Reading Flashcards
Detrimental effects
مضر
Cope with
وفق دادن
Characteristic
Personality
Particularly
Certainly
Specially
به طور خاص
Cure
Heal
Unlikely
Once-in-a-life-time
ممکن نیست
According to
Depend on
Effect
Impact
Submit
Send
Same principle aim
هدف مشترک
Similar goal
Come up with
به چیزی که میخواست رسید
موفق شد
Bug
اشکال
glitch
عیب فنی
اشکال
Millennia
هزاره
Composition
ترکیب
Revered by
محترم شمرده شدن
Moved to tears
گریه کردن
Punch
سوراخ کردن
Compose
ترکیب کردن
درست کردن
Considerably
به طور قابل توجه
attain
دست یافتن
رسیدن
Inferior
نامرغوب
Undermine
آسیب زدن
تحلیل رفتن
Deterioration
زوال
بدتر شدن
Fool
گول زدن
احمق
Dismissed
منفصل
معاف کردن
Unreasonable
نامعقول
غیر عاقلانه
Exhibit
نمایشگاه
نمایش دادن
Painting exhibited
نمایشگاه نقاشی
generating work that …
تولید کاری که …
Indistinguishable
غیر قابل تشخیص
Persuade
متقاعد کردن
وادار کردن
Prejudice
پیش داوری
Symantec
هوش مصنوعی
Predominantly
اکثرا
Enrapture
به وجود آمدن
مجذوب شدن
Core
هسته
درون
مغز
Extent
حوزه
حد
وسعت
اندازه
Vicinity
مجاورت
Approximately
تقریبا
Brought about
روی کار آورد
بوجود آورد
Took place
روی دادن
Extended down to…
پایین ترمیاد
کمتر میشه
Immense
پهناور
Restore
Fix
تعمیر کردن
Cog
دنده
Confession
اقرار
اعتراف
Pull out
Stop
Determination
تصمیم
Indicate
نشان دادن
To address this
برای مخاطب قرار دادن…
Sensible
معقول
Witness
Evidence
گواهی
Virtual
مجازی
Inflation
تورم اقتصادی
Hypothesis
فرضیه
Layout
طرح بندی
آراستن
Interpret
تفسیر کردن
Assumption
قصد
گمان
Compose
ترکیب کردن
درست کردن
Have an inclination to
انحراف داشتن
Contradict
تناقض
Verification
تصدیق
تحقیق
Fell into
Landed in
افتادن
Noticeable
Conspicuous
قابل توجه(زیاد)
تو چشم
Forecasting
prediction
پیش بینی
Over against
Compare with
در مقایسه با
The proliferation of computers …
زیاد شدن کامپیوترها
اشکال
Bug
Glitch
Deterioration
بدتر شدن
زوال
Undermine
آسیب زدن
تحلیل رفتن
Dismissed
منفصل
معاف کردن
Trick
گول زدن
Criteria
معیار
Standard
Vague
مبهم
sub continent
شبه قاره
Disposal
در دسترس
fort
قلعه
Harvest
محصول
نتیجه
cultivate
کشت کردن زمین زراعی
Supplement
مکمل
تکمیل کردن
diminish
کاستن
کم شدن
Monopoly
امتیاز انحصاری
Indication
نشانه
اشاره
take over
به عهده گرفتن
as soon as
به محض اینکه
Quantity
اندازه
حد
مقدار