1 Flashcards
Mitigate
سبك كردن
Mitigate risk
كم كردن ريسك ها
Greater
بزرگتر
Interaction
تعامل / يك فرايندي كه دو چيز روي هم تاثير بگذارند
the complex interaction between mind and body
interact ارتباط برقرار كردن
He Interact well with other children
Least likely
كمترين احتمال
Most likely
به احتمال زياد
Framed
ساخته شده
Evident
واضح / بديهي و اشكار
As evident
همانطور كه اسكار است
typical
نوع/نمونه ي بارز
This is Typical for agile projects
Thus
بنابراين
Hence
از اين رو
Inclusion
Inclusion in the document
يعني درج شده يا شامل شده در اسناد
Implies
Imply دلالت داشتن/اشاره كردن
Question Implies دلالت دارد سوال
Incorporate
همراه كردن و يكي كردن براي استفاده از چيزي
مشاركتincorporation
Diversity
تنوع
Cultural diversity
Collocated
Collocate همنشيني
Collocated با هم قرار گرفته اند يكجا
Manifesto
بيانيه/اعلاميه
Efficient
كار امد
Efficient and effective
كار امد و موثر
Convey
انتقال دادنconveying
منتقل كردن
War room use for Conveying information
Alleviate
تسكين دادن /كم كردن
Medicine for alleviate the symptoms or alleviate pain
Principle
اصلي
Principle project management
Iteratively
به صورت مكرر
Resign
استعفاء دادن
strained
تيره و اجباري
Strained relationships
Trend
روند / گرايش
Trend to project objective
گرايش به هدف پروژه
Excessive
بيش از حد
Excessive turnover
Conduct
انجام دادن / رفتار كردن
You have conducted extensive training
شما انجام داده ايد تمرينات وسيعي
Extensive
گسترده/وسيع
Major drop
مشكل عمده
Adhere
وفادار ماندن
Boost
تقويت كردن/ كمك كردن
Retreating
عقب نشيني
Retreate
Formalizing
رسمي كردن
Deliverable formalizing in product review meeting with product owner
Clash
درگيري
Data representation
Representation نمايندگي
Data representation نمايش داده ها
Sustain
نگه داشتن/تقويت كردن
Sustainable پايدار
frustrate
نا اميد كردن
Frustration نا اميدي
profanity
بي حرمتي
Spewing profanities at akhond
فحش دادن
Contingency
عمليات احتمالي/
Contingency plan
طرح اضطراري
Implement
پياده كردن/انجام دادن
Core value
ارزش اصلي
Core benefit
سود اصلي
Uphold
Support
حمايت كردن
Draft
پيش نويس كردن / پيش نويس / طرح اوليه
Significant
قابل توجه/چشمگير
Significant role
نقش مهم و قابل توجه
Emphasize
تاكيد كردن
He emphasizes the importance of keep going
Emphasis تاكيد
Emphatic ام فَديك/ تاكيد شده (adj)
Emphadically (adv) به طور تاكيدي
Providing feedback
ارائه ي بازخورد
Servant leadership shouldProviding feedback on product increment developed by team
Apparently
ظاهرا
Distract
حواس كسي را پرت كردن
Distractor عامل حواس پرتي
Distractedly. از روي گيجي
Concerned with
Concerned نگران
Concerned with مرتبط با
Revise
مرور و بازبيني كردن
Reviwe
Accurate
صحيح
Inaccurate غلط
Encompass
در بر گرفتن
Roll off
خارج شدن
They will roll off the project
Reprimand
رِپ ري مَند
توييخ كردن
Blame for bad actions
Rigorously
ري گو رِس
به سختي/با دقت زياد
Upon
On / into
بر روي / بالاي /به محض
Dismiss
ديس مِس
اخراج كردن
Participent
شركت كننده
inefficient
نا كارامد
Proved inefficient ناكارامدي خود را ثابت كرد
Efficient كار امد
Timesheet
جدول زماني
Fill out timesheet
پر كردن جدول زماني
Submit
رسما ارائه كردن
Capture
اسير كردن/ تصرف كردن
Permanent
دائمي
Permanent resolution