Verbal Flashcards
get sacked-be fire
اخراج کردن
Pavement
پیاده رو
Floating
شناور
Swearing
فحش
Fighting and Bullying
مقابله و قلدری
Sightseeing
تماشا ,گشت و گذار
Thriller
هیجان انگیز
Close knit family
خانواده کوچولو
Temperamental
خویی . بد مزاجی
Moody
Grumpy
Surly
اخمو
بد خلق
ترشرویی
Disagreeable
ناپسند
Misery
بدبختی
Uptight
don’t get so uptight about everything”
مقید
Spoilt
لوس
Thoughtful
Pensive
متفکرانه
افسرده
Conquer
Overwhelm
Rout
Annihilate
فتح
درهم شکستن
تار و مار کردن
نابود کردن
entourage
همراهان
Havoc
Harm
Hurt
Impair
ویران کردن آسیب آسیب دیده را مختل در بهای از چیزی
premiere
Debut
Maiden
برتر
اولین
قبل از ازدواج
Flopped
“prime-time dramas that flopped in the US market
شکست مواجه
Exaggerated
“they were apt to exaggerate any aches and pains”
اغراق آمیز
Expert
کارشناس
Twin Triplets Quadruplet Quintuplet Sextet Septet Eight twins Not twins
دوقلو سه قلوها چهار قلو پنج قلو شش قلو هفت قلو هشت قلو نه قلو
Dormitory
خوابگاه
Haunted mansion
خالی از سکنه عمارت
Creep
We crept up and peeked over the wall.
خزیدن
ما رخنه کرد و زیرچشمی نگاه کردن بیش از دیوار.
urgently
فوری
contrasts
تضاد
fascinating
جالب
An elementary particle
ذرات بنیادی
Without detectable shape or size
بدون شکل قابل تشخیص و اندازه
Commensurate simplicity
سادگی متناسب
At the least
در حداقل
This criterion of parsimony
این معیار از صرفه جویی
Remarkable achievement
دستاورد قابل توجه
Nevertheless
با این وجود
collapse
they marriage collapsed
i seem collapse around
دچار سقوط و اضمحلال شدن
اصلا نا ندارم
Partial unification
اتحاد با مشتقات جزئی
Embrace
در بر گرفتن
پذیرفتن
Feeblest
haggard
a feeble mind.
ضعیف
نحیف
یک ذهن ضعیف.
demonstrate
Fixation
نشان دادن
ثابت کردن
hinted at
اشاره در
synthesis
the synthesis of opposites
تلفیق
از ترکیب تضادها
Burial
the place of burying; grave.
تدفین, دفن, بخاک سپاری
forbear
“the boy forbore from touching anything
خودداری کردن از
Despite the fee increase
با وجود افزایش هزینه
Permanent
a permanent ban on the dumping of radioactive waste at sea”
دائمي, ثابت
توقیف دائم از آزادسازی زباله های رادیو اکتیو در دریا “
Due to budget constraint for the upcoming year
با توجه به محدودیت بودجهای برای سال آینده
neophyte
کاراموز
Resemblance
شباهت
its physical resemblance to one
شباهت فیزیکی خود را به یکی
lucrative, beneficial
سودآور، مفید
Prior to
مقدم بر
Entirely, fully
به طور کامل،
Traders and missionaries
معامله گران و مبلغان مذهبی
Ostensibly
you will be ostensible for master
ظاهرا
شما صوری برای کارشناسی ارشد خواهد بود
assuage
“the letter assuaged the fears of most members”
تخفیف دادن
“نامه آرام ترس از بیشتر اعضای”
anecdote
“told anecdotes about his job”
حکایت
distinct
“the patterns of spoken language are distinct from those of writing”
متمایز
“الگوهای زبان گفتاری متمایز از آن دسته از نوشتن صورت گیرد”
bruise
کبودی
reluctant to purchase
she seemed reluctant to discuss the matter”
تمایلی به خرید
او به نظر می رسید تمایلی به بحث در مورد این موضوع “
Harbor
بندرگاه
The breadth between those ….
a person with great breadth of view.
وسعت بین کسانی که ….
یک فرد با وسعت زیادی از دیدگاه.
Amendment grants a right to marry regardless of gender.
متمم قانون اساسی حق ازدواج بدون در نظر گرفتن جنسیت اعطا می کند.
heterosexual- homosexual
علاقمند به جنس مخالف، همجنس گرا
unfettered right
“his imagination is unfettered by the laws of logic”
حقوق نامحدود
“تخیل خود را عملی فارغ از قوانین منطق است”
Constitution,
قانون اساسی، .
