(افعال حرکتیV)동사 Flashcards
쓰다✍🏻
نوشتن،استفاده کردن،پوشیدن
타다
سوار شدن
차다
شوت زدن
가다(3/1)
رفتن
오다(3/1)
آمدن
자다(3/1)
خوابیدن
보다(3/1)
دیدن
먹다(3/1)
خوردن
읽다(3/1)
خواندن
공부하다(3/1)
درس خواندن، مطالعه کردن
듣다(4/1)
شنیدن
이다(4/1)
است اسنادی نه اکشن هست نه صفتی
만나다(4/1)
ملاقات کردن
입다(4/1)
پوشیدن
이/가 아닙니다(6/1)
نیستم،نیستی،نیست،نیستیم،نیستید،نیستند.
마라기(6/1)
مهارت صحبت کردن
읽기(6/1)
مهارت خواندن
듣기(6/1)
مهارت شنیدن
쓰기(6/1)
مهارت نوشتن
있다/계세요(8/1)
*افعال استثنا در شکل محترمانه
شکل محترمانه داشتن،وجود داشتن/داشتن،وجود داشتن.
자다/주무세요(8/1)
*افعال استثنا در شکل محترمانه
شکل محترمانه خوابیدن/خوابیدن
먹다,마시다/드세요(8/1)
*افعال استثنا در شکل محترمانه
شکل محترمانه خوردن،نوشیدن/نوشیدن،خوردن
말하다/말씀하세요(8/1)
*افعال استثنا در شکل محترمانه
شکل محترمانه صحبت کردن/صحبت کردن
만나다(9/1)
ملاقات کردن
잠을 자다(9/1)
خواب را خوابیدن(خوابیدن)
마시다(9/1)
نوشیدن
일(을) 하다(10/1)
کار(را)انجام دادن
공부(를) 하다(10/1)
مطالعه کردن،درس خواندن
숙제(를) 하다(10/1)
تکلیف انجام دادن
이야기(를) 하다(10/1)
صحبت کردن/صحبت را انجام دادن
노래(를)하다(10/1)
آواز(را)خواندن
운동(을)하다(10/1)
ورزش(را)انجام دادن
산책(을)하다(10/1)
پیاده روی (را)انجام دادن
앉다(11/1)
نشستن
배우다(11/1)
یادگرفتن
일어나다(11/1)
بیدار شدن
끝나다(11/1)
تمام شدن
닫다(11/1)
بستن
웃다(11/1)
خندیدن
보내다(11/1)
فرستادن
수영하다(11/1)
شنا کردن
울다(11/1)
گریه کردن
다니다(11/1)
رفتن،فعالیت کردن
믿다(11/1)
اعتماد داشتن
쉬다(12/1)
استراحت کردن
아르바이트를 하다(12/1)🍽️💁🏻♀️
کار نیمه وقت را انجام دادن
수영하다(12/1)🏊🏻♀️
شنا کردن
가르치다(12/1)👩🏻🏫
درس دادن
바쁘다(13/1)
مشغول بودن
V/A+지 않다(13/1)
منفی ساز فعل
여행을 하다🧳✈️(13/1)
سفر کردن
«کلمات 하다دار»
🔻빨래를하다🔻
لباس شستن
거짓말하다🤥
دروغ گفتن
고백하다
اعتراف کردن
기억하다
به یاد اوردن
시작하다
شروع کردن
메모하다
یادداشت کردن
구하다
جستجو کردن،نجات دادن
원하다
خواستن
고생하다
سختی کشیدن،رنج کشیدن
등산을 하다(14/1)🧗🏻♀️⛰️
کوه نوردی کردن
낚시를 하다(14/1)🎣
ماهیگیری کردن
독서를 하다(14/1)📖
مطالعه کردن(آزاد)
샤월를 하다(14/1)🛀🏻
دوش گرفتن
쇼핑을 하다(14/1)🛍️🛒
خرید کردن
사진을 찍다(14/1)📸
عکس گرفتن
찍다(14/1)📽️📸
ثبت کردن،ضبط کردن عکس و فیلم و..
옷을 입다(14/1)
لباس پوشیدن
화장을 하다(14/1)💄
آرایش کردن
청소룰 하다(15/1)
تمیزکاری کردن
사다(15/1)
خریدن
놀다*
to play
بازی کردن
달리다*
دویدن
생각하다*
فکر کردن
외국어를 배우다*
یادگرفتن زبان های خارجی
콘서트를 보다*
کنسرت رفتن،کنسرت رو دیدن
운동 경기를 보다*
تماشا کردن بازی های(مسابقات) ورزشی
음악을 듣다*
اهنگ گوش دادن
아침을 먹다*
صبحانه خوردن
씻다*🧽🧴
شستن
회사에 가다*
به شرکت رفتن
장을 보다
.
