Hard Flashcards
Realize
متوجه شدن، پی بردن، آگاه شدن، فهمیدن
Except
به جز، به غیر از، مگر، به استثنا
Insist
پافشاری کردن، اصرار نمودن
Prepare
آماده کردن، مهیا نمودن, مجهز کردن
Conscious
هوشیار، آگاه، مطلع، خبردار
Exist
وجود داشتن، بودن
Occur
رخ دادن، اتفاق افتادن
Envelope
پاکت نامه
Consist of
تشکیل شده از، متشکل از, در بر گرفتن، شامل شدن
Measure
اندازه گیری، مقیاس، پیمانه
Aspect
جنبه، منظر، بعد
Endeavor
کوشش و سعی و تلاش زیاد
Inform
اطلاع دادن، آگاه ساختن، مطلع کردن
Perform
اجرا کردن، انجام دادن،
Distract
حواس کسی را پرت کردن، گمراه کردن، منحرف کردن
Disturb
مزاحم شدن، مختل کردن، پریشان کردن، (آرامش، خواب …) کسی را بهم زدن
Proportions
نسبت، تناسب
مثال: نسبت زنان به مردان
Explicit
صحیح، آشکار، واضح، روشن، رُک
Implicit
تلویحی،ضمنی، غیرمستقیم، در لفافه
Disabled
معلول، ناتوان
Common
معمول، متدوال
Describe
توصیف کردن، شرح دادن
Humid
مرطوب، شرجی