mature
بالغ
expand area
توسعه منطقه
ill conceived
بد درک
legislation
قانون گذاری
perpendicular
عمود
stalactites and stalagmites
طاقدیس و ناودیس
an inclined ceiling
سقف شیبدار
sinkholes or swallow holes
گودال ها و حفره های فرو برد
tropical
گرمسیری
desperate
“a desperate sadness enveloped her”
از جان گذشته
“غم و اندوه از جان گذشته خود را احاطه”
old temples
معابد قدیمی
domestic machine
ماشین های داخلی
goody
مغز گردو و غیره
spitting on the ground
تف بر روی زمین
spread around
پخش در سراسر
people who drop litter
افرادی که رها آشغال کردن
contaminated
“the site was found to be contaminated by radioactivity”
آلوده شده
Nobel peace prize
جایزه صلح نوبل
propaganda
“he was charged with distributing enemy propaganda”
تبلیغات
“او با تبلیغ دشمن شد”
demolition
the flood demolished the bridge
تخریب
bargain
“the secondhand table was a real bargain”
مقرون به صرفه
instantly
فورا
dynasty
سلسله
sworn
سوگند یاد می کند
eternal
ابدی
declared
it is time to declare yourself
اعلان شده
اظهار شده
revenge
revenge is the work of the devil
انتقام گرفتن
انتقام کار شیطان است
Per Diem
روزانه
Geology
زمین شناسی
mares
مادیان
knowledge of heredity
دانش وراثت
breeding, breeders
پرورش، پرورش دهندگان
foals
کره
mares bred
مادیان پرورش
armored knight
شوالیه های زره پوش
purebred horse
اسب های اصیل
that traces its ancestry
که اصل و نسب آن آثار
cross-bred
متقابل پرورش
BULKY
بزرگ
graceful
“she was a tall girl, slender and graceful”
برازنده
“او یک دختر قد بلند بود، بلند و باریک و برازنده”
clumsy
زمخت
offspring
فرزند
mature
mature fruit
mature wine
a mature scheme
بالغ
میوه رسیده
شراب جاافتاده
یک برنامه سنجیده
reproduction
تولید مثل
endangered
در معرض خطر
interfere - the parent will not interfere
تداخل - پدر و مادر نمی خواهد دخالت
The gestation period is about 16 days.
دوره بارداری حدود 16 روز است.
average litter size is from five to ten
ندازه متوسط زایمان است 5-10
hamsters commonly have as few as three or as many as a dozen offspring at a time.
همسترها معمولا به عنوان چند به عنوان سه یا به عنوان بسیاری از فرزندان ده در یک زمان داشته باشد.
monthly intervals
فواصل ماهانه
In captivity
در اسارت
geospatial
جغرافیایی
product roadmap rationale
منطق نقشه راه محصول
disruptive to geospatial competitors
مخل به رقبای جغرافیایی
key performance indicators - KPI
شاخص های عملکرد کلیدی - KPI
exclusivity
ویژگی
peninsular extension
گسترش شبه جزیره
subjugation
i need to subjugate them
مطیع سازی
Discombobulate
درهم و برهم کردن
innovative product development
توسعه محصولات جدید
doing so too often can be imprudent
انجام این کار بیش از حد اغلب می تواند بی تدبیر
gerund
اسم مصدر
incumbent
“the incumbent president had been defeated”
وقت
“رئيس جمهور وقت شکست خورده بود”
well functioning and enduring
به خوبی کارکرد و پایدار
formidable
“a formidable opponent”
نیرومند
توانمند
“حریف توانمند”
sustaining
“he died after sustaining severe head injuries”
پایدار
“او پس از آسیب شدید به سر مرد”
propensity
“a propensity for violence”
گرایش
reconstitute
he was reconstituting his original speech
بازسازی
confront
روبرو شدن با
endeavor
“an endeavor to reduce serious injury”
تلاش
“تلاش برای کاهش آسیب جدی”
adherent
“he was a strong adherent of monetarism”
طرفدار
“او یک حامی قدرتمند پول گرایان بود”
conventional
“a conventional morality had dictated behavior”
معمولی
مرسوم
“رفتار اخلاق متعارف دیکته کرده بود”
no way diminishes
به هیچ وجه کاهش می یابد
confrontation
“a confrontation with the legislature”
مواجهه
رویارویی
“رویارویی با مجلس قانونگذاری”
photon
واحد شدت نور وارده بشبکیه چشم
the exaltation of one nation
“she beams with exaltation”
ستایش از یک ملت
بالیدن
“او با بالیدن پرتوهای”
Zionism
نهضت صهیونیسم
strides in implementing immunization
گام های بلندی در اجرای ایمن سازی
literate
باسواد
The language of an argument is indicative of its validity.
زبان استدلال نشان دهنده اعتبار آن است.
dreadful grammar appear regularly throughout.
دستور زبان وحشتناک به طور منظم در سراسر ظاهر می شود.
incidence of suicide
بروز خودکشی
contention for a seat on the school board.
“the captured territory was one of the main areas of contention between the two countries”
رقابت برای یک کرسی در هیئت مدیره مدرسه.
مشاجره
“خاک اسیر شده یکی از مناطق اصلی درگیری بین دو کشور بود”
ancestors
شرکت های دارویی
pharmaceutical companies
شرکت های دارویی
Lanyard
تسمه یا طناب
adequate
کافی
enforceable
قابل اجراء
children to be exposed to it at the time
کودکان به آن را در آن زمان در معرض
follow able
دنبال قادر
redundant
زائد
jargon
“legal jargon”
اصطلاحات مخصوص یک صنف
“اصطلاحات مخصوص یک صنف قانونی”
Discombobulated
“this attitude totally discombobulated Bruce”
درهم و برهم کردن
circumlocution
بیان غیر مستقیم
Distinct
متمایز
auxiliary verbs and suffixes
افعال کمکی و پسوندها
this complexity inherent to the English
این پیچیدگی ذاتی برای انگلیسی
primitive
بدوی
all these meanings are summed up in the one
همه این معانی را در یک جمع بندی
baffled many linguists
بسیاری از زبان شناسان گیج
started from scratch
از ابتدا آغاز شده
set of rival
مجموعه ای از رقیب
aspiration
“he had nothing tangible to back up his literary aspirations”
آرمان
“او هیچ چیز ملموس تا از آرمان های ادبی خود را به حال”
renewable sources
منابع تجدید پذیر
Varying tariffs throughout the day
تغییر تعرفه های گمرکی در طول روز
Furthermore
بعلاوه
grid
“the metal grids had been pulled across the foyer”
شبکه ای
“شبکه های فلزی در سراسر سالن انتظار کشیده شده بود”
blackouts or system collapse
خاموشی و یا فروپاشی نظام
windy uplands and coastal region
مناطق مرتفع بادخیز و منطقه ساحلی
infrastructures
زیرساخت
underway =. in progress
در جریان است= در حال انجام
During the maintenance
در طول تعمیر و نگهداری
durability that
“the reliability and durability of plastics
دوام که
“قابلیت اطمینان و دوام از پلاستیک
embody
“a team that embodies competitive spirit and skill”
مجسم کردن
“یک تیم است که مظهر روح و مهارت رقابتی”
which we strive
“national movements were striving for independence”
که ما در تلاش
جنبش ملی برای استقلال تلاش شد”
being courteous
urbane
مودب بودن
Table of Contents
فهرست مندرجات
agnostic book
کتاب عرفان منکر وجود خدا
legacy cost
they are about to inherit a legacy from a relative.”