있다(16/1)
وجود داشتن،داشتن،قرار داشتن یه چیزی
없다(16/1)
نداشتن،وجود نداشتن یه چیزی
장소 관련 동사(18/1)
افعال مربوط به مکان
책을 읽다(18/1)
کتاب خوندن
물건을 사다(18/1)
معنا:خرید وسیله_چیز
✅تفاوت 사다
با 쇼핑을 하다
사다
واقعا رفتن و یه چیزیو خریدنه
اما 쇼핑을 하다
خرید رفتن و کردن به طور کلی هست.
쇼핑을 하다(18/1)
خرید کردن
책을 사다(18/1)
کتاب خریدن
돈을 찾다(18/1)
پول کشیدن،برداشت پول از بانک
찾다(18/1)
جستجو کردن،پیدا کردن
돈을 빌리다(18/1)
پول قرض گرفتن،وام گرفتن
편지를 보내다(18/1)
نامه را فرستادن
소포를 보내다(18/1)
بسته فرستادن
영화를 보다(18/1)
فیلم دیدن
다니다(18/1)
رفت و امد داشتن به مکانی،فعالیت کردن
돌아가다(18/1)
بازگشتن
도착하다(18/1)
رسیدن
올라가다(18/1)
بالا رفتن
내려가다(18/1)
پایین رفتن
놀이기구를 타다(18/1)
وسایل شهر بازی را سوار شدن
일기를 쓰다(19/1)
نوشتن یادداشت های روزانه،خاطره نوشتن
씻다(19/1)
شستن
걷다(21/1)
راه رفتن
싣다(21/1)
حمل کردن
닫다*(21/1)
بستن
받다*(21/1)
دریافت کردن
얻다*(21/1)
گرفتن
믿다*(21/1)
اعتماد داشتن
있다*(계시다)(21/1)
داشتن،وجود داشتن
자다* 주무시다(21/1)
خوابیدن
먹다,마시다*
드시다(21/1)
محترمانه خوردن، نوشیدن
말하다*
말씀하시다(21/1)
محترمانه صحبت کردن
*돕다(1/2)
کمک کردن
*잡다(1/2)
گرفتن(بی قاعده نیست)
ㅂ 불규칙(1/2)
افعال بی قاعده ㅂدار
*씹다(1/2)
جویدن(بی قاعده نیست)
*접다(1/2)
چسبوندن(بی قاعده نیست)
*집다(1/2)🏋🏻♀️
بلند کردن(بی قاعده نیست)
배가 부르다(1/2)
پر بودن شکم
부르다(1/2)
پر بودن
살다(2/2)
زندگی کردن
컴퓨터 게임을 하다(2/2)
بازی کامپیوتری انجام دادن
축구를 하다(2/2)
فوتبال بازی کردن
의출을 하다(2/2)
گردش رفتن،بیرون از خونه رفتن
인터넷을 하다(3/2)
کار با اینترنت
춤을 추다(3/2)💃🏻🕺🏻
رقص را رقصیدن،رقصیدن
기타를 치다(3/2)🎸
گیتار زدن
그림을 그리다(3/2)🧑🏻🎨🖌️🖼️
نقاشی کشیدن
배드민턴을 치다(3/2)🏸
بدمینتون بازی کردن
배가고프다(3/2)
گشنه بودن
캠핑을 하다(4/2)
گردش رفتن
아르바이트를 하다(4/2)
کار نیمه وقت را انجام دادن
데이트를 하다(4/2)
قرار داشتن
운전 연습을 하다(4/2)
تمرین رانندگی را انجام دادن،رانندگی تمرین کردن
다이어트를 하다(4/2)
رژیم گرفتن
스키를 타다(4/2)
اسکی سوار شدن
돌아가다(4/2)
بازگشتن
아프다(4/2)
درد داشتن
몰라다(4/2)
ندانستن
놀다(5/2)
خوشگذرونی کردن،بازی کردن
이동 동사(6/2)
افعال مربوط به جابجایی و حرکت
길을 건너다(6/2)
رد شدن از خیابان
…을/를 타다(6/2)
یه چیزی را سوار شدن
에서 내리다(6/2)
پیاده شدن از…
(으)로 갈아타다=환승하다
خط عوض کردن،پیاده و سوار شدن
에서 출발하다(6/2)
عازم شدن از…،شروع به حرکت کردن،راه افتادن
에 도착하다(6/2)
رسیدن به …
연락하다(6/2)
برقراری ارتباط،ارتباط برقرار کردن
걸다(7/2)
پیاده رفتن،راه رفتن
나가다(8/2)
بیرون رفتن
🔻حرف اضافه»»»에서
나오다(8/2)
بیرون امدن
حرف اضافه»»»에서
올라가다(8/2)
بالارفتن
🔻حرف اضافه»»»»에/(으)로
올라오다(8/2)
بالا امدن
🔻حرف اضافه»»»»에/(으)로
들어가다(8/2)
داخل رفتن
🔻حرف اضافه»»»»에/(으)로
들어오다(8/2)
داخل آمدن
🔻حرف اضافه»»»»에/(으)로
내려사다(8/2)
پایین رفتن
🔻حرف اضافه»»»»에/(으)로
