N 1 Flashcards
Wiretop
وسيله ى استراق سمع تلفنى
To nail s.o.
دستگير كردن
گيرانداختن
(دستگير كردن و اثبات جرم كسى)
Hop in
بپر بالا
Buckle up
كمربندتو ببند
Appeal
فرجام
Simulator
شبيه ساز
Worked up
هيجانزده
To bring sth on oneself
چيزى را به سر خود آوردن
Asset drop
از دست دادن دارايى
To sort out sth
با موفقيت از پس چيزى برآمدن
Head shrinker
روانپزشك
روانكاو
(عاميانه)
In one fell swoop
يهويى
يه دفعه اى
در يك زمان
To cop a plea
اعتراف به جرم براى مجازات كمتر
To make accusations
مطرح كردن اتهام
Accusation
اتهام
تهمت
Allegation
ادعا
اظهار
Money laundering
پول شويى
Drug trafficking
قاچاق مواد مخدر
Death squad
گروه كشتار
دسته ى تروريستى
Squad
جوخه
گروه
دسته
Your honor
قربان!
He’s flipped
خل شده
Talk straight
درست حرف بزن
To drop by
سر زدن به كسى يا جايى
One on one
يك به يك
Touch/hit a nerve
تحريك به عكس العمل نشان دادن با اشاره به يك موضوع حساس
Epileptic fit
تشنج
Be that as it may
وقتى بكار ميره كه درستى چيزى رو قبول مى كنيم اما باعث نميشه نظرمون رو نسبت به موضوع عوض كنيم
(خوب باشه…كه چى)
To get one’s point across
رساندن منظور
Flop around
پيچ و تاب خوردن
بطور عجيب و غريب چرخيدن
In no time flat
سريع مثل برق
Cut the crap
شرو ور نگو
چرت نگو
زر نزن
Chopper
هليكوپتر
Competent
شايسته
داراى صلاحيت
داراى سررشته
Dignity
وقار
درستى
شأن
Entitled
محق
Pro per
Propria persona
كسى كه خودش از خودش تو دادگاه دفاع مى كنه و وكيل نداره
Preliminary
مقدماتى
اوليه
Insanity
جنون
ديوانگى
Insanity plea
دادخواست مشكلات روانى
Groundwork
زمينه
پايه
اساس
Snap
ضربه ى محكم و ناگهانى
گاز گرفتن
Arraignment
احضار به محاكمه
Public defender
وكيل تسخيرى
Penal
كيفرى
جزايى
Attempted murder
قتل عمد
Waive
چشم پوشيدن از
صرف نظر كردن از
Plea
دادخواست
تقاضا
Missus
بانو
خانم
Armed
مسلح
Cock and bull stories
جفنگيات
To be wiped out
خيلى خسته بودن
To have hole in one’s head
خل شدن
Hit the showers
دوش گرفتن
To fight tooth and nail to…
با چنگ و دندون جنگيدن
Assault
حمله
تجاوز
يورش
To pay s.o. off
خريدن كسى
Recess
تنفس
موقتا تعطيل كردن
To wipe s.o. out
همه چيز كسى را بردن
كسى را لخت كردن
To tie s.o. up
دست و پاى كسى را بستن
To be on the same page
نظرات يكسان داشتن
توافق داشتن
Circumspect
محتاط
ملاحظه كار
با احتياط
با تدبير
Impart
بيان كردن
افشا كردن
Sheen
برق
درخشندگى
Crumb
خرده
خرده نان
To outshoot s.o.
بهتر تيراندازى كردن
Pal
رفيق
يار
شريك
Flustered
دست پاچه
آشفته
گيج
Contempt
تحقير
اهانت
Peer
هم تا
هم شأن
جفت
To be all for sth
قويا طرفدار چيزى بودن
كاملا با چيزى موافق بودن
Gravy
پول بادآورده
Hocking loogies
اخ و تف كردن
To crack open
شكاندن/شكافتن و باز كردن
Refund
پس دادن پول
Graze
خراشيدن
چريدن
To tide over
پول كافى براى مدتى داشتن
Teetotaller
طرفدار منع مصرف مشروبات الكلى
Rank
رديف
شان
ترشيده
Impact
ضربه
اصابت
ضربت
Irrefutable
انكار ناپذير
غير قابل تكذيب
To push s.o.´s button
كسى را عصبانى يا تحريك كردن
Maggot
لارو حشره
Slat
ميله ميله (كركره)
Hooey
مزخرف
ياوه
چرند
Funk
وحشت
هراس
كج خلقى
Reupholster
عوض كردن رويه ى مبل و كاناپه
To cramp s.o. ‘s style
زندگى يا عملكرد آزاد كسى را محدود كردن
To split up
جدا شدن دو نفر از هم(طلاق، عمليات…)
To box s.o. in
كسى را در تله انداختن
Stash
ذخيره كردن
انبار كردن
Tiptoe
با نوك پنجه راه رفتن
Infomercial
برنامه تبليغتلويزيونى در مورد يك جنس خاص
Submerge
غوطه ور ساختن
زير آب كردن
Slick
نرم و صاف و يكدست
Wreckage
خرابه
لاشه ى هواپيما يا ماشين
Swelter
از گرما بى حال شدن
Pang
درد
درد سخت و جانسوز
Scramble
تلاش
تقلا
كوشش كردن
Why don’t you pick on somebody your own size?
برو با هم قد خودت درگير شو
Baptist
تعميد دهنده
Fuselage
بدنه ى هواپيما
Snap off
شكستن و جدا شدن
Shear off
كنده شدن
جدا شدن
To put s.o. away
كسى را به زندان فرستادن
To gain on s.o./sth
تدريجا به كسى/چيزى كه تحت تعقيب است نزديكتر شدن