هزینه میراث
آنها در مورد به ارث می برند یک میراث از یکی از بستگان می باشد. “
urging
“he urged her to come and stay with us”
اصرار
vying to be the best
“rival mobs vying for control of the liquor business”
رقابت به بهترین
“اوباش رقیب رقابت برای کنترل کسب و کار مشروب”
metaphors
استعاره
warfare
“guerrilla warfare”
جنگ
“جنگ چریکی”
without annihilating your rivals
بدون نابود کردن رقبای خود
merchandise
کالا
thrive and coexist
رشد و همزیستی
durable
“porcelain enamel is strong and durable”
با دوام
“مینای دندان پرسلن قوی و با دوام است”
pirated
“he sold pirated tapes of Hollywood blockbusters”
سرقت
“او به فروش می رسد نوار سرقت از فیلم های پرفروش هالیوودی”
poverty
“thousands of families are living in abject poverty”
فقر
“هزاران نفر از خانواده ها در فقر مطلق زندگی می کنند”
ore
سنگ معدن
convergence
همگرایی
erode
“the cliffs have been eroded by the sea”
ساییده شدن
this inevitable descent into price
این نزول غیر قابل اجتناب را به قیمت
collateral
“the collateral meanings of a word”
وثیقه
جانبی
“معانی جانبی از یک کلمه”
vice versa
برعکس
remorseful
“the defendant was remorseful for what he had done”
پشیمان
“متهم پشیمان برای آنچه که او انجام داده بود”
pirated versions of software
نسخه های سرقت شده از نرم افزار
the patents are enforced
ثبت اختراع به اجرا گذاشته
the software were abolished everywhere
نرم افزار همه جا لغو شد
higher incidences of poverty
شیوع بالاتر فقر
a man possessing such wisdom would surely find a way to avoid poverty.
یک مرد دارای چنین عقل قطعا راه برای جلوگیری از فقر پیدا میکرد
too preoccupied with pursuing wisdom
خیلی مشغول دنبال عقل و دانش
nomad
خانه بدوش
pasture
چرا گاه
hut
کلبه
shiver
“they shivered in the damp foggy cold”
لرزیدن
“آنها در سرما مه آلود مرطوب می لرزیدند”
as soon as he cast eyes on this man
به محض این که چشم بر این مرد انداخته
misfortune
بدبختی
creature
“night sounds of birds and other creatures”
جانور
woman had instinctively felt
“an instinctive distaste for conflict”
زن به طور غریزی احساس بود
غریزی
“تنفر غریزی برای جنگ”
hyena
کفتار
devours
“he devoured half of his burger in one bite”
را می بلعد
we had spotted it
ما آن را کشف کرده بود
valor
“the medals are awarded for acts of valor”
شجاعت
“مدال برای اعمال شجاعت اعطا”
possessed
“he can turn into a possessed animal at will”
صاحب
برخوردار
“او می تواند به یک حیوان برخوردار خواهد شد به نوبه خود”
the workforce making minimum wage
نیروی کار ساخت حداقل دستمزد
simultaneous increase in revenue
افزایش همزمان در درآمد
propeller head
سر پروانه
ladle
ملاقه
tray
سینی
why they were placing so few actors in roles
که چرا تعداد کمی از آنها گنجانده شده اند
She attributed the company’s poor performance
او نسبت داده عملکرد ضعیف شرکت
the actors sent to an audition were completely inappropriate for the role
بازیگران ارسال شده به آزمون برای نقش کاملا نامناسب بودند
certain actors are inappropriate for certain roles
بازیگران خاصی برای نقش های خاص نامناسب هستند
in order to boost property value
به منظور افزایش ارزش اموال
enhance security
افزایش امنیت
increase the exclusivity of the community
افزایش انحصار جامعه
Proposals of this nature must be approved by a boss
طرح این ماهیت باید توسط رئیس تایید شده
the president nevertheless concluded
رئيس جمهور با این وجود به این نتیجه رسید
did so as a means of expressing their opposition to the guard gate proposal.
بنابراین به عنوان وسیله ای برای بیان مخالفت خود را با طرح دروازه نگهبان بود.