내려오다(8/2)
پایین آمدن
🔻حرف اضافه»»»»에/(으)로
시험에 합격하다(8/2)
قبول شدن در امتحان
빌리다(8/2)
قرض گرفتن
사귀다(8/2)
دوست پیدا کردن
지각하다(8/2)
دیر کردن
이/가 되다(8/2)
شدن
노래를 부르다(8/2)
آواز خوندن
살을 빼다(8/2)
وزن کم کردن
세계여행을 하다(8/2)
جهانگردی کردن
끼다
پوشاندن
우산을 쓰다(10/2)
استفاده کردن از چتر
길이 막하다(10/2)
ترافیک داشتن
켜다(10/2)
روشن کردن
ㄹ 동사/형용사(11/2)
افعال حرکتی و صفتی ل دار
살다(11/2)
زندگی کردن
만들다(11/2)
درست کردن،اماده کردن
팔다(11/2)
فروختن
멀다(11/2)
دور بودن
열다(11/2)
باز کردن
ㄹ 불규칙(11/2)
افعال بی قاعده ل دار
전화 하다(11/2)
تلفن زدن،زنگ زدن
지나다(12/2)
گذشتن/رد شدن
시작되다/하다(12/2)
شروع شدن
넣다(14/2)
اضافه کردن
겨다(15/2)
روشن کردن
끄다(15/2)
خاموش کردن
금지 관련 어휘(15/2)
کلمات/واژگان مربوط به ممنوع بودن
담배를 피우다(15/2)🚬
سیگار کشیدن
큰소리로 떠들다(15/2)
سرو صدا ایجاد کردن،مزاحمت ایجاد کردن
술을 마시다(15/2)
نوشیدن نوشیدنی الکلی
쓰래기를 버리다(15/2)
آشغال را دور انداختن
죄송하다
عذرخواهی کردن
필요하다(16/2)
احتیاج داشتن
인터넷을 사용하다/쓰다(16/2)
استفاده کردن از اینترنت
세탁기를 사용하다/쓰다(16/2)
استفاده کردن از ماشین لباس شویی
지키다(16/2)
نگهداری کردن،به خاطر سپردن
전화를 하다=걸다(16/2)
شماره گرفتن،تماس گرفتن
전화가 오다(16/2)
تلفن اومدن،تماس داشتن
전화를 받다(16/2)
جواب دادن به تلفن
문자를 보내다(16/2)
فرستادن پیام
문자를 받다(16/2)
دریافت کردن پیام متنی
문자를 지우다(16/2)
پاک کردن پیام متنی
지우다(16/2)
پاک کردن
전화를 끊다(16/2)
قطع کردن تلفن،پایان تماس
통화 하다(16/2)
مکالمه تلفنی داشتن،تلفنی صحبت کردن
전화를 잘못 걸다(16/2)
اشتباه گرفتن،اشتباه زنگ زدن
전화를 바꿔 주다(16/2)
گوشیو به یکی دیگه دادن،گوشیو عوض کرذن
피아노를 치다(16/2)
پیانو زدن
좋은 점수를 받다(16/2)
نمره ی خوب گرفتن
V+ㄹ/을 수 있다/없다(16/2)
توانستن/نتوانستن
못+V
V+지 못 하다(17/2)
گرامر عدم امکان
V/A+기 때문에(17/2)
N+때문에(17/2)
گرامر به خاطر(بیان دلیل)
준비하다(17/2)
آماده کردن
바꾸다(17/2)
عوض کردن
탈착 동사(18/2)
افعال پوشیدن و دراوردن لباس
쓰다(18/2)
벗다(دراوردن)
چتر🌂/عینک👓/کلاه🧢
پوشیدن،استفاده کردن ،نوشتن
입다(18/2)
벗다(دراوردن)
شلوار👖/بلوز👚/دامن و…
پوشیدن
신다(18/2)
벗다(دراوردن)
پوشیدن
کفش👟 /جوراب🧦/پوشیدنی های پا
끼다(18/2)
빼다(در اوردن این وسایل)
پوشیدن حلقه💍/عینک آفتابی🕶️/دستکش🧤
하다(18/2)
빼다(در اوردن این وسایل)
پوشیدن و استفاده کردن از جواهرات جز حلقه ها و اکسسوری (تل، گوشواره،گل سر،کش مو و…)
차다(18/2)
풀다(در اوردن،باز کردن)
پوشیدن ساعت⌚
매다(18/2)
풀다(در اوردن،باز کردن)
(پوشیدن،بستن،گره زدن)
کراوات
부끄럽다(18/2)
خجالت کشیدن
눈이 내리다(18/2)
برف باریدن
교한하다(19/2)
تعویض کردن
어울리다(19/2)
مناسب،فیت اومدن به
주다(20/2)
دادن
드리다(20/2)
تقدیم کردن
빌려주다(20/2)
قرض دادن
완성하십시오(1/3)
کامل کنید
약속을 지키다(1/3
سر قول موندن
젓다(2/3)
بهم زدن(چای،قهوه)
젓다(2/3)
بهم زدن(چای،قهوه)
웃다(2/3)
خندیدن