مسافرخانه (هتل کوچک)
Ladge لاج
اقامتگاه
منزل دادن
Barracks bareks
پادگان
Board
غذا
صفحه
مدار
Hostel
اقامتگاه ارزان قیمت
Inn
Small hotel
Igloo
خانه اسکیمو
Estate
ملک
مجموعه ای از ساختمانها
Country estate
ملکی در اطراف شهر
Estate agency
آژانس املاک
بنگاه معاملات املاک
Estate agent
دلال ملک
Real estate agent
Realtor
Lot
قطعه زمین
Vacant
خالی
اشعال نشده
Corner lot
زمین دونبش
Lot coverage
زیر بنا
بخشی که توسط ساختمان اشعال شده
Florid
بیش از حد آراسته
Ornate
elaborate
Fresco
نقاشی دیواری
دیوار نگاره
Mural میو رال
Chapel
کلیسای کو چک
Frieze فیریز
کتبه
حاشیه کتیبه
Raise
بالابردن، زیاد کردن ترقی دادن، برپا داشتن، بنا کردن زنده کردن، برانگیختن، تحریک کردن بعمل اوردن، تحریک کردن، افزایش، بالا بردن، بالا کشیدن، بار اوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، ترقی دادن، اضافه حقوق،علوم مهندسی:تشکیل دادن پرزدار کردن،قانون فقه:اقامه کردن،بازرگانی:بالا بردن دستمزد،
to move or lift something to a higher position, place, or level:
Famine
قحطی
Spiritual
معنوی (غیر فیزیکی)
Fulfill
انجام دادن ، تکمیل کردن، تمام کردن، براوردن، واقعیت دادن، بازرگانی:تامین کردن
Pragmatic
عملی (واقع بینانه)
Practical
Realistic
Approach
روش
رویکرد
رویه
شیوه
Vogue vog
مد
Fashion
Threshold
آستانه ورودی (معماری)
آستانه ( در هر مقوله ای)
Era
عصر
عهد
دوره
Sumptuous سام چو اس
مجلل
Luxurious لاگ ژ ری اس
Extravagant
Elaborate
مفصل و پر جزییات (پیچیده)
توضیح دادن Detailed intricate Complex Complicated
Relief
نقش برجسته
تسکین
Magnificent
مگنی فی سنت
با شکوه ، مجلل
Splendid
Glorious
Spacious
جادار ، فراخ
Roomy, commodious, capacious
Cramped
کم جا ، تنگ
Wardrobe
جالباسی
Pine
پاین
غم و اندوه ، از غم و حسرت نحیف شدن، نگرانی، رنج و عذاب دادن، غصه خوردن، (گ.ش). کاج، چوب کاج، صنوبر
Veneer
و نی یر
روکش
Coating
Cladding
ˈklædɪŋ
پوشش
Pioneer
ˌpaɪəˈnɪər
پیشگام
پیشرو
Precursor
prɪˈkɜːsə $ -ˈkɜːrsər/
Forerunner
Exhibit
نمایش دادن Show, Reveal Demonstrate Display
exhibition
نمایشگاه
Reveal
فاش کردن
آشکار کردن
معلوم کردن
demonstrate
ˈdemənstreɪt
نمایش دادن، ثابت کردن ، اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن،
archeology
اآر کیا لجی
باستان شناسی
Regard
راجع بودن به
نگریستن
در نظر گرفتن
Fill the void
پرکردن خلا یا ضایعه چیزی
Hollow
خالی
Porous
متخلخل
drainage
زهکشی
Elegant
زیبا
جداب
Stylish
Elegance
زیبایی
Scheme
اسکیم
طرح برنامه
Plan