barrons6 Flashcards
conduct
رفتار، سلوک، هدايت کردن بردن، اداره کردن
thrill
هیجان
fate
سرنوشت,مقدر شدن بسرنوشت شوم
wrist
مچ دست
chick hatch from the fertile egg
!
OBLIGATE
متعهد و ملتزم کردن
heel
پاشنه
piercing
پر سر و صدا
pitch
زیر و بمی صدا
whistle
سوت
chimney
دودکش
destructive
مخرب
accommodate
جا دادن,همساز کردن
combat
پيکار، نبرد، زد وخورد، ستيز حرب، مبارزه کردن، رزم جنگيدن با
INFECT
الوده کردن
transform
غيير شکل يافتن، تغيير شکل دادن، دگرگون کردن،
deem
پنداشتن، فرض کردن، خيال کردن
priest
کشیش
nurture
پرورش
promising
امید بخش
skeptical
دیر باور
aptitude
استعداد
mere
محض
conformity
انطباق,پیروی
dissent
اختلاف عقیده داشتن
exert
بکار بردن,اعمال کردن
solidify
سفت کردن
parade
,رژه,نمایش
intricate
پیچیده
province
استان
banque
ضیافت
enchantress
جادوگر
retreat
عقب نشینی کردن
sediment
رسوب,ته نشین
seep
میان سوراخهای ریز نفوذ کردن,چکه کردن
crust
پوسته
dome
گنبد
clay
خاک رس
bulge
متورم شدن,باد کردن
legitimate
مشروع
conent
رضایت
reside
ساکن شدن
delegate
وکالت دادن
potulate
فرض نمودن
embody
متضمن بودن,مجسم کردن
doctrine
اصول
assert
ادعا کردن,حمایت کردن
reconcile
صلح دادن
flawed
معیوب
intuition
شهود,فراست
impeachment
اتهام