2 Flashcards
Agitation
نگرانى ، اضطراب ، ناارامى ، اشوب
Alacrity
شور و شوق ، شادى ، رغبت
Sprint
با حداكثر سرعت دويدن
Align
صف بستن ، تعيين كردن ، تنظيم كردن
Allocated
مختص
Allot
اختصاص دادن ، تخصيص دادن ، در نظر گرفتن
Almost
تقريبا ، در حدود ، نزديك به
Alter
اصلاح كردن ، عوض كردن ، تغيير دادن
Alternative
ديگر ، جايگزين ، مبهم
It is advisable
معقول و عاقلانه است
Ambiguous
مبهم ، گنگ ، دو پهلو ، نامشخص
various interpretations
تفاسير مختلف
Ambition
ارزو ، رويا ، جاه طلبى
Amenable to
قابل
entity
وجود ، چيز
is far less
خيلى كمتر است
intervals
گهگاه
antiquity
دوران باستان
Amenity
وسايل رفاهى ، تسهيلات ، وسيله اسايش
resort
تفريحگاه
Amplify
بزرگ تر كردن ، تقويت كردن
modulate
تنظيم
Analogy
قياس ، مقايسه ، تشبيه
Analyzing
تجزيه و تحليل
composition
تركيب
emit
انتشار مى دهند
Angry
عصبانى ، خشمگين
Anguish
ناراحتى ، اضطراب ، دلهره ، تشويش
Animated
فعال ، سرزنده ، پر شور و حال ، با نشاط ، سرحال
Annihilating
نابودى ، انهدام
Annoying
ناراحت كننده ، ازار دهنده ، عصبانى كننده
Aside from
جداى از اينكه
Apart (Be)
از هم دور و جدا بودن
incompatible
ناسازگار ، مغاير
Apparent
ظاهر ، پيدا ، نمايان ، اشكار
breach
شكاف
Appreciate
پى بردن ، فهميدن ، قدردانى كردن ، دانستن
Cooperation
همكارى
peer’s point of view
نظرات شبيه و همانند
Appreciation
سپاس ، قدردانى
Apprehend
دستگير كردن ، توقيف كردن ، فهميدن ، درك كردن
Apprentice
كاراموز ، شاگرد
Approach
نزديك شدن ، دسترسى پيدا كردن ، شيوه ، روش ، رويكرد
Integrated circuits
مدارهاى مجتمع
Fabricate
ساختن ، تقليد و جعل كردن ، از خود در اوردن
discrepancy
تضاد ، اختلاف ، مغايرت
so that
به طورى كه
Approval
موافقت ، تاييد
initial
اوليه
resistance
مقاومت
advisory board
هيات مشورتى
Approximate
تقريبى ، نزديك ، شبيه بودن
Approximately
تقريبا ، حدودا ، در حدود
Arbitrarily
به طور تصادفى ، اتفاقى
Array
طيف ، گروه ، دسته ، مجموعه
Ascent
صعود ، بالا رفتن
Ascertain
پى بردن ، فهميدن ، دريافتن
Aspiration
الهام ، ارزو ، اميد ، ارمان
sincere
صادقانه
Aspire
اشتياق داشتن ، ارزو كردن ، خواستن ، طلبيدن
Assault
حمله ، يورش
Assertion
اظهار ، بيان ، ادعا
Asset
دارايى ، سرمايه ، نعمت ، امتياز
Assimilate
جذب كردن/شدن ، همگون ساختن/شدن
a process
يك جريان
Assimilated into
تلفيق در
Astounding
حيرت اور ، حيرت انگيز
savant
دانا و عالم
Coining
گذاشت ، ضرب كرد
noting
اشاره داشتن
cited
گفتن ، اشاره شدن
recite
از بر بخواند
verbatim
كلمه به كلمه
Atavistic
نياكان گرا ، بدوى ، ابتدايى
whispered
در گوش گفت
scratching
بخارانند
Attainment
دستاورد ، موفقيت
Attract
جلب كردن ، جذب كردن
Attribute
ويژگى ، خصوصيت
resourcefulness
تدبير
Auditorium
سالن ، تالار اجتماعات
Augment
افزايش دادن ، تقويت كردن
meager
ناچيز
Auppreis
تاييد كردن
Authentic
معتبر ، موثق ، قانونى ، درست
elusive
گريزان ، زيرك
quarry
توده انباشته ، چهار گوش ، شيشه الماسى ، شكار