Hypnotic drugs
داروهای خواب آور
lead to insomnia
منجر به بی خوابی است
Opioid drugs
داروهای مخدر
used to blunt sensory awareness
مورد استفاده برای غیر نافذ سطح آگاهی های حسی
occasionally
گاهی اوقات
result in heightened tactile sensation
ناشی در حس لامسه افزایش
The peregrine falcon has made a startling comeback
قوش تیز پر ساخته شده است باز گشت شگفت انگیز
The best way for scholars to analyze fragmentary poems
بهترین راه برای محققان به تجزیه و تحلیل اشعار ناقص
professed ignorance of the crime, for fear that his testimony would lead to reprisals against him
جهل استادانی از جرم و جنایت، از ترس اظهارات خود را به اقدامات تلافی جویانه علیه او منجر شود
prefabricated barns
انبارهای پیش ساخته
negligence
سهل انگاری
mostly because it requires singers with a vocal ability
عمدتا به دلیل نیاز به آن خواننده با توانایی های صوتی
apprentice
شاگرد
convincing
متقاعد کننده
feline
وابسته به تیره گربه
veldt
زمین مرغزار
sediments
رسوبات
sliding scale
جدول قابل تطبیق با در امد افراد
this city bases its fees on a sliding scale
این شهرستان پایگاه هزینه های آن در مقیاس کشویی
who smoke such cigarettes tend to inhale more deeply
سیگاری مانند سیگار تمایل به تنفس عمیق تر
fishermen still operate as they have done
ماهیگیران هنوز هم کار به عنوان آنها انجام داده اند
managers still pine for the era of the six-day work week
مدیران هنوز هم برای عصر از شش روز در هفته کار
may be useful for restoring vegetation to former mining areas, reviving endangered plant species, and advancing weed control.
ممکن است برای احیای پوشش گیاهی به مناطق سابق استخراج از معادن، احیای گونه های گیاهی در معرض خطر، و پیشبرد کنترل علف های هرز مفید است.
Laplace first proposed the theory that our solar system was created from a spinning cloud of gas, most of which was pulled toward the center to form the sun
لاپلاس برای اولین بار از این نظریه ارائه شده است که منظومه شمسی ما از یک ابر در حال چرخش گاز ساخته شده است، که بیشتر آن به سمت مرکز کشیده شد به شکل خورشید
buyers of competitors
خریداران از رقبای
precipitously
شتاب
prelude
مقدمه
consumption
مصرف
delegate
نماینده
archipelago
مجمعالجزایر
famine
قحطی
clan
قبیله
we learned to chant in unison
ما یاد گرفته به سرود هماهنگ
mostly she prince of
بیشتر او شاهزاده
the sharp smacks
بویش را میدهد شدید
muttering to herself
من من به خودش
the cost of each ticket purchased was to be halved
هزینه هر بلیط خریداری شده بود به نصف می شود
integrity
a country’s territorial integrity
تمامیت
تمامیت ارضی یک کشور
conflicting
conflict
متضاد
درگیری
regulation
the regulation of price
تنظیم
تنظیم قیمت
you can not afford one
this is a game i cant afford to play
نمیتونی یکی بخری
حتی منم از عهده بازی برنمی ایم
accrual
اقلام تعهدی
domestic
داخلی
enroll
ثبت نام کردن
contradict
never contradict your father
تناقض
هرگز پدر خود را را رد نکن
planetarium
سیاره نما
discern
تشخیص دادن
olfactory
حس بویایی
precisely
با دقت
continental
قاره ای
breed
تربیت کردن
trigger
ماشه
scarce
کمیاب
breeding
تولید مثل
wight
موجود زنده
nestling
بچه پرندگان
shrug
شانه را بالا انداختن
pensive
she became pensive
اندیشناک
او اندیشناک شد
wind up
پایان یافتن
imitate
تقلید کردن
consultant
مشاور
conceive
تصور کردن
imprudent
نسنجیده
overwhelming semester
ترم طاقت فرسا
<p>conceive
</p>
تصور کردن
<p>imprudent
</p>
بی تدبیر
<p>overwhelming semester
</p>
ترم طاقت فرسا
<p>we are dedicated to preserving that trust
</p>
ما به حفظ این اعتماد اختصاص داده شده
<p>hurricane
</p>
طوفان
<p>ravaged
</p>
ویران
<p>supreme
</p>
عالی
<p>chronology of composition
</p>
گاه شماری از ترکیب
<p>extracurricular
</p>
فوق برنامه
<p>wavelike movement
</p>
حرکت موجی
<p>transatlantic
</p>
انطرف اقیانوس اطلس
contiguous
به هم پیوسته
<p>alumni
</p>
انجمن فارغ التحصیلان
<p>humiliation
</p>
خفت و خواری
<p>sloth
</p>
کاهلی
<p>precipitously
</p>
با شتاب
<p>leisure
</p>
اوقات فراغت
a midst allegation
در میان اتهام
<p>mayor
</p>
شهردار شهر
<p>deviated
</p>
منحرف شده
<p>conundrum
</p>
مسئله بغرنج وپیچیده
<p>insertion or mission
</p>
درج و یا ماموریت
alternate year= every other year
سال متناوب = هر سال دیگر
<p>valued
</p>
ارزشمند
dichotomous
دارای دو بخش
<p>critiqued
</p>
مورد انتقاد
<p>negligence of human
</p>
سهل انگاری انسان
<p>demonstrate</p>
نشان دادن
cease and desist order
توقف و دست برداشتن منظور
<p>legitimate celebrities
</p>
افراد مشهور قانونی
<p>bidder
</p>
داوطلب
scrutiny
موشکافی
<p>grid
</p>
شبکه ای
<p>akin to loan
</p>
شبیه به وام
<p>stringent</p>
سختگیرانه
<p>finite
</p>
محدود
<p>camouflage
</p>
استتار
distinct
متمایز
<p>deceptive practices
</p>
شیوه های فریبنده
<p>sought approval
</p>
به دنبال تایید
finite
محدود
camouflage
استتار
distinct
متمایز
deceptive practices
شیوه های فریبنده
sought approval
به دنبال تایید
freight
حمل و نقل
mischievous
شیطنت
conformity
مطابقت
boredom
خستگی
popular feature films
فیلم های محبوب
He cites evidence that
او شواهدی اشاره می کند که
because the saturation level among
به دلیل سطح اشباع در میان
transportation to compensate for money
حمل و نقل به برای پول جبران خسارت
would be disastrous
فاجعه بار خواهد بود
To prevent conflicts of interest
برای جلوگیری از تضاد منافع
the word “cleave” can mean “to adhere” or “to stick together.”
