barrons8 Flashcards
lobby
سخنرانی کردن
ironically
از قضا
ironic
طعنه اميز، طعنه زن، طعنهاي کنايه دار
patron
a person or group that supports an activity or organization, especially by giving money:,
حافظ، حامي ، نگهدار، پشتيبان ، ولينعمت ، مشتري
haul
كشيدن ، هل دادن ، حمل كردن
congenial
هم خو,worked congenially and cooperatively
cooperatively
همکاری
incorporate
ترکیب کردن
stabilize
تثبیت کردن
collaboratively
مشترک
splendid
با شکوه
acquiesce
تسلیم شدن
minute
کوچک
constitute
تشکیل دادن
motility
تحرک
discriminate
تبعیض قائل شدن, moshakhas kardan
latitude
عرض جغرافیایی,عرض
tame
اهلی
descendant
نسل
dawn
فجر، سپيده دم ، طلوع ، اغاز، اغاز شدن
elicit
بیرون کشیدن,استخراج کردن
rehearsal
تمرین
contemporary
معاصر
transfigure
تغییر شکل دادن
reconcile
صلح دادن ، اشتي دادن ، تطبيق كردن ، راضي ساختن ، وفق دادن
agitate
تحریک کردن
subsistence
امرار معاش
olfactory
حس بویایی
pouch
کیسه
gestation
بارداری
retention
نگهداری