test4 / 7 Flashcards
دامپزشک
veterinarian
تخریب
ویرانی
demolition
رها شده
متروک
derelict
انبار
warehouse
میدان مسابقات
arena
دو میدانی
track and field
مدور
circular
تزیینی
ornamental
حوض
برکه
دریاچه کوچک
pond
قایق پارویی
rowing boat
shed
N
الونک
اتاقک
مرداب
تالاب
wetland
منطقه محافظت شده
nature reserve
دوچرخه سواری
cycling
estuary
جایی که رودخانه به دریا می ریزد
مصب رودخانه
دو چشمی
binocular
این بار نه،
not this time round
و چیزهایی از این قبیل
and so forth
آمار
statistics
آمار و اطلاعات
the statistics and data
پرژکتور سقفی
overhead projector
دایره المعارف
encyclopedia
سواد
literacy
یه چیزیه که ارزشش و داره(ارزش انجان دادنش و داره)
it’s something worth doing
افزودن
enhance
افزوننده
تقویت کننده
enhancer
خوراک
cuisine
seaweed
جلبک دریایی
ingredient
جز
ذرات
Add the flour mixture, stirring just until it is incorporated, to form a batter
مخلوط آرد رو اضافه کنید، هم بزنید تا ترکیب بشند و یکدست بشه و خمیر شکل بگیره
incorporate
ترکیب
commercial
تجاری
بازرگانی
commercially
از نظر تجاری
tacking out something
استخراج کردن
عصاره گیری
extraction
رخ دادن
به وقوع پیوستن
occur
وجود
حضور
بودن
presence