کلمه “جدا کردن” می تواند به معنای “پایبند” و یا “به هم بچسبند.”
imported coffee for taint by sandfly larvae.
قهوه برای لکه دار کردن توسط لارو آفت پشه خاکی وارد شده است.
conifers
مخروطیان
beeches and maples
راش و افرای
deficit
کمبود
spurring the creation of jobs
موجب ایجاد شغل
intuitive decision making
تصمیم گیری بصری
A significant proportion of the automobiles in the city
بخش قابل توجهی از خودرو در شهرستان
assumption of the
بطلان پیشفرض
useful in explaining the apparent discrepancy above?
در توضیح تفاوت ظاهری فوق مفید است؟
pre-Colombian culture
فرهنگ قبل از کلمبیایی
get fewer diagnostic procedures
دریافت از روش های تشخیص کمتر
argument is biased
استدلال مغرضانه است
expertise
تخصص
Ata’s size isn’t the only thing that perplexed researchers
اندازه ATA است تنها چیزی است که محققان بهت زده نمی
leisure activities
فعالیت های اوقات فراغت
paleontologist
دیرین شناس
disastrous
خودش به نمایش گذاشت
theropod dinosaurs
دایناسور تروپود
convergent evolution
تکامل همگرا
fatal
کشنده
the hostilities reached their peak
جنگ به اوج خود رسیده است
contradictory ways
روش های ضد و نقیض
representative of the proportion of coffe
نمایندگی نسبت به روش عذرخواهی
until conifers
تا مخروطیان
affiliation
وابستگی
vacant
خالی
the country’s trade deficit with Japan
میزان کسری تراز تجاری این کشور با ژاپن
violence
خشونت
programs are connected to the incidence of violent crime.
برنامه ها به بروز جرم و جنایت های خشونت آمیز در ارتباط است.
most of the country’s renowned filmmakers were forced into exile
بسیاری از فیلمسازان مشهور کشور به زندگی در تبعید مجبور شدند
memorandum
یادداشت تفاهمی
the Republican argument more convincing than the Democrat
استدلال جمهوری خواهان قانع کننده تر از حزب دموکرات
is spent on leisure
در اوقات فراغت به سر برد
executives
مدیران
tariff
تعرفه
kinky
گره خورده
slinky
دزدکی
Virtual Terminal Security Code Matrix
کد مجازی ترمینال امنیت ماتریس
I am feeling cluster
من خوشه احساس
Revenue backlog shippable in current month
قابل حمل با کشتی جمع شدن درآمد در ماه جاری
Tank tops
سقف مخزن
virtues
فضائل
fault
تقصیر
aches
درد
cubic
مکعب
huddle
ازدحام
reimburse
بازپرداخت
exhilarated
واقعه مسرور
groves
باغ
inspect
بازرسی
Integrated Reasoning
استدلال یکپارچه
Graphical Interpretation
تفسیر گرافیکی
Reasoning
استدلال
Higher
عالی
It signifies a dignified consent
این حاکی از رضایت وقار
she would get a reputation
او را شهرت دریافت
she had taut angular features hawk like eyes
او تا به حال ویژگی های زاویه دار سخت مانند چشم شاهین
her gestures dignified and elaborate
حرکات خود را با وقار و استادانه درست شده
he switched allegiance to Democrat the old man dote on him
او تعویض وفاداری خود را به حزب دموکرات عشق ابلهانه ورزیدن پیرمرد به او
language is precious
زبان گرانبها است
flicking back her shawl with haughty disdain
با زدن پشت شال خود را با تحقیر والا
designated
تعیین شده
mayor
شهردار
plumber
لوله کش
most jeopardize the validity
بیشتر به خطر اندازد اعتبار
dwellers
ساکنان
monopoly
انحصار
gourmet delicacy
ظرافت لذیذ
plainly
به سادگی
forbids
منع میکند
severed
قطع شده
newlywed
تازه ازدواج کرده
recruit
استخدام
femur
استخوان ران
inflammation
التهاب
avid
مشتاق
acupuncture
طب سوزنی
initiative
ابتکار
spur
خار
incarcerated
زندانی
privatization
خصوصی
inconveniencing
ایجاد زحمت و دردسر
solicit contribution
درخواست کمک
conglomerate
شرکت مختلط
untapped
دست نخورده
lubrication
روانکاری
franchise
حق رای دادن
irreversible regret
پشیمانی غیر قابل برگشت
this tank=Group of people for brain storm
این مخزن = گروه از مردم برای طوفان مغزی
controversial
بحث برانگیز
carpooling
استفاده مشترک از ماشین
eruption
فوران
proprietary
اختصاصی
distorts
تحریف
ordinance
فرمان
adolescents
نوجوانان
curfew
منع رفت و آمد
negligible impact
تاثیر ناچیز
disturbance
اختلال
thrives
رشد و نمو
discrepancy=contradiction
اختلاف = تناقض
when come discrepancy should explain why about passage
زمانی که آمده اختلاف باید به همین دلیل در مورد عبور توضیح
resurgence
تجدید حیات
concurrently with
همزمان با
biased
گرایش به
fallacy
مغالطه
recreation
تفریح و سرگرمی
perennial subject of debate
موضوع همیشه یکی از مناظره
breed
پرورش و اصلاح نژاد
exaggerate
مبالغه
vulnerable
آسیب پذیر
accuses
متهم
failing to address
ناکامی برای پرداختن
Vague
مبهم
surge
افزایش نیروها
depletion
استهلاک
asserted
اظهار داشت
from ensuing complication
از عوارض متعاقب آن
prosecutor
دادستان کل
susceptible
در معرض
cardiovascular
قلبی و عروقی
