Part 1 Flashcards
voracious
حریص
indiscriminate
بی رویه
عدم تبعیض
eminent
برجسته
بزرگ
steeped
خیساندن
اشباع کردن
غرق
Replete
انباشته
لبریز
Abound
فراوان بودن
prognosticate
پیش بینی کردن
automaton
ماشین
ماشین خودکار
matron
زن حامی
زن شوهردار
حامی
realm
قلمرو
Annals
سالنامه
تاریخچه
badger
اذیت کردن
گورکن
implore
التماس کردن
drudgery
سخت کوشی
interminable
تمام نشدنی
laconic
مختصر
کم حرف
throng
ازدحام
ازدحام کردن
intrepid
شجاع
دلیر
accost
نزدیک شدن
مواجه شدن
Reticent
ساکت
ضعیف
furtive
دزدکی
پنهان
felon
جنایتکار
plethora
ازدیاد
افراط
hapless
بی نصیب
بیچاره
irate
خشمگین
pretext
بهانه
عنوان
adroit
چیره دست
زرنگ
gesticulate
تصور کردن
با دست اشاره کردن
vigilant
هوشیار
مراقب
Avid
مشتاق
حریص
cajole
گول زدن
rudimentary
ابتدایی
اولیه
nuance
ریزه کاری
loathe
نفرت داشتن
reprimand
تنبیه کردن
توبیخ کردن
lackluster
کمرنگ
تاریک
caustic
تند
نیشدار
Wrest
گردش
پیچاندن
jostle
تنه زدن
هل
dupe
گول زدن
ساده لوح
incipient
مبتدی
اولیه
inadvertent
سهوی
غیرعمدی
ominous
شوم
tremulous
لرزان
ترسان
Repudiate
رد کردن
انکار کردن
cessation
توقف
پایان
bristle
سیخ شدن
موی سیخ
euphemism
حسن تعبیر
mundane
روزمره
دنیوی
incongruous
ناهمخوان
condolence
تسلیت
همدردی
stipulate
تصریح کردن
بیان کردن
قرار گذاشتن