Unit 1 Flashcards
In common
وجه تشابه
Approachable
صمیمی
Assignment
تکلیف درسی یا کاری
Bond
دلبستگی
Cello
چلو: ویالون بزرگ
Taste
سلیقه EX: my tastes are different
Chaotic
نامنظم
Close-knit family
خانواده متحد و صمیمی
Family tie
روابط خانوادگی
Resolve
حل کردن مشکل، تمام کردن مشکل
Other than that
علاوه بر اون
Temperament
رفتار
Stubborn
لجباز
Inherit
به ارث بردن EX: I have also inherited his mathematical brain
Enrol
ثبت نام
Appointment
قرار ملاقات ، قرار مشاوره Ex: i ➡️made⬅️ an appointment to resolve the problem
Toddler
نو پا، بچه ای که تازه راه میره
Mother in law
مادر شوهر، مادر زن
Paddling pool
از این استخر بادی ها
Supervised
تحت نظارت
Conflict with
تضاد داره با EX: this conflict with that
Establish
برقراری ارتباط
Break down
شکستن ارتباط
Bond
دلبستگی
Rewarding
رضایت بخش
Sibling
خواهر یا برادر. دیدی میگن همسر؟ اینم مثل همونه
Endure
تحمل کردن
Psychology
روانشناسی
Sophisticated
با تجربه، ماهر
Relate
ارتباط برقرار کردن
Accommodating
برآورده کردن نیاز ها، برآورده کردن تقاضا ها
Interact
تعامل کردن
Long lasting
ماندگار
Ultimately
در مجموع
Adolescence
بلوغ
Preschooler
پیش دبستانی
Coordinate
هماهنگ کردن
Nurture
تربیت کردن، پرورش دادن
Competency
شایستگی
Demand
تقاضا
Recruitment
(noun) استخدام
Maternal
عنانه
Rival
رقیب
Rivalry
رقابت
Upbringing
تربیت و پرورش
Resemblance
شباهت
Family gathering
دورهمی خانوادگی
Immediate family
خانواده درجه ۱
Extended family
خانواده درجه ۲
Instict
غریزه، حس
Striking
حیرت آور
Alike
(adj) شبیه هم بودن EX: you and i are alike
Handed down
دست به دست شده EX: this occupation has handed down through 3 generations