facets of the history
جنبه های از تاریخ
introduced in to land
معرفی شده در به زمین
improvised
بداهه
reigned supreme
عالی حاکم بود
hypertension
فشار خون بالا
limb like fins
اندام مانند باله
pendulum
آونگ
justification
توجیهات
incumbents
دولتمردان کنونی
should be banned
ممنوع باید باشد
vacant
خالی
deregulation
حذف نظارت دولت
contributing
مشارکت در
inconclusive
نتیجه قطعی
vast
قریب به اتفاق
procure
تآمین
renowned
مشهور
the prolonged use of anti fugal cream
استفاده طولانی مدت از کرم قارچ
fungal
قارچ
assessing
ارزیابی
unveil
پرده
ease into it
سهولت به آن
strenuous
شدید
cadences
وزنهای
designated
تعیین شده
thighs to administer precisely timed pulses of blood
ران به اداره نبض دقیق زمان بندی خون
to assuage
برای تخفیف دادن
constitution
قانون اساسی
reinforcement
تقویت کننده
Blast at Plant,
انفجار در کارخانه،
Wary of Regulation
محتاط باشید از آیین نامه
devastating
ویران کننده
skepticism
شکاکیت
acquaintances
اطرافیان
waging
به راه انداختن
Congress amended
کنگره اصلاح شود
The construction crew
از خدمه ساخت و ساز
ditches
گودال
semicircular
صورت نیم دایره
effluent
فاضلاب
Untreated sewage smells foul
فاضلاب تصفیه نشده، بوی ناپاک
algae
جلبک ها
sanitary sewerage
فاضلاب بهداشتی
Adjacent
در مجاورت
revitalization
تجدید حیات
province
استان
caregivers
مراقبت کنندگان
monolingual
تک زبانه
once in a while
یک بار در در حالی که
by late morning
صبح اواخر
clerk
کارمند دفتری
snorkeling
غواصی
scuba diver
قهرمانی شیرجه وسیله تنفس در زیر
accommodation
محل اقامت
beverage
و آشامیدنی
savor
مزه کردن
nightgown
پیژامه
lingerie
لباس زیر زنانه
hosiery
جوراب و زیرپوش کشباف
briefs
خلاصه پرونده
resist
مقاومت در برابر
regrets
پشیمانی
offshore
دور از ساحل
concentration of jobs
غلظت شغل
Compromise
سازش
sacrifice
فداکاری
Conform
مطابقت
Reciprocated
متقابل
You resist
تو مقاومت کردن
Tailored to your interests
مناسب با علایق تو
Loyalty
وفاداری
Punctilious
نکته سنج
Other aspects
جنبه های دیگر
aching
درد
tends to stay in matron
تمایل به در زن خانه دار بماند
financial impact
تاثیر مالی
discourage
دلسرد کردن
tinder
آتش زنه
deceased
مرحوم
must contend with the possibility of a strike by employees. the Republican argued more convincingly.
با احتمال اعتصاب کارکنان ادعا.جمهوری خواهان متقاعد کننده تری بودند.
there’s a possibility that the suspect will be sentenced to death.
این امکان وجود دارد که مظنون خواهد شد به اعدام محکوم شده است.
is an outspoken proponent of the death penalty, and has been re elected two times by sweeping majorities.
طرفدار صریح مجازات اعدام است، شده است و دوباره دو بار توسط جارو اکثریت انتخاب می شوند.
limbo
برزخ
Precious
ارزشمند
Admittedly
مسلما
Forced
وادار
Fatuity
بیشعوری
reliable sub miner
قابل اعتماد فرعی معدن
far-right National Front
جبهه ملی راست افراطی
other comprehensive income.
سود جامع.
hedging, available-for-sale securities, and pensions
مصون سازی، در دسترس برای فروش اوراق بهادار، و حقوق بازنشستگی
treasury bills
اوراق خزانه
merchandise
کالا
Abhor(V)
she really abhors him.
Hate
despise (She despises Something)
that rich guy despises the waitress
i despise your mom’s behavior
I despise the fact that she wrote in cursive, i feel that she was trying to show me that she despises me.
که مرد ثروتمند خوار شمارد پیشخدمت
من حقیر شمردن رفتار مادر خود را
من اگر عاشق نباشم این واقعیت است که او در خط شکسته نوشت، من احساس می کنم که او در تلاش بود به من نشان می دهد که او به من بیزار.
you disgust me
تو منو تحقیر میکنی
despicable (ADJ)
مطرود
detest
تنفر داشتن از
Bigot (N)
you are such a christian bigot.
شما چنین متعصب مسیحی هستند.
prejudice (n)
there is a lot of prejudice. (5 black in white school)
prejudiced (adj)
i am prejudiced against Muslims.
است که بسیاری از تعصب وجود دارد. (5 سیاه و سفید در مدرسه سفید)
rivalry (n)
we have a rivalry with that company
walmart and target are rivals with each other
رقابت (نفر)
ما باید رقابت با شرکت
خارج شده و هدف رقبای با یکدیگر می باشد
counterfeit (adj)
he gave me a counterfeit check
تقلبی (سازگار)
او به من یک چک تقلبی
enfranchise (v)
women were enfranchised a long time ago./ women were enfranchised long ago.
ازاد کردن (
زنان حق رای دادن خیلی وقت پیش بود
hamper (v)=hinder the rain hampered our camping plans hinder she hindered my ability to study hindrance i couldn't study because my husband is a big hindrance.
باران برنامه اردوگاه ما مختل شده
obstructed
she was charged with obstruction of justice / she obstructed justice.
