11 Flashcards
catastrophe (n)
فاجعه
chaos(n)
آشوب
devastate (n)
ویران کردن
legacy (n)
میراث
pseudo
شبه، کاذب
شبه اقتصادی pseudo-economical
genuine
واقعی، اصل
constraint
محدودیت
impose
تحمیل کردن
coherent
منسجم
battered
ضرب و شتم
fate
سرنوشت
brick
آجر
void
خالی، بی اعتبار
tailor
خیاطی کردن، مناسب کردن، خیاط
stimulus
محرک
mandate
ماموریت، حکم
thoroughly
کاملا
motorway
بزرگراه
scarcely
به ندرت
scarce
کمبود
farsighted
دوراندیشی
restoration
ترمیم
deterioration
زوال
outsting
فرار کردن
weld
جوش دادن
seamlessly
یکپارچه
erode
فرسوده شدن
dispute
انکار کردن
decipher
کشف کردن
testimony
شهادت
unequivocally
بی چون و چرا
layman
شخص عام
optimism
خوش بینی
instinct
غریزه
homogeneous
همگن،مشابه
emanate
سرچشمه کرفتن، بیرون آمدن
bogged down
گرفتار کردن
arose
به وجود آمد
craftsman
صنعتگر
pursuit
دستیابی
portion
سهم
intime
به موقع
notion
ایده، مفهوم
antagonism
تضاد
decisive
قطعی
branch
شاخه
appeal
درخواست
mentality
ذهنیت
penetrate
نفوذ کردن
indispensability
ضروری بودن
reluctance
بی میلی
inevitable
اجتناب ناپذیر
acquire
به دست آوردن
hinterland
سرزمین داخلی
ownership
مالکیت
evident
بدیهی
perennially
به طور دایمی
escape
فرار
nodal
گره ای
imperial
امپراطوری
peasant
روستایی
dominate
غالب ، سلطه
sphere
کره، حوزه
impulse
انگیزه دادن
distinguish
تشخیص دادن
compose
ساختن
intimately
از نزدیک
dullness
تیرگی
communal
اشتراکی
aspiration
آرزو
oasis town
شهر زاغه ای
fortified
مستحکم
cathedral
کلیسای جامع
castle
قلعه
satellite towns
شهرهای اقماری
millennia
هزاره ها
mankind
بشر
fortune
ثروت
bearer
حامل
innumerable
بی شمار
revolt
شورش
unbearable
غیر قابل تحمل
protagonist
قهرمان
nucleus
هسته
affinity
وابستگی
suppress
سرکوب کردن