3 Flashcards
Autonomous
مستقل ، خود مختار ، خودگردان، ازاد
Awful
بد، وحشتناك ، ترسناك ، مخوف ، فجيع
Awkward
زشت ، بدقواره ، ناجور ، دستپاچه ، نامناسب ، ناراحت
Back
كمر ، پشت ، بازگرداندن
Backwards
به عقب ، رو به عقب ، برعكس ، وارونه
Baffle
گيج كردن ، گمراه كردن ، متحير ساختن ، مات و مبهوت كردن
Ban
ممنوعيت ، ممنوع كردن ، تحريم كردن
restrictions
محدوديت ، ممنوعيت
foam
كف
insulation
عايق كارى
Band
سايه
Be on a par with
هم ارز بودن با ، هم تراز بودن با ، برابرى كردن با
Be out on the street
بى شغل بودن ، بيكار بودن
tenure
شغل ، حق تصدی، تصرف، نگهداری، اشغال، اجاره داری، تصدی
Bear
تحمل كردن
Bear on
مرتبط بودن با
significant
مهم ، قابل توجه
Belligerent
خصمانه ، ستيزه جويانه ، پرخاشگرانه
Beneficial
مفيد ، سودمند
Benevolent
خيرانديش ، خيرخواه ، نيكوكار ، مهربان
Bind
وصل كردن ، پيوند دادن ، به هم چسبيدن
Bizarre
عجيب و غريب ، باورنكردنى
notable
چشمگير
clarity
شفافيت
flaws
درز ، شكاف ، شكاف برداشتن
Block out
جلوگيرى كردن از
Bloom
گل كردن ، گل دادن ، شكفتن
Perennial
هميشگى
Blurred
مبهم ، تيره و تار ، نامشخص ، محو
distinction
تفاوت ، تمايز
Litrerary
ادبى
colloquial
محاوره اى
Boost
افزايش دادن ، بالا بردن ، تقويت ، تشديد ، افزايش
Bother
زحمت دادن به
Bound
ملزم ، تپيدن
observe
رعايت كردن
treaty
معاهده
Boundary
مرز ، حد ، حد و مرز
Break down
خراب كردن ، خراب شدن
Break up
پراكنده شدن ، متفرق شدن ، تعطيل شدن
agenda
صورت جلسه
Brevity
كوتاهى ، ناپايدارى ، اختصار
Bring about
فراهم كردن ، باعث شدن
Brisk
كارى ، تند
Broadcast
پخش كردن ، اجرا كردن
Broth
سوپ اهكى
Bungalow
خانه ويلايى ، خانه يك طبقه اى
Buoyant
شناور ، شاد ، شنگول ، سرزنده
By all means
حتما
By means of
به وسيله ، به كمك
Fungi
قارچ ها
Spores
هاگ ها
Cabin
كلبه ، خانه كوچك
Calculate
حساب كردن ، محاسبه كردن
Calibre
كيفيت ، قابليت ، توانايى
Candid
رك و راست ، صادق ، صاف و پوست كنده
wonder
تعجب ، تعجب كردن
Capable
قادر ، توانا
Censor
سانسور كردن ، حذف كردن
obscene
شهوت انگيز ، ناپسند
Certain
قطعى ، خاص ، برخى
Challenge
مبارزه ، اعتراض ، چالش
Destruction
تخريب
Chant
سرود خواندن ، اواز خواندن ، خواندن
Chaos
اشفتگى ، اشوب ، هرج و مرج
Widespread
گسترده
Chaotic
اشفته ، بى نظم ، اشوب گونه
Charge
اتهام ، ورودى ، مطالبه كردن ، متهم كردن ، هزينه كردن
Charge with
متهم كردن به
Chat
سخن گفتن ، حرف زدن
casually
به طور تصادفى و اتفاقى