او با ممانعت از اجرای عدالت متهم شد / او مانع عدالت است.
kindle (v)
that song kindled the romance
این آهنگ افروخته عاشقانه
kindling
i need kindling wood
من نیاز به جرقه زنی چوب
noxious
that mushroom is noxious
his behavior with me is noxious
که قارچ مضر است
رفتار او با من مضر است
placid
he is not a placid person/ he is placid
او یک فرد آرام و متین است / او راحت است
remuneration
my remuneration is low
پاداش من کم است
talisman
طلسم
agony
“he crashed to the ground in agony”
“او به زمین سقوط کرد با درد شدید”
abrasive(adj) he is abrasive and makes me angry. his behavior is abrasive./ your speech is abrasive. this tooth brush is abrasive this fabric is abrasive
او ساینده است و باعث می شود من عصبانی.
رفتار او ساینده است. / سخنرانی خود را ساینده است.
این مسواک ساینده است
این پارچه ساینده است
bilk = pull the wool over my eyes
he bilked me out of all my money
کلاه سر گذاشتن = جلو و پشم بر چشمان من
covert
he is on a covert mission
پنهان
او در یک ماموریت مخفی است
mission
he went on a mission to LA
و در یک ماموریت به LA رفت
engender (v)
the protest engendered a change in the law.
the dog engendered 6 puppies
اعتراض موجب تغییر در قانون است.
سگ تولید 6 توله سگ
knotty
this subject becomes knotty
my hair is knotty
این موضوع پیچیده تر می شود
موهای من پیچیده است
nuance of
this wine has a nuance of sweetness
the way she walks has a nuance of sophistication
your appearance is very nuanced.
این شراب دارای نکات دقیق وظریف از شیرینی
راه او راه می رود تا به نکات دقیق وظریف از پیچیدگی
ظاهر خود را بسیار متفاوت است.
plagiarism (n)
his paper is clearly plagiarism.
مقاله خود را به وضوح سرقت ادبی.
plagiarize (v)
he plagiarized that paper
او اثار ادبی دیگران را سرقت کردن که مقاله
renown
her beauty is world renowned
that book is renowned
زیبایی او مشهور جهان است
که کتاب مشهور است
tangent
his speech went off tangent. (out of subject)
سخنرانی خود رفت مماس. (از موضوع)
flatter
she flatters me
او به من چاپلوسی
Commensurate
salary will be commensurate with experience”
متناسب
حقوق و دستمزد متناسب با تجربه خواهد بود “
Cojones=Testicles
بیضه
pivot too soon
cogency
“the cogency of this argument”
محوری بیش از حد به زودی
زیرکی
“استحکام این استدلال”
presented and believe
معرفی و باور
rational
منطقی
ponder on
“I pondered the question of what clothes to wear for the occasion”
اندیشیدن در
“من به این پرسش که چه لباس برای پوشیدن بمب برای این مناسبت”
Precious
گرانبها
she would wail
او می ناله
man dragged in sacks of food
مرد کشیده میشوند، در کیسه های مواد غذایی
imperious
امر
frightened
وحشت زده
she had a fierce look
او تا به حال یک نگاه شدید
she stuck her neck out at him and jab with the long
او در او و ضربت با چیز تیز با طولانی گیر گردن او را
fist
مشت
padding of
لایه از
Vengeful
کینه توز
abasement
i felt abasement when he made fun of me.
خواری
من احساس خواری زمانی که او ساخته شده سرگرم کننده از من.
billowing v
after the fire smoke was billowing
billowing smoke
مواج در مقابل
پس از دود آتش شد مواج
دود مواج
cower
when he shouts at the dog, the dog cowers.
از ترس دولا شدن
زمانی که او در سگ فریاد میزند، سگ cowers.
enhance
افزایش
harangue
he was haranguing the crowd
don’t harangue me
صدای بلند نطق کردن
او haranguing جمعیت
من با صدای بلند نطق نمی
labyrinth
maze
that road is like a labyrinth
دخمه پرپیچ و خم
پیچ و خم
که جاده است، مانند دخمه پرپیچ و خم
nullify
that couple nullified their marriage
don’t nullify my argument
بی اثر کردن
که زن و شوهر باطل ازدواج خود را
انجام بحث من لغو نشده است
plaintiff
you are not the plaintiff because I am
شاکی
شما شاکی نه به خاطر من
replete
i just ate food and now i am replete
he was replete of love
we had a lot of arguments and now i am replete
سرشار
من فقط می خوردند غذا و در حال حاضر من پر هستم
او سرشار از عشق بود
ما تا به حال بسیاری از استدلال ها و در حال حاضر من پر هستم
tangible
she was not tangible.
ملموس
metaphorically
my speech is full of metaphors
سخنرانی من پر از استعاره است
perimeter
محیط
inscribed
نوشته شده
longing for you that never quits.
اشتیاق برای شما که هیچگاه سکوت نمی کند.
wicked thought
فکر شریر
thrives
رشد و نمو
beloved
محبوب
quenching kiss
خاموش بوسه
soar
اوج گرفتن
gender is ambiguous
جنس مبهم است
primates
پستانداران
knuckle
بند انگشت
inner longing to be dominated
اشتیاق درونی به سلطه شود
obsessed
وسواس
children are stirring
کودکان پر تحرک
our savings are dwindling
پس انداز ما رو به کاهش
her beloved cat
گربه محبوب خود
immediately
بلافاصله
i have valued all my life
من تمام زندگی من ارزش قائل
snobbery
افاده فروشی
toast and buns and gravy
نان تست و نان و آبگوشت
it is applicable
این قابل اجرا است
fathomless hope
امید بی انتها
conundrum
معما
inner war
جنگ داخلی
bitterness
تند خویی
graceful
برازنده
unscathed
صدمه ندیده
cynical
بدبینانه
existence is an act of rebellion.
