R3 Flashcards
shallow
کم عمق
currents
حریان
current
جاری
instruction
دستورالعمل
rewrite
بازنویسی
bask
حمام افتاب گرفتن
favor
لطف–توجه
repay
پس دادن– باز پردخت
semester
نیم سال – دوره 16 هفته دانشگاه
internship
کاراموزی
union
اتحادیه
nonprofit
غیر انتفاعی
agency
اژانس
issues
مسایل
nutrition
feeding —- تغذیه
botany
گیاه شناسی
straight
مستقیم–سر راست
branches
شاخه ها
alphabetical
حروف الفبا
fishery
ماهی گیری
shore
ساحل
edge
حاشیه– لبه– کناره
shoal
کم ژرفا
continental
قاره
shelf
فلات
current
stream
gulf
خلیج فارس
stir
به هم زدن
mineral
مواد معدنی_ماده معدنی
nutrients
مواد مغذی
creature
موجود–جانور
cod
ماهی–ماهی گیری
herring
شاه ماهی
layer
لایه
congregate
جمع شدن
prey v
صید کردن–شکار کردن
prey
شکار —-صید
density
چگالی
beginning
شروع — ابتدا
port
بندر
lay
گذاشتن
flake
پوسته – ورقه
coast
ساحل
dot
نقطه–خال–
settle
ته نشین شدن
settler
مهاجر
region
منطقه– ناحیه
local
محلی
ingredient
جزء
merchant
بازرگان–تاجر
market v
به بازار عرضه کردن
catch
گرفتن -
supply n
عرضه
supply v
تامین کردن
in return
در عوض
equipment
تجهیزات
rocky
stony —سنگی
soil
خاک
debt det
بدهی– قرض
continuous
مداوم
replenish
دوباره پر کردن
sign
نشانه -علامت
overfishing
ماهی گیری بیش از حد
slump
سقوط– رکود
offshore
دریایی
fleet
ناوگان
viable
قابل اعتماد
conglomerate
گرد شدن– اختلاط
merge
ترکیب کردن— ادغام شدن
prospering
موفق– خوشبختی
command v
حکم کردن-فرمان دادن
command n
فرمان
consequent
در نتیجه
drop off
مردن– رها کردن—سقوط کردن
bid bed
مزایده—-پیشنهاد
shut down
بستن
industry
صنعت– صنایع
recover
بهبود یافتن—ترمیم شدن
vanish
ناپدید شدن– از بین رفتن
stock
سهم
species اسپیشیز
گونه—نوع—انواع
strict
سخت گیرانه
quota
سهم–سهمیه
extend
توسعه دادن–طولانی کردن
moratorium
مهلت قانونی
collapse n
فروپاشی-سقوط
collapse v
سقوط کردن–
stock
موجودی–سرمایه
plenty
فراوان–مقدار زیاد
teeming fish
پرتقال ماهی
imminent
حتمی– قریب الوقوع
measure v-n
اندازه گرفتن—اندازه–معیار
drastic
شدید – جدی
blame n-v
سرزنش–سرزنش کردن
diminished adj–n
تقلیل یافته—کاهش
seal
مهر
seals
مهروموم
occasional
گاه به گاه
prev previous
پیش از–قبلی– پیشین
norway
نروژ
abundant
فراوان
extremely
فوقالعاده– به شدت
messy
کثیف– بی نظم
plain
جلگه–دشت
familiar
اشنا–خودمانی
development
توسعه
reproduce
تکثیر- دوباره ساختن
defend v
دفاع کردن–محافظت کردن