Chapter 4 Flashcards
أَن ْ لا يَتَدَخل
که دخالت نکند
طوبی ل
خوشا به حال
قلة
کمی
عوّد
عادت داد
لا تقف
پیروی نکن
لکی یقنع
تا قانع کند
، و َ يَجِبُ أَن ْ يَکونَ عامِالً بِـاميَقولُ، حَتَّی یغیر سلوکهم
و باید به چیزی که میگوید عمل کند تا رفتارشان را تغییر دهد
کما
همانگونه که
ربَّ
چه بسا
ال تَُدِّث ْ بِما ْ تَخاف تکذیبه
سخن نگو از انچه میترسی دروغش پندارند
لا یخاف الناس من لسانه
مردم از زبانش نمیترسند
ما قل و دل
انچه کم باشد و راهنمایی کند
یقفزُ
میپرد
فعل مجهول مضارع چگونه است
اگر حرف اولش ضمه و عین الفعل(حرف اصلی دوم)فتحه باشد مجهول است
إرضاء ُ النّاس ِ غايَة ٌ ال تُدْرَكُ.
راضی ساختن مردم، هدفی است که به دست آورده نـمیشود.
یمشی
راه میرود
ماضی + اسم نكره + مضارع
ماضی استمراری
مضارع + اسم نكره + مضارع
أُفَتِّش ُ عَن مُعْجَم ٍ يُساعِدُني في فَهم ِ النُّصوصِ.
مضارع التزامی یا اخباری
دنبال فرهنگ لغتی میگردم که مرا در فهم متون کمک کند. (كمک میكند)
ماضی + اسم نكره + ماضی
اِشْتَـرَيْت ُ الْيَوم َ کِتابا ً قَد ْ رَأَيْتُـــه ُ مِن ْ قَبل.
ماضی بعید یا ساده
لا تُرْفَعُ:
بالا برده نمی شود
لا یخشع
فروتنی نمیکند
لا تشبع
سیر نمیشود
یقفذ
می اندازد
مُرّ
تلخ
مفرد و جمع زن
امراة و نسا
اعصار و اعاصیر
گردباد و گردباد ها
حاسوب
رایانه و ماشین حساب
زهر و ازهار
شکوفه و شکوفه ها
فصاحة
شیوایی
قشر
پوست
لُب و الباب
مغز میوه و مغز میوه ها
نَّوی
هسته
جمع و معنی خطیية
خطایا
گناه
معنی و جمع ذنب (نون ساکن)
گناه
ذنوب
ثعلب
روباه
معنی و جمع الذءب
ذءاب
گرگ
مفرد اقوال
قول
سخن
مخالف فرغ
خالی شد
امتلا
پر شد
مترادف ساحل
شاطی
فعل ـــــــــــ ندارد
تنوین
اعوذ بک
پناه میبرم به تو