وجود یک عمل طغیان و سرکشی است.
glitch
قطعی
Thesaurus
اصطلاحنامه
unassailable
غیر قابل بحث
protocol
پروتکل
compromised
به خطر بیافتد
lust
شهوت
conceive
باردار شدن
imprudent
بی احتیاط
overwhelming semester
ترم تحصیلی طاقت فرسا
we are dedicated to preserving that trust
ما به حفظ این اعتماد اختصاص داده شده
“he was punctilious in providing every amenity for his guests”
“او بسیار مبادی اداب در ارائه هر ملایمت برای مهمانان او بود”
meticulous
“he had always been so meticulous about his appearance”
scrupulous
“the research has been carried out with scrupulous attention to detail”
rigorous
“the rigorous testing of consumer products”
دقیق
“او همیشه شده بود تا در مورد ظاهر خود را دقیق”
وسواسی
“تحقیق شده است با توجه دقیق به جزئیات انجام”
سختگیرانه
“آزمایش دقیق از محصولات مصرف کننده”
conscientious
“a conscientious and hardworking clerk”
با وجدان
“کارمند با وجدان و زحمتکش”
diligent
“many caves are located only after a diligent search”
سخت کوش
“بسیاری از غارها تنها پس از یک جستجوی سخت کوش قرار دارد”
painstaking
“painstaking attention to detail”
زحمت کش
“پر زحمت توجه به جزئیات”
fussy
“he is very fussy about what he eats”
داد و بیداد کن
“او بسیار داد و بیداد کن در مورد آنچه که او می خورد است”
despite =/ spite
we are going to create beauty despite him. but not to spite him.
خوشبختانه با وجود = / علیرغم
ما می رویم به ایجاد زیبایی با وجود او. اما نه به وجود او.
burden
It calms me not to have to share my burden
بار
این من آرام به برای به اشتراک گذاشتن بار مسئولیت من نیست
they will learn about botany and creating and receiving beauty
آنها را در مورد گیاه شناسی و آفریدن و دریافت زیبایی یادگیری
i want to rage and suffer
من می خواهم به خشم و رنج می برند
i am choking
من خفه
i remember an excerpt from a book
من به یاد داشته باشید گزیده ای از یک کتاب
anonymous writer
نویسنده ناشناس
deity
الوهیت
this is to be your shield and your spear
این است که به سپر و نیزه خود را خود را
beneath you
در زیر شما
aligning
هماهنگی
fastidious
“he chooses his words with fastidious care”
سخت گیر می شه
“او کلمات خود را با دقت انتخاب سخت گیر می شه”
perfectionist
کمال گرا
methodical
روش ها
clinging
“she was wearing a clinging black dress”
چسبیده
“او پوشیده بود لباس سیاه و سفید چسبیده”
predicament
“the club’s financial predicament”
This is actually the predicament that we are always in
مخمصه
“مخمصه مالی باشگاه”
این است که در واقع مخمصه است که ما همیشه در
finicky
شیک
pedantic
فضلفروشانه
persnickety
کار بسیار دقیق
A Delicate Future
آینده ظریف
vines
انگور
he is abrasive and makes me angry.
his behavior is abrasive./ your speech is abrasive.
this tooth brush is abrasive
this fabric is abrasive
او ساینده است و باعث می شود من عصبانی.
رفتار او ساینده است. / سخنرانی خود را ساینده است.
این مسواک ساینده است
این پارچه ساینده است
abolition
abolitionist
الغای مجازات اعدام
طرفدار الغای برده داری
the pursuit of happiness
جستجوی خوشبختی
orchard
باغستان
articles of confederation
مقالات از کنفدراسیون
amendment
اصلاح
secede = separate
جدا = جداگانه
constitution
قانون اساسی
declaration
بیانیه
struggle
“before she could struggle, he lifted her up”
مبارزه
“قبل از او می تواند مبارزه، او را برداشته تا”
chaos
“snow caused chaos in the region”
هرج و مرج
“برف باعث هرج و مرج در منطقه”
vast
“a vast plain of buffalo grass”
گسترده
“یک دشت گسترده ای از چمن گاو وحشی”
midst
بحبوحه
how to shield my heart
چگونه برای محافظت قلب من
eternal burning fire that i truly am
آتش ابدی که من واقعا هستم
raging storm
مواج طوفان
reimbursed
she is reimbursed at a rate of $0.20 per mile
بازپرداخت
او در نرخ 0.20 دلار به ازای هر مایل بازپرداخت
in order for me to get a grasp on what is upon us.
به منظور برای من به درک در آنچه که بر ما وارد.
incoherent
گسیخته
sake of another person
به خاطر شخص دیگری
vast distances
فواصل وسیع
altar
قربانگاه
prominent suburban
سرشناس حومه شهر
purportedly
ظاهرا
exceedingly
بی نهایت
faithful
وفادار
temptation
وسوسه
a warning before destruction
یک هشدار قبل از تخریب
Granted
اعطا
through a raffle
از طریق یک قرعه کشی
rectangle
مستطیل
excess
بیش از حد
I am a fanatic of the excess!…
من یک متعصب بیش از حد هستم! …
Got an obsession by the everything
توسط همه چیز وسواس
elevation
ارتفاع
hesitation
تردید
i crave the ravishment of love
من ارزو هتک ناموس عشق
fierceness of passion
شدت اشتیاق
possess
دارای
She has, but does not possess!… Acts but doesn’t expect!…
او، اما ندارند! … اعمال می کند، اما انتظار نیست! …
accommodates
با ظرفیت
aroused
تحریک
sex is like taking huge lung ful of air
رابطه جنسی است مانند گرفتن حد بزرگ ریه هوا
essential
ضروری