Random Flashcards
Evoke
برانگیختن
فرا خواندن
Evade
طفره رفتن
Ballot
برگ رای
Dessert
دسر
Differ with
مخالف با
Differ from
فرق داشتن با
Immigrate
رفتن به سرزمین جدید
Emigrate
ترک سرزمین خودش
Laugher
خندیدن
Farther
دورتر
To imply
گفتن غیر مستقیم
Infer from
استنباط كردن
Principal
اصلی
مدیر
Principle
اصول
قاعده
Quite
کامل
Quiet
ساکت
Quite
خروج
So as to
به منظور
Stereotype
کلیشه ای
Super linguistic
مهارت در چند زبان
Trap
دام
What a Coincidence !
چه تصادفی !
Plea
التماس
Cost a fortune
گران است
Affordable
ارزان
Unaffordable
گران
Fiercely
به شدت
Porcelain
ظروف چینی
Vandalism
خربکاری
Privilege
امتیاز
Consolidate
Consolidation
تحکیم
ادغام
Savage
وحشی
Recap
خلاصه
Surpass
پیشی گرفتن
Urge
اصرار ورزیدن
Whatsoever
به هیچ وجه
ابدا
Exempt
معاف
مستثنا
Coefficient
ضریب
perpetrate
مرتکب شدن
Concession
امتياز دادن
Deteriorate
خراب شدن
Praise
ستايش
ستايش كردن
Toxic
سمي
Exotic
خارجي
غير بومي
Tremendously
فوق العاده
Tremendous
عظيم بزرگ
Riot
شورش
Savage
وحشي
Invade
حمله كردن
Awkward
غير استادانه
بي مصرف
نامناسب
embezzlement
اختلاس
Explicit
صريح
Surplus
مازاد
Allegation
ادعا
Retaliation
تلافی
Deceive
فریب دادن
offensive
حمله ، توهین آمیز
Adolescents
12-17 سال
Cape
شنل
Feature film
فیلم بند
Slapstick
چوب دستی
Yet even
حتی با وجود اینکه
Fled westward
فرارکردن به طرف غرب
occasional
گاه گاه
overshadowed
تحت شعاع قرارگرفتن
Soviet union
اتحادیه جماهیر شوروی
divine
الهی
explicity
صریحا
convict
محکوم کردن / محکوم
facsimile
نمابر
combustion
احتراق
cape
شنل
sediment
رسوب
mythology
اسطوره شناسی
settlement
توافق
provocative
محرک
justify
توجیح کردن
skeleton
ساختار / اسکلت
likewise
به همین ترتیب
divulge
فاش کردن
discretion
اختیار
devine
شیطانی
rehabiliation
توانبخشی
gasification
گازرسانی
compound
ترکیب
attributed to
منسوب به
beware of
مواظب بودن
suppressor
سرکوب کننده
Shredder
خرد کن
churning out
خاموش کردن
prevails
غالب است
this is the situation which now prevails in Sydney
reels
قرقره
Reply-paid section
قبلا پرداخت شده
Breach
نقض كردن / شكستن
ill intention
نيت بد
Backlash
عكس العمل
Deduced
کسر شده
Replenishment
دوباره پر کردن
Similarly
به طور مشابه
Venture into
اقدام به
Stand out
برجسته
Thrive
رشد و پیشرفت کردن
Awkward
بی دست و پا - به شکلی نامناسب
Predators
درنده ها
Evovled
تکامل یافته
Steady
ثابت
Substantially
به طور اساسی
Strain
فشار
Penetration
نفوذ
Worse
بدتر
Deficit
کمبود
Constantly
مداوم
Reoffend
دوباره جرم كردن
Even though
هر چند، با آن که، ولواینکه
Haven
پناهگاه
immerse
غوطه ور شدن
unethical
غیر اخلاقی
Delinquency
بزهکاری
Deadpan voice
صدای جدی و خشن