OX-20 Flashcards
Minor
جزيي
burn
سوختن
سوختگي
Cut
بريدن
Blood
خون
Bandage
بانداژ
Cover sth
پوشاندن
Prevent sth
جلوگيري كردن
Infection
ابتلا
هدايت
الودگي
Symptom
نشانه هاي بيماري
Develop
توسعه دادن
thoroughly
سرار
كاملا
Wound
زخم
زخم كردن
temporarily
موقتا
heal
heal up
جوش خوردن
التيام يافتن
nasty
تهرع اور
كثيف
نا خوشايند
injury
زخم
backward
Forward
از پست- به سوي پشت
از جلو
direction
فرمان
حكم
مديريت
bang sth
ترق و توروق
hit
ضربه خوردن-زدن
dizzy
گيج
منگ
سرگيجه
turning
چرخاندن
Fall
افتادن
unconscious
بي هوش
بي خبر
غش كرده
State
وضع
حالت
Conscious
هوشيار
اگاه
متوجه
faint
غش كرده
از حال رفته
Pass out
ضعف كردن
مردن
swollen
پف كرده
متورم
bleed
خون امدن
خونريزي داشتن
elbow
ارنج
banged
مضطرب
Came round
گرد شد
bruised
كبود شدن
bleeding
خون ريزي
running water
اب جاري
Hold
نگه داشتن
infection
عفونت
Slipp
ليز خوردن
painful
دردناك